نوشته های روزانه من از خودم و دیگران

نوشتن در خلوت و در دنیای مجازی

عطسه، خصوصی ترین مسائل تان را لو می دهد

فرقی نمی‌کند که دچار آلرژی بهاره شده باشید یا سرماخوردگی شما را دچار خود کرده باشد. عطسه به هر دلیلی که سراغتان بیاید، می‌تواند بدون اجازه شما، شخصیت‌تان را آشکار کند. روانشناس‌ها سال‌هاست که برای رمزگشایی عطسه افراد پژوهش می‌کنند و نتایج چند بررسی آنها، ثابت کرده، عطسه‌های به ظاهر بی‌معنا، تمام آنچه در خود پنهان کرده‌ایم را بیرون می‌ریزند. محققان می‌گویند، همین واکنش طبیعی ساده، نشان می‌دهد ما با دیگران چه تفاوت‌هایی داریم و زیر و بم‌های شخصیت‌مان را آشکار می‌کند. پس اگر می‌خواهید کمی مرموز بمانید و به آسانی کشف نشوید، عطسه‌هایتان را حبس کنید.

عطسه؛ ارث پدری

شاید حتی برای نزدیک‌ترین اطرافیان‌تان، شیوه عطسه کردن شما عجیب به نظر برسد؛ اما محققان می‌گویند، شما به هر شکلی که عطسه کنید، باز هم مقصر نیستید. از نظر آنها، ژن‌ها در انتقال یک شیوه عطسه کردن به شما نقش دارند. پژوهش‌های آنها نشان می‌دهد، عطسه کردن هم مثل خیلی از رفتارهای دیگر، به شما ارث می‌رسد و دانستن همین واقعیت کافی است تا باور کنید عطسه‌ها، بهتر از شناسنامه شما می‌توانند در معرفی کردن‌تان نقش داشته باشند؛ زيرا بسیاری از ویژگی‌های شخصیتی هم از طریق ژن‌ها به شما منتقل می‌شود.

بمب عطسه‌ای؛ نشانه یک کلامی 

اگر با صدای بلند عطسه می‌کنید و نمی‌خواهید درونیات‌تان آشکار شود، بهتر است جلوی افرادی که با آنها رودربایستی دارید، مانع عطسه‌تان شوید، چراکه بررسی‌ها ثابت کرده عطسه‌های بلند، مخصوص آدم‌های مقتدر و سلطه جوست. البته نگران نباشید، زيرا چنین عطسه‌ای می‌تواند خصوصیات مثبت شما را آشکار کند و به دیگران نشان دهد که شما در تصمیم‌گیری‌های بحرانی خوب و سریع عمل می‌کنید و فردی کاری هستید. محققان می‌گویند، کسانی که عطسه‌شان مثل یک بمب منفجر می‌شود، آدم‌های قاطعی هستند که می‌تواند نقش یک رهبر خوب و یک مدیر موفق را بازی کنند. نتایج پژوهش دیگری هم ثابت می‌کند، افرادی که با صدای بلند عطسه می‌کنند دوست دارند در گروه‌های دوستانه و کاری نقش رهبر را بازی کنند و همچون یک مدیرتوانا و یک رئیس با نفوذ، قدرت اداره دیگران را دارند. به اعتقاد پژوهشگران اگر کاری به اینگونه افراد سپرده شود، با تمرکز و تعهدی که به خرج می‌هند، به خوبی از پس آن برمی‌آیند.

درستکار‌های تر و تمیز

رعایت کردن اصول نظافت، تنها آداب دانی شما را نشان نمی‌دهد. محققان می‌گویند، کسانی که هنگام عطسه کردن، دستمال جلوی دهان و بینی‌شان می‌گیرند، خصوصیات بهتری دارند که می‌تواند دیگران را به سمت‌شان جذب کند. از نظر آنها اگر شما چنین رفتاری را داشته باشید، به دیگران نشان می‌دهید انسانی شایسته و قابل‌اعتمادید. از نظر پژوهشگران فنون عطسه خوانی، می‌گویند چنین فردی، نه تنها با ادب است و قانون‌های معاشرت را خوب می‌داند، بلکه با دقت، درستکار و بسیار منطقی هم است.

بررسی‌های دیگر هم ثابت کرده کسانی که هنگام عطسه کردن جلوی دهان خود را می‌گیرند، بسیار موقر و متعادل هستند و دوست دارند دیگران در موردشان تصور خوبی داشته باشند. آنها قبل از انجام هر کاری و گرفتن هر تصمیمی حسابی فکر می‌کنند و همه جنبه‌های موضوع را می‌سنجند تا مبادا راه را بیهوده اشتباه بروند یا دل کسی را بشکنند. چنین افرادی از عهده اداره یک زندگی به خوبی برمی‌آیند، زيرا حسابگر و دقیق هستند و بسیاری از موضوعاتی که از دید آدم‌های دیگر پنهان می‌ماند را می‌بینند و به آنها توجه می‌کنند.

عطسه زشت؛ مخصوص افراد جالب

اگر عطسه‌ای زشت و نتراشیده دارید، نگران نباشید. حتی این عطسه‌های نابهنجار هم می‌توانند به دیگران بگویند که خصوصیات ویژه و قابل توجهی دارید. پژوهشگران معتقدند، کسانی که با صدای بسیار بلند و خشن عطسه می‌کنند و به جای یک مرحله، چند بار عطسه‌شان را تکرار می‌کنند، افراد مشتاقی هستند که در کنارشان حسابی خوش می‌گذرد. مطالعات نشان می‌دهد این افراد ويژگي‌هاي خوب اجتماعی بسیاری دارند و توانايی ایجاد انگیزه در دیگران و تاثیر گذاشتن بر نظراتشان را دارند. شاید چنین عطسه‌ای برای مخاطبان شما عجیب به نظر برسد، اما می‌تواند رازهای شنیدنی شخصیت شما را هم به گوش آنها برساند.

از نظر پژوهشگران، آدم‌هایی که به این شکل عطسه می‌کنند، برونگرا هستند و دوستان زیادی دارند. این افراد هرگز تنها نمی‌مانند، زيرا به خاطر سابقه خوبشان، همیشه آدم‌هایی به آنها وفادار می‌مانند و در لحظات سخت به دادشان می‌رسند. بررسی‌ها ثابت کرده، نباید این افراد را به بی‌کلاسی و بی‌ادبی متهم کنیم، زيرا این شیوه عطسه کردن، چندان به خواسته آنها بستگی ندارد و این عطسه‌های بلند تا حدودی ناخودآگاه بیرون می‌پرند.

تک عطسه‌ای‌های مهربان

اگر فقط یک عطسه می‌کنید، خوشحال باشید و بدون ترس در مقابل دیگران عطسه کنید. بررسی‌ها نشان می‌دهد، افرادی که فقط یک عطسه می‌کنند آدم‌های خوب و مهربانی هستند که به راحتی با دیگران کنار می‌آیند. اگر خواستگار شما فوت و فن عطسه‌خوانی را بداند، با دیدن تک عطسه‌های شما، می‌فهمد که فردی خون‌گرم، مفید و حامی دیگران هستید و می‌توانید در جریان زندگی مشترک، برایش نقش همسری مهربان و فداکار را بازی کنید.  اگر یک فرد قدرت‌طلب به خواستگاری شمایی که آرام و بی‌صدا عطسه می‌کنید بیاید، احتمالا هر شرطی را از طرف شما می‌پذیرد و از دست‌تان نمی‌دهد، زيرا بررسی‌های دیگر هم ثابت کرده‌اند کسانی که ملایم عطسه می‌کنند، شخـــــــصیتی آرام دارند و به اطرافیانشان وفادار می‌مانند. از نظر پژوهشگران این افراد، شخصیتی وابسته دارند و اگر به کسی دلبسته باشند، هر سختی‌ای را به خاطر او تحمل می‌کنند.

عطسه ناگهانی نشانه زرنگی

عطسه بعضی از افراد آداب و رسوم خاصی دارد و چند ثانیه‌ای مقدماتش طول می‌کشد، اما بعضی عطسه‌هاي دیگر، خیلی سریع و بدون مقدمه بیرون می‌پرد. پژوهشگران معتقدند، کسانی که ناگهانی و خیلی زود عطسه می‌کنند، آدم‌های تند و تیزی هستند. اگر خواستگار شما بتواند عطسه‌تان را معنا کند، ممکن است بیشتر از شما حساب ببرد، زيرا پژوهشگران می‌گویند، کسانی که به این شکل عطسه می‌کنند، نکته‌سنج و تیزبین هستند و نمی‌توان به سادگی موضوعات را از آنها پنهان کرد. پس اگر می‌خواهید گربه را دم حجله بکشید و به او نشان دهید نمی‌تواند شما را فریب دهد و مقابلش تند و بی‌مقدمه عطسه کنید. پژوهشگران معتقدند، این افراد در مواقع بحرانی به بهترین شکل ممکن عمل می‌کنند و از پس مشکلات برمی‌آیند. این افراد آدم‌شناس‌های خوبی هستند و معمولا در کمترین فرصت، می‌توانند موقعیت‌ها را ارزیابی کنند و بدانند که فرد مقابلشان چند مرد حلاج است. اگر عطسه شما ناگهانی باشد، بعید نیست بتواند عنان زندگی را خودتان به دست بگیرید و در صورت ازدواج با مردی سازگار، مهم‌ترین تصمیم‌ها به خواسته شما گرفته شود.

خانم‌ها مرموزترند

درحالی که عطسه کردن می‌تواند خصوصیات کلی شما را فاش کند، اما محققان معتقدند خانم‌ها با این فاش‌کننده راز مشکل دارند. بررسی‌های آنها نشان می‌دهد، 30 درصد خانم‌ها ترجیح می‌دهند، جلوی عطسه شان را بگیرند و در مقابل دیگران، مانع از بیرون پریدن عطسه شوند. البته خاموش کردن عطسه، کار چندان دشواری هم نیست. تنها کافی است چند لحظه انگشت‌تان را زیر بینی‌تان بگیرید. این کار در بيشتر مواقع، شما را به نتیجه‌ای که می‌خواهید می‌رساند.

10 کاربرد عجیب قهوه

در اینجا استفاده های عجیب قهوه را برایتان نام برده ایم که شاید مفید باشند. 

1. رفع سردرد

یافته های علمی ثابت کرده اند کافئین موجب کاهش ورم رگ های خونی می شود و در نتیجه به کم شدن سردردهای شدید و دایم کمک بسیاری می کند. افرادی که قهوه خالی می نوشند تا 58 درصد و آنهایی که به همراه  قهوه، ایبوپروفن می خورند تا 70 درصد سردردهای خود را از بین می برند. 

2. تعمیر وسایل چوبی

آیا ترک، لب پریدگی، خراش یا تراشیده شدن وسایل خانه تان شما را ناراحت می کند؟ می توانید آنها را با قهوه غلیظ برطرف کنید. برای تهیه خمیر ضخیم، 2 تا 3 قاشق غذاخوری قهوه را با آب کافی مخلوط کنید؛ برای چوب هایی که ته رنگ قرمز دارند، مقداری ید به آن اضافه کنید. این خمیر را با استفاده از چاقوی پلاستیکی یا کاردک داخل ترک ها پر کنید. اضافه ترک ها را از لبه های آن پاک کنید و اجازه دهید تا این خمیر به طور کامل خشک شود. در آخر نیز با واکس مبل روی آن را برق بیندازید.

3. تهویه هوای اتومبیل

برای اینکه اتومبیل شما همیشه تمیز و تازه به نظر برسد، یک لیوان کوچک پر از دانه قهوه در جایی بگذارید که نریزد. دانه های قهوه هرگونه بوی شدید، همچون بوی غذا را به خود جذب می کنند و هوای ماشین تازه می ماند.

4. به عنوان کمپوسیت

می توانید قهوه (یا چای یا نوشابه غیررژیمی) روی خاک یا کمپوست بریزید تا روند فاسد شدن تسریع و کمپوسیت تشکیل شود. 

5. کود گیاهان

کافئین موجود در  دانه های قهوه نیستند که گیاهانی همچون آزالی، انواعی از گل های رز و گیاهان همیشه سبز دوست دارند بلکه این خاصیت اسیدی و اکسیژن رسانی آن است – نیتروژن، فسفر و مواد معدنی از جمله مواردی است که قهوه به گیاهان می بخشد. برای اینکه دانه ها کپک نزنند، آنها را در عمق زیادی از خاک دفن کنید. البته در این کار خیلی زیاده روی نکنید. حدود ¾ یک فنجان دانه قهوه را در خاک نزدیک ریشه گیاه خاک و این کار را هر ماه یکبار  تکرار کنید. برای گیاهان دوستدار محیط های اسیدی نیز می توان از دانه های قهوه نیز به عنوان کود استفاده کرد. البته استفاده زیاد از این ماده باعث خراب شدن خاک نیز می شود. 

6. پخت نان

برای پخت نان در فر می توانید از قوطی های خالی قهوه استفاده کنید. البته باید سطح داخلی آن را روغن بمالید و سپس آرد بپاشید تا خمیر به آن نچسبد. 

7. براق کردن موها

هنگامی که موها خشک و تمیز هستند با قهوه غلیظ به آن درخشندگی ببخشید. به موها قهوه بمالید و پس از 20 دقیقه آبکشی کنید. این کار را به مدت 7 روز ادامه دهید تا موها کاملا براق شوند.

8. پاک کردن صورت

با دانه های قهوه نیز می توانید صورت خود را لایه برداری کرد. دانه های نمدار قهوه را روی صورت خود بمالید تا سلول های پوست مرده از آن جدا شوند. سپس آبکشی کنید. 

9. رنگ و طعم دادن به گوشت

برای اینکه گوشت گوشفندی رنگ قهوه ای تیره و طعم عالی به خود بگیرد، در نیمه های پخت یک پیمانه قهوه سیاه به آبگوشت اضافه کنید. البته این کار فقط برای گوشت گوسفند نیست و برای گوشت گوساله هم مصداق دارد.

10. رنگ کردن تخم مرغ 

برای نوروز سال آینده می توانید تخم مرغ ها را به رنگ قهوه ای تیره رنگ آمیزی کنید. برای این کار یک قهوه غلیظ درست کنید و تخم مرغ را داخل آن بجوشانید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1392ساعت 8:57  توسط مرجان فرآورده  | 

نکند ازدواج شما نحس باشد!

درست است که ازدواج هم مثل دیگر اتفاقات زندگی از قانون غیرقابل نقضی پیروی نمی‌کند اما آینده این تصمیم هم مثل دیگر تصمیم‌ها تاحدودی قابل پیش‌بینی است و البته درست است که حتی با گذاشتن تمام سوپاپ‌های اطمینان هم نمی‌شود آینده را پیش‌بینی کرد، اما روانشناسان و محققان این حوزه معتقدند بی‌توجهی به زنگ خطر‌ها می‌تواند زودتر از آنچه تصورش را می‌کنید، زندگی شما را به سراشیبی بیندازد. اگر می‌خواهید با اطمینان بیشتری به دنیای عجیب و مبهم ازدواج پا بگذارید، بهتر است نگاهی به تجربیات دیگران بیندازید و این 13 زنگ خطر را جدی بگیرید.

زنگ خطر اول

گذشته‌اش را مهر و موم کرده؟

وقتی با او در مورد گذشته صحبت می‌کنید، به گفتن جواب‌های کلی و گنگ اکتفا می‌کند و تمایلی به گفتن خاطرات گذشته‌اش ندارد؟ اگر چنین فردی در مقابل شما قرار دارد، کمی محتاط‌تر باشید. کسی که با اشتیاق خاطراتش را برایتان بازگو نمی‌کند و نمی‌توانید سر از کارنامه‌اش دربیاورید، ممکن است واقعیت‌های مهمی برای پنهان کردن داشته باشد. بررسی‌ها ثابت کرده  کسی که از صحبت کردن درمورد گذشته خود اجتناب می‌کند و وقتی از او سؤالی مي‌كنيد، از جواب‌دادن به آن طفره می‌رود، ممکن است فرد ایده‌آلی برای ازدواج نباشد. چنین شخصی احتمالا در پاسخ به شما، موضوع را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد و همیشه با سیاست از پاسخ دادن خودداری می‌کند یا جوابی که چندان مشکلی از شما حل نمی‌کند را بر زبان می‌آورد.

زنگ خطر دوم

با خانواده‌اش بیگانه است

اگر خواستگار شما میانه‌ای با خانواده‌اش ندارد و کمتر سراغشان می‌رود هم باید مراقب باشید. کسی که از صحبت کردن در مورد خانواده‌اش و سوابق خانوادگی‌اش طفره می‌رود، مشکلات جدی‌تری دارد که ممکن است به راحتی قابل حل نباشد. ممکن است این فرد با صمیمی شدن مشکل داشته باشد یا نسبت به اعضای خانواده‌اش احساس خشم فروخورده‌ای داشته باشد؛ خشمی که می‌تواند در دیگر جنبه‌های زندگی او هم اثر بگذارد و از ارتباطات کاری گرفته تا شیوه فرزندپروری و ارتباطش با شما را تحت تاثیر قرار دهد.

زنگ خطر سوم

با همسر سابقش صمیمی است

ارتباط داشتن با همسر یا نامزد سابق، زنگ خطر دیگری است که باید به آن توجه کنید. اگر خواستگار شما هنوز هم با همسر یا نامزد سابقش ارتباط نزدیک و صمیمانه‌ای دارد، باید بیشتر نگران باشید. گرچه احتمالا او از عبارت «دوستی ساده» استفاده می‌کند اما همیشه این خطر وجود دارد که به رابطه قدیمی‌اش بازگردد و نتواند از خاطراتش دل بکند. درست است که همسر آینده شما هم مثل هر فرد طبیعی، دوستان هم‌جنس و غیرهم‌جنسی دارد اما اگر از معرفی شما به دوستان غیرهمجنسش خودداری كرده و دور از چشم شما با آنها ملاقات می‌کند، نمی‌توانید انتظار تشکیل زندگی موفقی را داشته باشید.

زنگ خطر چهارم

بدون خانواده‌اش آب نمی‌خورد

ارتباط افراطی با اعضای خانواده به همان اندازه نداشتن چنین ارتباطی می‌تواند دردسرساز شود. اگر نامزد شما بیش از اندازه به خانواده‌اش نزدیک است و بدون خواست و تمایل آنها، نمی‌تواند تصمیمی بگیرد، در مورد انتخاب او تردید کنید. اگر او در طول روز بارها و بارها با خانواده‌اش صحبت می‌کند و برای خدمت‌رسانی به آنها، از اولویت‌های زندگی خودش می‌گذرد، احتمالا دچار وابستگی افراطی است. فردی که اجازه می‌دهد خانواده‌اش به او امر و نهی کنند و در این مورد حد و مرزی هم قائل نمی‌شود، نمی‌تواند ازدواج موفقی داشته باشد. احتمالا او بعد از ازادواج هم گفته‌ها و تصمیم‌های خانواده‌اش را در اولویت قرار می‌دهد و نمی‌تواند به همسرش آنطور که باید ارزش و اعتبار دهد. با ورود به چنین خانواده‌ای، شما به عنوان یک فرد اضافی و بی‌اهمیت، احساس غریبگی خواهید کرد و همسرتان هم هرگز به خاطر دفاع از حقوق و نظرات شما، به خانواده‌اش واکنشی نشان نخواهد داد.

زنگ خطر پنجم

معتاد یا رفیق‌باز است؟

قبل از دادن هر جوابی به عادت‌های خواستگارتان توجه کنید. سابقه اعتیاد به مواد مخدر، یک زنگ خطر جدی است. اگر او برای بیشتر کردن «شادی»‌هایش سراغ مخدر می‌رود یا می‌خواهد از این طریق با دوستانش خوش باشد به آینده زندگی مشترکتان بیشتر فکر کنید. چنین تفکری را نمی‌توانید به آسانی توجیه کنید. یادتان نرود شما نه پزشک مخصوص او هستید و نه روان‌درمانگرش؛ پس با این توجیه که بعد از ازدواج اوضاع فرق می‌کند و با دیدن توجه و محبت شما، او هم تغییر می‌کند، خودتان را به دام نیندازید. البته مسلما خواستگار شما در ابتدا چنین اتهاماتی را انکار می‌کند یا در صورت پذیرش آنها، به شما وعده‌هایی برای آینده می‌دهد اما باور کنید که شما به تنهایی قادر به تغییر دادن چنین شرایطی نیستید.

زنگ خطر ششم

شما را کادو باران می‌کند

از مردهای بیش از حد مهربان بترسید. مردهایی که شما را غرق در محبت و توجه می‌کنند و تمام دارایی‌شان را به پای شما می‌ریزند، نمی‌توانند همسر ایده‌آلی برای شما باشند. کسی که مدام با شما تماس می‌گیرد و وانمود می‌کند که تمام 24 ساعت به شما فکر می‌کند، در آینده می‌تواند زندگی را برایتان سخت کند. چنین فردی احتمالا در مورد شما احساس مالکیت شدیدی دارد یا از غرق کردن خودش در این رابطه به عنوان راهی برای فرونشاندن اضطرابش استفاده می‌کند. چنین همسری در آینده هم برای شما آزادی و حریم شخصی قائل نخواهد شد و نیاز طبیعی شما به تنهایی را درک نخواهد کرد. گرچه در آغاز دیدن این توجه‌ها می‌تواند لذت‌بخش و همراه با غرور باشد اما بعد از مدتی در کنار او احساس خفگی خواهید کرد.

زنگ خطر هفتم

از همسر سابقش بیزار است 

اگر شما اولین تجربه ارتباط خواستگارتان با جنس مخالف نیستید، باید محتاط‌تر عمل کنید. احساسات خوب، بد یا خنثایی که این مرد نسبت به همسر یا نامزد قبلی‌اش دارد، می‌تواند برای شما هشداری جدی‌باشد. اگر او به شدت از همسر یا نامزد قبلی‌اش نفرت دارد و نسبت به او عصبانی و منزجر است، مراقب باشید. در زندگی با مردی که همیشه تجربه‌های قبلی‌اش را به عنوان آزاردهنده‌ترین اتفاقات ارتباطی زندگی‌اش بیان می‌کند و به جای در نظر گرفتن اشتباهات خود، آنها را برای شکست رابطه‌اش مقصر می‌داند، شما هم امنیت ندارید. احتمال اینکه مقصر بعدی شما باشید و تمام نفرتش متوجه شما شود هم کم نیست. چنین مردهایی مسئولیت خود را در ساختن و پروراندن یک رابطه درنظر نمی‌گیرند و معمولا، هیچ‌وقت به رضایت عاطفی نمی‌رسند.

زنگ خطر هشتم

با یک چمدان شکست به خواستگاری آمده؟

می‌گویند همه آدم‌ها یک چمدان نامرئی را با خود به همراه دارند. چمدانی که از خاطرات گرفته تا موفقیت‌ها و شکست‌ها را در خود دارد. برای آنکه بخواهید به خواستگارتان جواب بدهید، باید نگاهی به محتویات چمدان او بیندازید. آیا سرگذشت او پر است از اشتباهات شغلی و ارتباطی یا اینکه با یک دنیا تجربیات سودمند به زندگی با شما وارد می‌شود؟ آیا او از شکست‌های زندگی‌اش درس گرفته یا اینکه اشتباهاتی که پیش از این خانواده‌اش انجام داده بودند را دوباره تکرار می‌کند و از انجام دوباره اشتباهات خودش هم ابایی ندارد؟ یادتان نرود از خواستگاري تا ازدواج، شما به زمانی بین 6ماه تا 2 سال نیاز دارید و در این دوران نامزدی، می‌توانید چمدان همسر آینده‌تان را حسابی زیرو رو کنید.

زنگ خطر نهم

زیر بدهی دست و پا می‌زند؟

اینکه همسر آینده شما پولدار باشد یا نباشد، موضوع چندان مهمی نیست اما تصمیم‌گیری‌های مالی او، می‌تواند آینده زندگی‌تان را هم تاحدودی آشکار کند. اگر خواستگار شما همیشه بدهکار و مقروض است، زیاد به موفقیت این رابطه خوشبین نباشید. فردی که برگه‌های جریمه پرداخت‌نشده‌ای دارد و نمی‌تواند دخل و خرجش را با هم هماهنگ کند، احتمالا از نظر اقتصادی بی‌ثبات است و به‌جای تلاش برای رفاه شما، مدام وعده‌هایی را مطرح می‌کند که هرگز عملی نمی‌شوند.

زنگ خطر دهم

زندگی‌تان را توی مشتش گرفته؟

به گفته خودش می‌خواهد مثل یک پروانه دور شما بچرخد و نگذارد آب توی دلتان تکان بخورد؟ اینکه همسر شما چنین ادعایی را چطور عملی می‌کند هم می‌تواند در دوام  یا شکست ارتباط شما موثر باشد. اگر او مدام شما را زیر نظر دارد و به بهانه حمایت و محافظت از شما، تنهایتان نمی‌گذارد، آینده خوشی در انتظارتان نیست. فردی که در همین آغاز آشنایی مدام شما را به بهانه مهربانی بیش از حدش کنترل می‌کند، در آینده به همسری سختگیر و دیکتاتور تبدیل می‌شود که مجال نفس کشیدن را به شما نمی‌دهد. یادتان نرود که زندگی مشترک، همیشه در این روزهای شیرین آشنایی باقی نمی‌ماند و چنین مردی، می‌تواند به همسری کنترل‌گر و حسود تبدیل شود که در تمام تصمیم‌های زندگی‌تان دخالت می‌کند و حتی ارتباطتان با دیگران را زیر نظر می‌گیرد.

زنگ خطر یازدهم

خانواده‌ها سد راهند

نیاز آدم‌ها به احترام یک نیاز اساسی برای ساختن ارتباطی موفق است. اگر از همان ابتدای آشنایی شما، اطرافیانتان این ارتباط را به رسمیت نمی‌شمرند، مراقب باشید. دلایل خانواده‌ها و دوستان برای مخالفت با این ارتباط چیست؟ به پاسخ این سؤال خوب فکر کنید و اگر به نتیجه نرسیدید، موضوع را با خانواده‌ها مطرح کنید. یادتان نرود حمایت و  احترام اطرافیان شما نسبت به این ارتباط، انرژی شما برای ساختن یک زندگی موفق را چندین برابر می‌کند و فراموش نکنید همه ما، نیاز داریم به ارتباط عاطفی و همراهی که برای زندگی‌مان انتخاب کرده‌ایم، افتخار کنید و با شادی همراه او در کنار دیگران حاضر شویم.

زنگ خطر دوازدهم

آرزوهای شما آرزویش نیست

او زندگی در یک شهر کوچک را می‌پسندد و زندگی شما با ترافیک و شلوغی گره خورده؟ او عاشق لم دادن و تلويزیون دیدن است و شما برای اینکه امروزتان از دیروز پربارتر باشد به هر دری می‌زنید؟ او گوشه‌گیر و اهل تنهایی است و شما عاشق مهمانی و مسافرت‌های برنامه‌ریزی نشده‌اید؟ اگر میان شما و خواستگارتان، یک دنیا تفاوت ریز و درشت وجود دارد و نمی‌توانید از آنها صرف‌نظر کنید، مراقب باشید. تفاوت نگاه شما به زندگی و انتخاب سبک‌های زندگی متضاد، می‌تواند به زیان هر دوی شما تمام شود. چنین زندگی‌اش از شما افرادی خسته خواهد ساخت که از تفریحات هم لذتی نمی‌برند و معنای شادی و خوش‌گذشتن در ذهنشان تفاوت اساسی دارد.

زنگ خطر سیزدهم

وقت ازدواجش شده؟

زندگی با مردی که تنها به دليل آنکه سنش اقتضا می‌کند تصمیم به ازدواج گرفته، آسان نیست. مردهایی که با فشار خانواده و اطرافیان یا به دليل ترس از همیشه تنها ماندن و رقابت با دوستان متاهل‌شان ازدواج می‌کنند، اغلب سرانجام خوشی ندارند. گذشته از این، کسانی که به دليل تلافی کردن و انتقام گرفتن از نامزد و همسر قبلی‌شان به خواستگاری می‌روند، نمی‌توانند زندگی موفقی را بسازند. انگیزه آنها عشق و ساختن یک زندگی موفق در کنار کسی که توانایی خوشبخت کردنشان را دارد، نیست. آنها تنها به دليل رها شدن از فشارهای خانواده یا اثبات توانایی‌هایشان به دوستان یا همسر سابق برای ساختن این زندگی پیش‌قدم می‌شوند، پس مراقب باشید و از انگیزه همسرتان برای ازدواج مطمئن شوید.

عطر های بهاری آدم با کلاس ها

عطری که به خود می‌زنید تا حدود زیادی بیانگر شخصیت شماست و می‌تواند یک ویژگی منحصر به فرد برای شما به حساب بیاید؛ اگر خودتان را جزو دسته خوش‌پوش‌ها می‌دانید و به ظاهر آراسته خود اهمیت می‌دهید، انتخاب‌ یک رایحه خوش هم از این قاعده مستثنا نخواهد بود. زندگی ایده‌آل در این شماره به شما رایحه‌های خوشبو و با دوامی را پیشنهاد می‌کند که به خودی خود از بهترین‌های ویترین عطرفروشی‌ها به حساب می‌آیند.

Kenzo Flower Tag

بمب گلی 

رایحه این عطر سرشار از عصاره شکوفه گل‌ها و میوه‌هاست؛ با بو کردن این عطرگویا در باغی پر از گل و میوه قدم گذاشته‌اید و ذهن‌تان از مشغولیت‌های روزمره رها می‌شود. این رایحه در واقع نمونه جوانانه تر عطر کنزو فلاور است. ردپای مویز سیاه،ترش و شیرینی ریواس، حس تازگی شکوفه پرتقال، گل صدتومانی،شکوفه گل یاسمن و سوسن سفید و شکوفه رز قرمز در ترکیبات این معجون خوشبو دیده می‌شود؛ فراموش نکنید رایحه‌های گلی معمولا ماندگاری بالاتری نسبت به رایحه های دیگر دارند .ماندگاری این عطر بین 7 تا 10 ساعت است که در 3 سايز 30، 50 و 100 میلی لیتر در ویترین عطر فروشی‌ها موجود است.
Calvin Klein Sheer Beauty

بمب اعتماد به نفس

اگر تا به حال از نمونه عطرهای کلوین کلاین استفاده کرده باشید به بوی رایحه‌های خاص و ماندگار آن پی برده اید.کالوین کلاین این نمونه را با طراحی ساده با بویی متعادل تولید کرده است. هلو، شاه‌توت، شکوفه نارنج،گل سوسن صورتی،گل صد تومانی،یاسمن ،وانیل و چوب صندل در کنار هم رایحه ای دلنشین را به ارمغان آورده که حس اعتماد به نفس را به فرد انتقال می‌دهد.
Azaro Jolie Rose

اگر حساس هستید

تا به حال شده وارد مکانی شوید و بوی عطر دلنشینی تمام فضای آن را پر کرده باشد و ناخودآگاه با خودتان بگویید عجب بوی محشری است! رایحه این عطر این حس را به همراه حس شادی از زندگی انتقال می‌دهد، رایحه‌ای که برای خانم های حساس پیشنهاد می‌شود. شکوفه گل رز، یاسمن صورتی، شکوفه لیمو، شکوفه سیب قرمز، مویز سیاه و سدر از اسانس‌هایی است که در آن به کار رفته است.Vera Wang- Princess Nigh

عجیب و شیک

رایحه‌ای شیک و مناسب خانم‌های مشکل‌پسند؛ پر رمز و راز با ترکیبات عجیب و غریب مثل گل یاس، توت وحشی، تمشک شیرین، هندوانه، گل رز، شکوفه پرتقال، شکر، وانیل و.. رایحه ای که گوی سبقت را از بسیاری از قدیمی‌ها ربوده است. ردپای ترکیبات متنوع‌ ترش، شیرین و گلی رایحه این عطر مهر تايید خاص بودنش است و با بوی مدرن و متفاوتش شما را متحیر خواهد کرد.
Chloé's L'Eau de Chloé 

متفاوت باشید و بدرخشيد

ردپایی از شکوفه پرتقال، ترنج، لیمو در کنار عصاره خیار، نعناع هندی، گل زنبق، یاس و گلاب بویی دلنشین و خنک را به مشام می‌رساند. رایحه پیچیده و متغیر این عطر برای مناسبت‌های مختلف پیشنهاد می‌شود.
Jeanne lanvin couture

رسمی و شکیل

ترکیب پیچیده و مناسب که نمونه جدیدتری از Jeanne lanvin است که در پوشش شیشه‌ای بنفش رنگ و شکیل روانه بازار شده است. بویی آمیخته از رایحه‌های میوه ای و گلی که برای مناسبت‌های رسمی پیشنهاد می‌شود. تمشک، گل صد تومنی،گل مگنولیا، گل بنفشه، شاه‌توت در 3 سايز 30، 50 و 100 میلي‌ليتر تولید شده است.



انتخاب عطر قانون خاصی ندارد و سلیقه‌ای است

هیچ‌وقت فراموش نکنید انتخاب عطر قانون خاصی ندارد و بیشتر سلیقه‌ای است .پس بهتر است قبل از هزینه کردن هنگفت بابت خرید عطر، اول رایحه موردپسندتان را بشناسید تا مطمئن شوید عطری که خریداری می‌کنید با سلیقه تان جور در می‌آید . بهتر است در نیمه اول سال از عطرهای خنک‌تر و در زمستان از عطرهای گرم تر استفاده کنید تا ماندگاری بالاتری داشته باشد. فراموش نکنید هرگز برای امتحان کردن بوی رایحه، آن را روی لباس تست نکنید، اتفاقات شیمیایی بین عطر والیاف لباس شما را گیج می‌کند و مانع از استشمام بوی اصلی عطر می‌شود.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 8:8  توسط مرجان فرآورده  | 

مادربزرگ‌ های زندگی خراب کن!

حساب عقل و منطق که به میان می‌آید، دلمان می‌خواهد کنار مادر بزرگ‌مان بنشینیم و تمام راه و چاه زندگی را از او یاد بگیریم اما گاهی هم بد نیست توصیه‌های آنها را از یک گوش بشنویم و از گوش دیگر بیرون کنیم. نباید فراموش کنیم دوره و زمانه تغییر کرده و خیلی از نسخه‌های قدیمی‌ها، جایی در زندگی ما ندارد. برای زن‌های باسواد و اجتماعی امروزی نسخه مادربزرگ‌هایی که هنوز کودکی‌شان تموم نشده، وارد دنیای تاهل و تعهد می‌شدند، همیشه عملی نیست. اگر می‌خواهید بدانید با شنیدن چه حرف‌هایی باید راه خودتان را از مادربزرگ‌تان جدا کنید در ادامه این مطلب با ما باشید.

نیازی نیست از قبل بشناسیش؛ مادر را  ببین دختر را بگیر

واقعیت این است که ژنتیک و یادگیری 2 موردی است که تاثیر آن بر رفتار و شخصیت ما اجتناب‌ناپذیر است بنابراین شباهت‌هایی از نظر رفتاری و فیزیکی معمولا بین پدر و پسر و مادر و دختر وجود دارد اما همیشه اینطور نیست. کم ندیده‌ایم که پدری آرام و متین، پسری پرخاشگر و سختگیر داشته باشد یا دختری با مطالعه و مشاوره گرفتن و شرکت در کلاس‌های روانشناختی شخصیتی رشد یافته داشته باشد اما مادرش رفتار‌های درست و سنجیده‌ای از خود بروز دهد و اگر بخواهیم بر اساس این باور شریک زندگی‌مان را انتخاب کنیم پس باید چنین دختری را به خاطر مادرش کنار بگذاریم. 

نتیجه: این باور نمی‌تواند در همه موارد باوری منطقی باشد و نمی‌توان همیشه از آن استفاده کرد پس بهتر است بگوییم در انتخاب برای ازدواج شناخت خانواده‌ها برای هر دو طرف اهمیت زیادی دارد اما در این میان نباید اهمیت بیشتر شناختن خود فرد را انکار کرد. از طرف دیگر باید بیشتر از هرچیز به مدل رابطه شخص با خانواده‌اش و خانواده‌اش با او توجه داشت.

حساب و کتاب زندگی وظیفه مرد است؛ پول را بگذار سر طاقچه و  زن را دخالت نده

قبل از اینکه به این موضوع بپردازیم که این باورها صحیح است یا غلط بهتر است به این موضوع توجه کنیم که در چه زمان و شرایطی هستیم. شاید 50 سال پیش در شرایطی که اغلب افراد و به خصوص خانم‌ها از سواد بالایی برخوردار نبوده و فقط به کار خانه و بچه‌داری مشغول بودند و مردان به عنوان تنها نان‌آور خانواده شناخته می‌شدند، چنین باوری مشکل خاصی ایجاد نمی‌کرد. آن روز‌ها در بسیاری از خانواده‌ها زنان حق مداخله زیادی در مسائل مالی نداشتند اما امروزه که بسیاری از خانم‌ها پا به پای مردان کار می‌کنند و در اقتصاد خانواده نقش مهمی ایفا می‌کنند، چنین باوری جایی ندارد. از طرف دیگر ما با زنانی مواجه هستیم که اگرچه شاغل نیستند اما نبوغ درک و استعداد بالایی در زمینه‌های اقتصادی دارند و بسیاری اوقات مشورت‌های خوب و سنجیده‌ای به همسرانشان ‌مي‌دهند.

نتیجه: چنین باوری هیچ جایگاهی در زندگی امروز ندارد. از یاد نبریم که در این چند سال اخیر برخی از کارآفرینان نمونه کشور را زنان تشکیل می‌د‌هند.

جیب زن و شوهر باید یکی باشد

شنیدن این جمله می‌تواند حس خوبی در ما ایجاد کند چراکه احساس یکی بودن صمیميت و شراکت را به ما یادآوری می‌کند تنها نکته مهمی که در مورد این باور به ذهنم می رسد این است که تعریف زن و شوهر از این یکی بودن جیب باید به هم نزدیک باشد، در غیر این صورت موارد مالی می‌تواند محل خوبی برای ایجاد اختلاف بین زن و شوهر باشد. به عنوان مثال زن و شوهری که هردو شاغل هستند اگر تقسیم مناسبی در مورد پرداخت هزینه‌های زندگی‌شان نداشته باشند همیشه  شرایط برای ایجاد دلخوری و سرد شدن و فاصله گرفتن از یکدیگر در زندگی آنها مهیا می‌شود. 

نتیجه: شما می‌توانید با وجود در نظر گرفتن یک محدوده شخصی برای جیب‌تان به نیازهای مشترک زندگی‌تان هم توجه کنید. یادتان نرود شریک زندگی هم هستید و لازمه یک ارتباط موفق گذشت، صبوری، همدلی و توجه  داشتن به نیازها و خواسته‌های یکدیگر است.

مرد باید مثل کوه درد باشد؛ نگرانی‌ها و مشکلاتت را به زنت نگو

این باور شبیه همان باور قدیمی است که می‌گوید مرد که گریه نمی‌کند! چرا؟ مگر مرد ربات است. مگر احساس و عواطف ندارد؟ در اینکه معمولا جامعه و خانواده از آقایان توقع تحمل و قدرتمندی بیشتری دارند شکی نیست اما چقدر این موضوع علمی و قابل اجراست؟ ما ازدواج را زندگی مشترک می‌دانیم یعنی 2 نفر در زندگی با هم شراکت می‌کنند شراکت در غم و شادی، بود و نبود، بخشی از صحبت‌های 2 نفره هر زن و شوهری در طول روز باید درددل کردن با هم باشد. چنین مکالمه‌ای می‌تواند فرد را کمی سبک‌تر کند.

نتیجه: زن و شوهر‌ها بايد توانایی همدلی را داشته باشند و به همسرشان این احساس را بدهند که درک می‌شود و به دليل نگرانی‌هایش قضاوت نمی‌شود.

تمیزی  دستشویی!خانه مادرش را ببین و دختر را بشناس

یک‌بار دیگر با یک باور افراطی روبه‌رو هستیم. بدون شک مهارت در خانه‌داری و برخورداری از یک خانه مرتب و تمیز برای هر خانمی به خصوص خانم‌های خانه‌دار یک امتیاز محسوب می‌شود اما نتیجه‌گیری از روی شرایط خانه مادر یک دختر نمی‌تواند نتیجه مناسبی باشد. درست است که نظافت، مرتب بودن و توجه به بهداشت و اینگونه موارد ابتدا توسط والدین و سپس در اجتماع به افراد آموخته می‌شود، اما توجه زیاد به همین باور باعث می‌شود تعدادی از خانم‌ها وسواس‌گونه به تمیزی منزل خود بپردازند و گاهی فرزندان‌شان را هم وسواسی پرورش می‌دهند.

نتیجه: شاید بد نباشد که بار دیگر این نکته را تکرار کنیم كه درست است بسیاری از رفتارها و باور‌های افراد در خانواده و تحت تاثیر والدینشان شکل می‌گیرد اما باز هم باید تکرار کنیم که آدم‌ها، آینه زندگی پدر و مارشان نیستند.

اگه از هم سرد شدید بچه بیاورید تا رابطه‌تان خوب شود

این باور یکی دیگر از باورهای غلط و متاسفانه رایج در جامعه ماست که گرچه امروز هم رد پای آن برجاست اما شاید کمتر مورد استفاده قرار گیرد. عده‌ای به غلط تصور می‌کنند رابطه بیمار یا مشکل‌دار یک زوج را یک نوزاد حل خواهد کرد! در واقع این طرز تفکر همان پاک کردن صورت مسئله است و نباید فراموش کنیم ما در قبال فرزندی که به این دنیا می‌آوریم مسئولیم. وقتی کانون  زندگی مشترک ما گرم نیست چگونه نوزادی معصوم می‌تواند به ما کمک کند؟ نباید از یاد ببریم که قرار است بعد از تولد او، ما مراقبت و کمک به او را بر عهده بگیریم، نه اینکه او از ما مراقبت و رابطه ما را گرم کند. البته حضور به موقع فرزند می‌تواند به کیفیت زندگی ما کمک کند، به این شرط که شرایط ما برای حضور او در همه زمینه‌ها مساعد باشد.

نتیجه: بچه‌ای که به دنیا می‌آید با خودش یک دنیا مسئولیت هم برای ما می‌آورد و اگر اوضاع زندگی‌شان به سامان نباشد، خستگی این مسئولیت‌ها هم می‌تواند مشکلی روی مشکلات‌تان باشد. واقعیت این است که زوجی که رابطه بیمار و مشکل‌داری دارد و برای حل مسائلش تلاشی انجام نداده با حضور بچه فقط مدتی سرگرم می‌شود و پس از مدت کوتاهی دوباره اختلافات و سردی و دلخوری‌هاي آنها از سر گرفته می‌شود.

برای ازدواج دو دو تا چهارتا کن؛ عشق بعد از  ازدواج می‌آید

بهتر است باز هم به زمانی که در آن به سر می‌بریم نگاه کنیم. شاید شما هم در میان خانم‌های میانسال اطرافتان، زنانی را ببینید که با در نظر گرفتن همین باور، لباس عروسی به تن کرده‌اند. اما احتمالا در میان آنها با کسانی برخورده‌ايد که پس از چند سال زندگی در کنار هم، توانسته‌اند عشق را پیدا کنند. پس احتمالا می‌توان گفت آنچه به عنوان ایجاد عشق بعد از ازدواج از آن یاد می‌شود، بیشتر از اینکه عشق باشد، عادت است.
نتیجه: شاید بتوانیم نتیجه‌گیری کنیم که انتخاب عاقلانه‌ای که در آن علاقه هم وجود دارد، پتانسیل تبدیل شدن به زندگی عاشقانه را می‌تواند داشته باشد.

هر کار داری قبلش بکن؛ ازدواج پایان پیشرفت و آزادی است

اگر این باور درست بود، احتمالا همه افراد موفق تا پایان عمر مجرد می‌ماندند. اما کم نیستند زوج‌هایی که در کنار هم چه در زمینه تحصیلی و چه در زمینه مالی یا ورزشی و... پیشرفت می‌کنند. از طرف دیگر قبل از آنکه قضاوتی درباره این جمله داشته باشيم، باید تعریف‌مان را از آزادی مشخص کنیم. اگر منظور از آزادی بی‌بندوباری باشد، شاید بتوان این باور را پذیرفت که ازدواج پایانی بر چنین رفتارهایی است یا حداقل باید باشد اما اگر برای مثال آقایی دوست دارد گاهی با دوستانش به ورزش یا محلی برای تفریحات سالم برود و گمان می‌کند ازدواج پایان چنین لذت‌هایی است، باید گفت ازدواج مانع چنین لحظاتی نیست و نباید باشد. زن و شوهر باید بدانند لازم است گاهی کمی از هم فاصله بگیرند و با حفظ وفاداری به فعالیت‌های انفرادی بپردازند. 

نتیجه: قرار نیست پس از ازدواج همیشه و همواره در کنار هم باشیم باید گاهی فردیت‌مان را حفظ کنیم تا این رابطه طراوت خود را از دست ندهد.

به پسری که دستش تو  جیب باباشه زن نباید داد

 ابتدا باید ببینیم معنای دست در جیب پدر داشتن چیست. اگر منظور این است که پسری درآمد ندارد و از پدرش پول می‌گیرد قطعا برای زندگی مشترک آمادگی ندارد و زمان ازدواجش نیست اما مثلا پسری را در نظر بگیرید که در محل کسبی که پدرش دارد با او کار می‌کند، حقوق مشخصی دارد ساعت کاری منظمی دارد یا پسری برای زندگی مشترک یا تهیه  مسکن  از پدرش کمک می‌گیرد، با توجه به شرایط اقتصادی امروز شامل این باور نمی‌شود. 

نتیجه: اگر پسر استقلال مالی نداشته باشد و برای برطرف کردن کوچک‌ترین احتیاجاتش وابسته به خانواده خود باشد می‌توانیم نگاه مثبتی به این باور داشته باشیم.

جوان و خام است ؛  ازدواج کند خوب می‌شود

این باور یکی از باورهای خطرناک برای ازدواج است. ازدواج یک مسئولیت است و برای خوب بر عهده گرفتن آن به صحت و سلامت روح و جسم نیاز است. این در حالی است که گاهی ما با افرادی روبه‌رو می‌شویم که با وجود برخورداری از یک بیماری جسمی یا روانی جدی با تشویق بزرگ‌ترها یا اطرافیان دست به انتخاب بزرگ و مهم ازدواج می‌زنند و گاهی حتی بیماری را از طرف مقابل و خانواده او پنهان نگه می‌دارند اما شکی در این واقعیت نیست که مسائل رفتاری یا بیماری باید قبل از ازدواج برطرف شود.

نتیجه: ازدواج دارو و اکسیری برای رسیدن به حال و رفتار خوب و مناسب نیست به ویژه اینکه ما با جنس مخالفی روبه‌رو هستیم که تفاوت‌های بسیاری با ما دارد و برای سازگاری و داشتن ارتباطی خوب با او باید مجهز به دانش و آگاهی باشیم.

وقتی عروسی گرفتن نگذار حسرت چیزی به دلت بماند

یک باور خطرناک دیگر در مورد ازدواج! کم نیستند کسانی‌که به دليل اعتقاد به این موضوع،  کل رابطه را از دست داده‌اند. یادتان نرود مراسم عروسی تنها یک مراسم برای شادی و خاطره ساختن است که متاسفانه گاهی آنقدر آن را برای خودمان سخت می‌کنیم یا برایمان سختش می‌کنند که اصل موضوع را فراموش می‌کنیم.گاهی این مراسم تبدیل به جایی برای گرفتن حقوق از دست رفته و برآورده کردن آرزوهای تحقق نیافته و چشم و هم‌چشمی و پز دادن می‌شود اما شاید لازم باشد باورهایمان را غربال کرده، تحلیل کنیم و خود را از شر باورهای غلطی که می‌توانند زندگی ما را نابود کنند، نجات دهیم.  

 نتیجه:   نباید فراموش کنیم به چه دلیل و در چه راهی قدم می‌گذاریم و نباید در میانه راه هدف اصلی خودمان را فراموش کنیم. مراسم عروسی، یک خداحافظی سرشار از شادی از خانواده‌هاست و جشنی است برای ورود به یک دنیای تازه. پس تا آنجا که می‌توانید، قدر لحظه لحظه‌اش را بدانید.

گربه را  دم حجله بکش؛ مادر شوهر خواهر شوهر را همان اول سر جا بنشان!

این همان باوری است که باعث می‌شود دختران گاهی از سنین نوجوانی  شمشیر و زره خود را برای ورود به این کارزار آماده کنند، دچار حساسیت شوند و تصور کنند مادر و خواهر همسر کسانی هستند که او باید ابتدا تکلیفش را با آنها مشخص کند یا به عبارتی آنها را سر جایشان بنشاند. این باور باعث می‌شود حتی اگر خانواده همسر افراد خوب و خیرخواهی باشند هم دختر رفتارهای خاصی از خود نشان دهد یا رفتارهای آنها را علیه خود تفسیر کند چراکه بيشتر انسان‌ها با باور خویش زندگی می‌کنند نه با واقعیت.

نتیجه: اگر شما هم مادر هستید، به جای این باور به دختران‌تان تاکید کنید که خانواده همسر هم مانند خانواده خودت قابل احترام هستند و کسی قرار نیست آزاری برای تو ایجاد کند. این باور تولید اطمینان و حال خوب می‌کند و باور اول تولید خشم و حال بد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392ساعت 8:57  توسط مرجان فرآورده  | 

شخصیت شناسی از روی ابروها

می‌گویند چشم‌ها رازهای شخصیت آدم‌ها را برملا می‌کنند و برخی هم گمان می‌کنند برای پی‌بردن به افکار و احساسات یک فرد، کافی است در چشم‌هایش خیره شوند. اما چشم‌های معجزه‌گر، همیشه بهترین راهنمای ما نیستند. گاهی ابروی فرد مقابل شما، بهتر از هر گوشه‌ای از صورتش، می‌تواند بگوید که هست و چطور زندگی می‌کند. اگر می‌خواهید بدانید که همسر آینده شما، قرار است یک همسر مقدر اما حمايتگر باشد یا اینکه با مهربانی و صمیمیتش به شما آرامش دهد، بهتر است از همین ابتدای کار، به ابروهایش خیره شوید و خود واقعی‌اش را بشناسید.

سریع مضطرب می‌شوند

 ابروهای موشکی: ابروهايي که انتهاي آنها به سمت بالاست و قسمت انتهای چشم فاصله دارد.

محققان معتقدند، کسانی که انتهای ابروی‌شان به سمت بالاست، افراد پر جراتی هستند که می‌توانند اضطراب‌شان را کنترل کنند و از پس موقعیت‌های سخت بر بیایند. البته روحیه خوب آنها هم در این زمینه به یاری شان می‌آید، زيرا نشاط و شادمانی از اجزای اصلی شخصیت آنهاست. 
اگر انتهای ابروی کسی دچار افتادگی باشد، می‌توان گفت که شخصیت پیچیده ای دارد. مضطرب بودن و غیرقابل کشف بودن، ویژگی تمام کسانی است که فارغ از شکل اصلی ابرو، ابروهایی با انتهای افتاده دارند. این آدم‌ها بخش زیادی از انرژی شان را برای کنترل خود و جنگیدن با درون‌شان صرف می‌کنند و یک موضوع ساده که بسیاری از آدم‌ها به راحتی از کنارش می‌گذرند، می‌تواند برای آنها گران تمام شود و به شدت مضطرب‌شان کند. 

 قدرت خود را به رخ می‌کشند

کسانی که ابروهای طاق مانند دارند عاشق این هستند که قدرت را در دست داشته باشند و دوست دارند برهمه چیز نظارت و اشراف داشته باشند. البته گاهی با این ویژگی به خودشان هم آسیب می‌زنند، اگر بخواهید توجه این افراد را جلب کنید، نیاز به انجام کار خاصی ندارید، فقط کافی است، این تصور را به صاحبان ابروهای هفت مانند القا کنید «همه چیز در کنترل و زیر نظر شماست!



منطقی نه احساساتی

 ابروهای خطی: ابروهایی که مثل 2 خط صاف در صورت کشیده شده‌اند.

صاحبان آنها افرادي متفکر و منطقی هستند. اگر می‌خواهید آنها را برای پذیرش یک موضوع قانع کنید، بهتر است از دلایل محکم و منطقی کمک بگیرید و به احساسات و اشک و آه متوسل نشوید. البته آنها در کنار منطقی و محکم بودن، گاهی هم لجباز به نظر می‌رسند و می‌توانند شما را با این ویژگی آزار دهند. اما باید بپذیرید که چنین افرادی قصد آزردن شما را ندارند و تنها همانی که هستند را به نمایش می‌گذراند.
پژوهشگران در بررسی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که داشتن ابروی صاف و مستقیم، نشانگر اندیشمندي، متفکري و ایده‌گرایی فرد است. آنها می‌گویند، صاحبان این ابروها به آنچه دارند قانع نمی شوند و همیشه دوست دارند از لحاظ شخصیتی و سبک زندگی، بالاتر بروند.



مغرور و مرموز

ابروهای طاق مانند: ابروهایی که ضخامت متوسطی دارند و مثل یک طاق وسط‌شان بالا آمده است.

از نظر پژوهشگران، صاحبان این ابروها با اعتماد به نفس هستند. اما گاهی لازم است فاصله‌تان را با آنها حفظ کنید، زيرا می‌توانند در عین جذابیت، آدم‌های مرموز و آب زیر کاهی باشند. آنها عاشق این هستند که قدرت را در دست داشته باشند و دوست دارند برهمه چیز نظارت و اشراف داشته باشند. البته گاهی با این ویژگی به خودشان هم آسیب می‌زنند، چراکه اگر گمان کنند کار از دست‌شان در رفته است، به شدت مضطرب و افسرده می‌شوند.

اگر بخواهید توجه این افراد را جلب کنید، نیاز به انجام کار خاصی ندارید، فقط کافی است، این تصور را به صاحبان ابروهای هفت مانند القا کنید «همه چیز در کنترل و زیر نظر شماست!»



آنها موفق می‌شوند

ابروهای گره خورده: ابروهای نزدیک به چشم که با کمی فاصله از بالای چشم رشد کرده‌اند.

صاحبان این ابروها، آدم‌های جدی و با اراده‌ای هستند که می‌خواهند حق شان را از زندگی بگیرند. آنها خیلی خوب می‌توانند روی موضوعات تمرکز کنند و به همین دلیل در کارهایی که محدودیت زمانی ندارند اما سخت و پیچیده هستند، بیشتر از دیگران موفق می‌شوند. به عبارت دیگر، اگر زمان کافی برای انجام یک کار را به آنها بدهید، همیشه از بهترین راه و به بهترین شکل آن را انجام می‌دهند، چراکه تمرکز بالای این افراد، باعث می‌شود در حل معماها، یک سر و گردن از بقیه آدم‌ها بالاتر باشند. این درحالی است که صاحبان ابروهای پیوسته، آدم‌های متفکری هستند که همیشه ایده‌های جالبی در سر دارند. این افراد تا زمانی که در مورد مسئله ذهنی شان به نتیجه نرسند، دست بردار نیستند و حتی به خاطر آن، از خواب و استراحت‌شان هم صرف نظر می‌کنند.
 محققان می‌گویند کسانی که از نعمت داشتن چنین ابروهایی بی بهره اند و ابروهای‌شان دور از هم و بافاصله روییده است، شخصیتی ضعیف دارند و آنها برای داشتن زندگی بهتر از دیگران کمک مي‌گيرند و همچنين آدم‌های منزوی و ناپخته‌ای هستند.



پای قول‌شان می‌ایستند

 ابروهای کمند:ابروهای بلند که ممکن است به شکل كمان، طاق و ... ظاهر شوند.

اگر فرد مقابل شما ابرویی بلند داشته باشد، احتمالا آدم کوشایی است که به سادگی دلسرد نمی‌شود. این قانون فارغ از شکل اصلی ابرو، در مورد تمام کسانی که ابروی بلند دارند صادق است و محققان معتقدند، صاحبان آنها از ثبات شخصیت برخوردارند. از نظر پژوهشگران، شما به راحتی می‌توانید به این افراد تکیه کنید و از حرفی که به شما زده‌اند یا قولی که داده‌اند مطمئن باشید، زيرا آنها با تمام وجود سعی می‌کنند اطرافیان‌شان را ناامید نکنند.

برخلاف ابروکمندها محققان می‌گویند، افرادی که ابروی کوتاه دارند، خیالاتی و رؤیا پردازند و به جای آنکه واقعیت را بپذیرند، ترجیح می‌دهند در دنیای ذهنی شان زندگی کنند. آنها معتقدند، صاحبان ابروی کوتاه برخلاف کسانی که ابروی بلند دارند، شخصیتی متزلزل و نااستوار دارند و کمتر می‌توانید روی حرف‌شان حساب کنید.



مرتب و منظم

پهن و مرتب: ابروهای صاف، پهن و مرتب که زیادی بلند هستند.

صاحبان این ابروها، در کارشان متخصص و توانمند هستند، آنها همیشه مرتب‌اند و برای کارهای‌شان برنامه‌ریزی دارند. صاحبان ابروهای صاف و پهن، بااقتدار و جدی هستند. بررسی‌های دیگری نشان داده ابروهاي پرپشت، نشانه تحرک زياد و پرانرژي بودن صاحبانش است. اما اگر ابروها زیادی پر باشند، احتمالا صاحب‌شان فردی حساس است. در زمان وقت‌گذرانی با او، حسابی به این فرد حساس توجه کنید، چون ممکن است خیلی زود از شما برنجد.
برخلاف آنها، کسانی که ابروهای نازک دارند، اغلب از اعتماد به نفس اندکی هم برخوردارند. این افراد به سادگی از پس مشکلات زندگی شان بر نمی‌آیند، چراکه حتی اگر توان حل آنها را داشته باشند، گمان می‌کنند در انجام آن کار ناتوان هستند.

محققان می‌گویند، افرادی که ابروی کوتاه دارند، خیالاتی و رؤیا پردازند و به جای آنکه واقعیت را بپذیرند، ترجیح می‌دهند در دنیای ذهنی‌شان زندگی کنند. آنها معتقدند، صاحبان ابروی کوتاه برخلاف کسانی که ابروی بلند دارند، شخصیتی متزلزل و نااستوار دارند و کمتر می‌توانید روی حرف‌شان حساب کنید.



پر از نیرو و نشاط

 ابروهای کمانی: ابروهایی که ضخامت‌شان در حد متوسط است و مثل کمان هلالی هستند.

صاحبان این ابروها فریبنده هستند. اگر زنی چنین ابرویی را در چهره داشته باشد، توجه خواستگاران زیادی را به خود جلب می‌کند و اگر ابروهای مردی به این شکل باشد، احتمالا لطفات و مهربانی جزئی از خصوصیات اصلی اوست. بررسی‌های گروه دیگری از محققان نشان داده‌اند که ابروهاي کماني نشانه نيرو و نشاط صاحبانش است. این محققان می‌گویند، کسانی که صاحب ابروهای قوس‌دار هستند، دوستانه، گرم و زود جوشند و با هر شخصیتی کنار می‌آیند. اگر به دنبال فردی هستید که لحظه‌های تنهایی‌تان را پر از هیجان و شادی کند، صاحبان ابروهای کمانی بهترین گزینه برای شما هستند.

اما اگر به دنبال یک همسر مقتدر می‌گردید که بتواند بدون دخالت شما از پس همه مشکلات زندگی بربیاید، بهتر است دور خواستگارهایی که ابروی کمانی دارند را خط بکشید. چون آنها بیش از حد مهربان و صلح‌طلب هستند و حتی نمی‌توانند یک مورچه را بیازارند.

چرا باید از فروشگاه های رسمی موبایل خرید؟

برای بعضی از افراد خرید گوشی موبایل با خرید یک بسته پفک تفاوت چندانی ندارد. آنها به اولین و نزدیکترین فروشگاه وارد می شوند وخرید خود را انجام می دهند. 

ممکن است شما یکی از این افراد باشید و همچنان راضی به نظر برسید اما همه مثل شما خوش شانس نیستند. ما افراد زیادی را سراغ داریم که اسیر کلاهبرداری شده اند.

فروشگاه های بدون مجوز پلمب می شوند

اتحادیه فروشندگان لوازم صوتی و تصویری می گوید یکی از مشکلات بزرگش فروشگاه های غیررسمی و بدون مجوزی است که باید در سطح شهر تهران پلمب شوند. ماده 28 قانون نظام صنفی به طور شفاف تصریح کرده که تمامی فروشگاه های گوشی موبایل باید پیش از آغاز فعالیت خود مجوزهای لازم و پروانه فروش را از اتحادیه فروشندگان لوازم صوتی و تصویری دریافت کنند. 

این کار به مشتری ها نشان می دهد که همه چیز بر طبق اصول و قانون پیش می رود. خیلی کم اتفاق می افتد که در فروشگاه های رسمی مشتری به جای گوشی موبایل آکبند، پول یک گوشی دست دوم ایراددار را پرداخت کند.

دقیقا به همین دلیل اتحادیه قصد دارد به شدت جلوی قانون شکنی را بگیرد. قانون شامل حال واحدهایی که با مجوز تعمیر، به فروش گوشی هم اقدام می کنند، خواهد شد.



خریداران چه کنند؟


تا همین چند وقت پیش تعرفه واردات گوشی موبایل به کشور 25 درصد بود. بسیاری از فعالان بازار می گفتند این تعرفه بسیار گران است و باعث می شود خرید و فروش گوشی های قاچاق که از طریق مجاری غیرقانونی به کشور وارد می شوند، رونق پیدا کند. بالاخره مسئولان – اگرچه دیر – به همین نتیجه رسیدند و تعرفه های را کاهش دادند. در مدتی کوتاه خبرهای خوشی به گوش رسید. 

فروش گوشی های قاچاق کاهش پیدا کرد و در مقابل وارد کننده های رسمی و محترم فرصت نفس کشیدن پیدا کردند. در بازار قبلی خیلی ها ترجیح می دادند به خاطر 30، 40 یا حتی گاهی 80 هزار تومان اختلاف قید گارانتی رسمی را بزنند و گوشی هایی بخرند که از آنها در اصطلاح با عنوان «گوشی های گارانتی شرکتی» یاد می شود. در بازار، تازه قیمت ها متعادل تر شده اند پس به خودتان و جیبتان لطف کنید ...



فروشنده ها چه می گویند؟


یک فروشنده موبایل که سال هاست فروشگاهی کوچک اما پر رونق را اداره می کند، به ما می گوید فروش گوشی های رسمی سود بیشتری برایش دارد. او می گوید شرکت های شناخته شده و محترم بازار، طرف های مطمئن تری برای انجام معامله های پرسود هستند. آنها محصولاتشان را از روش های رسمی به داخل کشور وارد می کنند و به همین خاطر ریسک کمتری را تجربه می کنند. در عوض محصولات قاچاق، هنگام حمل و نقل بیشتر تهدید می شوند.




چطور از گوشی که قبلا خریدم مطمئن شوم؟


وقتی موبایل را روشن می کنید دستگاه از شما ساعت و تاریخ را می پرسد. البته گوشی های موبایل بدون ساعت تاریخ هم می توانندس ر کنند. این کار به شما نشان بدهد که گوشی کاملا آکبند است و برای اولین بار روشن می شود. اگر این اتفاق نیفتاد با لبخندی بر لبانتان به فروشگاه برگردید.

فروشنده های معتبر و کارت دست نباید از انجام تست سلامتی پیکسل های صفحه نمایش، اسپیکرها، میکروفن، بلندگو و دکمه های صفحه کلید واهمه داشته باشند. در مرحله بعدی شماره سریال پشت دستگاه را با شماره سریال روی جعبه و سپس سریال ثبت شده در حافظه گوشی تطبیق دهید. اگر این کار را نکنید ممکن است صاحب یک گوشی جدید شوید که قبلا صاحب دیگری داشته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 8:30  توسط مرجان فرآورده  | 

ترفند هایی برای باغبانی آسان‌ در خانه

با ترفندهایی که در ادامه برایتان گفته ایم، می توانید در وقت و انرژی خود برای باغبانی و گل کاری در خانه صرفه جویی کنید.
 گیاه مناسب انتخاب کنید

نخستین قانون برای داشتن باغچه تمیز و مرتب، انتخاب گیاه مناسب است. ابتدا باید خاک باغچه و باروری آن را مورد بررسی قرار دهید و سپس گیاهانی انتخاب کنید که در آن شرایط به خوبی رشد می کنند. به طور مثال، نوعی سوسن هست که در گرما و آفتاب شدید هم دچار آفت نمی شود.  


یک لایه لاشبرگ اضافه کنید

لاشبرگ، برگ‌ و خاشاكی است كه‌ دور ساقه‌ گياه‌ انباشته‌ مى‌ كنند تا سرما نخورد يا رطوبت‌ از دست‌ ندهد. 3 تا 5 سانتی متر لاشبرگ روی خاک باغچه بریزید تا خاک رطوبت خود را حفظ کند و سریع خشک نشود. بهتر است این لاشبرگ ها را از گیاهان ارگانیک همچون پوست نارگیل، پوسته رنده شده درخت یا کمپوست (کود گیاهی) انتخاب کنید.


به ساده ترین روش آبیاری کنید

چرا وقت و انرژی خود را برای آبیاری با شلنگ هدر می دهید. شلنگ های نشت آب بخرید و آنها را در باغچه قرار دهید. این شلنگ ها نفوذپذیر هستند و آب به مقدار کم اما دایمی از سطح آنها بیرون نشت می کند. این شلنگ را داخل باغچه بگذارید و روی آن را با لاشبرگ بپوشانید. تنها کاری که شما باید انجام دهید باز کردن شیر آب است. برای راحتی بیشتر حتی می توانید شلنگ را به شیرآب تایمردار و خودکار وصل کنید.


باکس و گلدان های خود را همیشه خیس نگه دارید

در طول روزهای داغ تابستان نباید اجازه دهید گلدان های گل و باکس ها گیاهان شما خشک بشوند. برای این منظور از سیستم آبیاری قطره ای استفاده کنید تا خاک گلدان همیشه مرطوب بماند. این سیستم را از همه وسایل کشاورزی و باغبانی ها می توانید تهیه کنید. قیمت بالایی هم ندارند.  


علف های هرز را تا کوچک هستند، ریشه‌کن کنید

اجازه ندهید علف های هرز در باغچه یا گلدان های شما رشد کنند. از همان ابتدا که جوانه زدند آنها را ریشه کن کنید و اجازه ندهید تا دوباره رشد کنند. نوعی از علف های هرز می توانند در یک فصل 150 هزار تخم تولید کنند. بنابراین، پیش از اینکه همه باغچه را پر کند آن را نابود کنید.


گیاهان خود را نیز عقیم کنید

فقط علف های هرز نیستند که می توانند تخم ریزی و رشد کنند. برخی از گل های باغچه همچون گیاهان سیاه چشم، کلئوم و داتوره هم خودشان تخم ریزی و رشد می کنند. باید پیش از اینکه همه باغچه از این گل ها پر شود، آنها را هرس کنید.


برای باغچه حاشیه درست کنید

با کمک پلاستیک، آجر یا خاک برای باغچه خود حاشیه و لبه درست کنید. سعی کنید این وسایل را تا عمق 15 سانتی متر در خاک فرو کنید تا علف های هرز امکان رشد در آن منطقه را نداشته باشند.


 یادداشت برداری کنید

از کتاب ها یا مقالات کشاورزی برای بهبود باغچه خود استفاده کنید. بعلاوه، می توانید هر هفته وضعیت باغچه خود را یادداشت کنید و پس از چند ماه برای آگاهی از بهبود آن به یادداشت های قدیم خود بازگردید. حتی می توانید در فصل های مختلف از باغچه خود عکس بگیرید و وضعیت آن را مورد بررسی قرار دهید.  


پرورش گیاه در زمین های برجسته

اگر می خواهید در باغچه خود گلدان های بزرگی ایجاد کنید که بالاتر از سطح زمین باغچه هستند، بهتر است این زمین ها را با خاک های زراعی و کمپوست بپوشانید. زمین های خودساخته را بسیار بهتر از زمین ها معمولی  می توان زه کشی کرد. این زمین ها را کوچک بسازید تا از هر دو طرف به راحتی به آنها دسترسی داشته باشید.


شیب درست کنید

برای اینکه جلوی خانه یا گوشه ای از باغچه را با گل و گیاه زیبا کنید، می توانید به صورت شیب دار گل‌کاری کنید. این کار باعث می شود تا برای ساخت زمین و هموار کردن آن هزینه نکنید.


کمپوست درست استفاده کنید

کشاورزان و باغبان ها به خوبی ارزش کمپوست (کود تهیه شده از برگ و فضولات گیاهان) را به خوبی می دانند. کود گیاهی باعث می شود تا خاک بهتر نفس بکشد و آب سریع تر جذب شود. این نوع کودها همچنین کمک می کنند تا خاک های ماسه ای برای زمان بیشتر آب را در خود حفظ کنند. برگ های خشک باغچه را دور نریزید و از آنها به عنوان کود بهره بگیرید.


از ابزار مناسب استفاده کنید

وقتی از ابزار و وسایل مناسب استفاده می کنید، باغبانی بسیار آسان تر می شود. ابزارهایی انتخاب کنید که اندازه دست شما هستند تا بتوانید به راحتی از آنها استفاده کنید. به طور مثال، دستکش، قیچی هرس کردن و ... .


حفظ سادگی باغچه

باغچه را تا حد امکان ساده و خلوت نگه دارید تا بتوانید به خوبی به آن رسیدگی کنید. دست کم، در ابتدای مسیر با گل کاری های کم و خلوت شروع کنید و سپس به مرور به تعداد گیاهان بیفزایید.

چه کنیم ماشینمان بیشتر عمر کند؟

به گزارش موسسه R. L. Polk خودروها در جاده به طور متوسط 10.8 سال عمر مفید دارند. میانگین سفر در هر سال حدود 24 هزار کیلومتر است. البته ماشین ها و کامیون هایی که این روزها تولید می شوند از نظر مهندسی و مواد کاربردی بسیار بهتر از چند سال قبل هستند. اما با همه اینها برخی دوست دارند استفاده بیشتری از ماشین خود داشته باشند و در ضمن، رینگ و موتور آن نیز قابل اعتماد باشد. برای اینکه  ماشین 400 هزار کیلومتر بیشتر عمر کند راهکارهای ساده ای وجود دارند و با رعایت آنها می توان به نتیجه دلخواه دست پیدا کرد.  

1.    مکانیک خوب پیدا کنید و همیشه پیش او بروید

مکانیک هم مانند پزشک خانوادگی است. رابطه طولانی مدت داشتن با مکانیک به نفع ماشین شما است زیرا او دیگر همه دردهای ماشین را می داند و می داند چه تعمیراتی روی آن انجام شده است. مکانیک های متفرقه بیشماری در سطح شهر وجود دارند اما اگر یک نمایندگی ثابت پیدا کنید بسیار برایتان بهتر است. مکانیک های نمایندگی های برندهای مختلف چون همه روز روی یک برند مشخص کار می کنند، تخصص بیشتری در کار خود دارند. بعلاوه، آنها به قطعات فابریک ماشین دسترسی سریع تر و مطمئن تری نیز دارند. اطلاعاتشان نیز به روز و به لحظه است.

2.    با آرامش رانندگی کنید

هر چه بهتر با ماشین خود رفتار کنید، ماشین بیچاره نیز بیشتر عمر می کند. سعی کنید همه قسمت های ماشین رابه طور دایم چک کنید تا مشکلی نداشته باشد. ترمزها، ساسات و بدنه همه باید در بهترین حالت خود باشند. سعی کنید باآرامش رانندگی کنید و لازم نیست خشم خود از ترافیک را سر ، فرمان، دنده و داشبورد  ماشین خالی کنید.

3.    همیشه روغن ماشین را چک کنید

موتورهای ماشین های مدرن به گونه ای طراحی می شوند که حتما باید روغن های سبک برای آنها استفاده کرد تا کارکرد و مصرف سوخت مناسبی داشته باشند. مالک خودرو باید بداند ماشین او چه موتوری دارد و چه نوع روغنی برای آن مناسب است. اصولا بین 5 هزار تا 11 هزار کیلومتر باید روغن ماشین را عوض کرد. لازم نیست تند به تند روغن را عوض کنید اما فراموش نکنید دیرتر از آنچه کارخانه برایتان مشخص کرده است این کار را انجام ندهید. همیشه وقتی بنزین می زنید روغن را نیز چک کنید تا بالا باشد. فقط اینکه میان هر تعویض روغن می توانید 5 هزار کیلومتر رانندگی کنید، دلیل نمی شود خودرو روغن بیشتری مصرف نکرده باشد.

4.    ماشین را در سایه پارک کنید

تابش های فرابنفش باعث کمرنگ شدن رنگ بدنه، پوسیدگی تودوزی اتومبیل و خراب شدن چراغ های جلوی ماشین می شوند. پلاستیک های اتاق خودرو زیر گرمای آفتاب خشک می شوند. ماشین را همیشه در پارکینگ یا زیر سایه پارک کنید. یا اگر جای پارکی در سایه پیدا نکردید از سایه گیر سراسری برای شیشه جلوی ماشین استفاده کنید. البته همیشه هم ماشین را زیر سایه درختان پارک نکنید زیرا شیره درخت یا فضولات پرندگان نیز باعث خوردگی و از بین رفتن رنگ بدنه می شود.

5.    سیستم خنک کننده ماشین باید خنک بماند

لوله سیستم خنک کننده ماشین، استفاده دشواری دارد. خراب شدن سیستم خنک کننده می تواند منجر به خرابی موتور شود. ساختار آلومینیومی و بسته موتورهای جدید نمی تواند به طور مکرر انبساط‌ بخار آب‌ يا گاز در سيلندر موتور که در نتیجه گرمای بیش از حد است را تاب بیاورند. بنابراین، شلنگ رادیاتور و بخاری را به طور مرتب چک کنید و پس از 240 هزار کیلومتر آنها را تعویض کنید. در این حالت خوب است پمپ آب را نیز عوض کنید. البته آن را در زمان سرویس تسمه تایم انجام دهید.

6.    سرویس تسمه تایم را به موقع انجام دهید

بله، تعویض تسمه تایم هزینه زیادی دارد اما اگر این کار را در موعد خود انجام ندهید می تواند به آسیب های جدی در موتور منجر شود. بهترین زمان برای تعویض تسمه تایم بعد از 160 هزار تا 200 هزار کیلومتر است. از آنچه که تسمه تایم اغلب پمپ خنک کننده را پیش می راند بسیار منطقی است در همین زمان این پمپ را نیز عوض کنید.   

7.    باهوش و با تدبیر باشید

مسافرت های طولانی برای ماشین بهتر است. در سفرهای کوتاه داخل شهری، موتور به اندازه کافی گرم نمی شود تا میعان گاز لازم برای میل لنگ و اگزوز را درست کند. در نتیجه آب در آنها جمع می شود و استهلاک ماشین بالا می رود. مهندسین مکانیک این اتفاق را چرخه غلط می نامند و اعتقاد دارند سفرهای کوتاه داخل شهری باعث کوتاه شدن عمر موتور می شوند. این چرخه باطل برای روغن ماشین به ویژه در هوای سرد بسیار ضرر دارد. اگر ناگزیر به استفاده از ماشین در مسیرهای کوتاه هستید، دست کم مسیرهای بزرگراه و اتوبان را انتخاب کنید تا دمای ماشین به اندازه لازم برسد.

8.    گرم کردن ماشین پیش از حرکت

در زمستان بسیار خوب است پیش از حرکت، اجازه دهید کمی موتور گرم شود. این کار باعث می شود تا روغن در موتور و ترمزها به دمای لازم برسد. یک دقیقه برای این منظور کافی است. بیشتر از این زمان فقط باعث سوخت بیهوده بنزین می شود. در هواهای بسیار سرد – صفر درجه و زیر صفر درجه – اگر سفر شما واجب نبود از آن چشم پوشی کنید. استارت در این هوا برای موتور و باتری سخت است؛ گریس سفت می شود و لوله و شلنگ ها یخ می زنند.

9.    تمیز نگه داشتن خودرو

فضولات پرندگان و شیره درختان باعث از بین رفتن رنگ بدنه می شود. گل و خاک باقی مانده در گلگیرها نیز رطوبت را در خود نگه می دارند و موجب پوسیدگی می شوند. نمک جاده نیز از دیگر دشمنان اصلی خودرو است. اگر از زنجیر چرخ در زمستان استفاده می کنید حتما نمک های موجود را از تایر و رینگ بشویید. ماشین را زیر آفتاب مستقیم یا هنگامی که هنوز گرم است، نشویید.  

10.    بنزین خوب بزنید

همیشه سعی کنید بنزین خوب به ماشین بزنید. برخی از پمپ های بنزین، بنزین خوبی ندارند و باید با دقت این مساله را تشخیص دهید. هر چند وقت یکبار بد نیست بنزین خالص و سوپر بزنید.

11.    جنس تودوزی باید خوب باشد

صندلی ها و تودوزی ماشین نیز بخشی از کیفیت و عمر خودرو را تشکیل می دهند. کاورهای قابل تعویض صندلی ها را می توان  به راحتی تعویض کرد و شست. به طور مثال، اگر قهوه، چای یا سس روی صندلی بریزد دیگر نگرانی برای کثیف ماندن آنها وجود ندارد. شاید روکش چرم شیک و باکلاس به نظر برسد اما باید خیلی بیشتر از روکش های معمولی مراقب آنها باشید. کفی های فابریک ماشین را نیز می توانید با انواع بسیار ضخیم که می توانند آب و کثیفی را بیشتر در خود نگه دارند، تعویض کنید.

12.    علایم و چراغ های داشبورد را نادیده نگیرید

وقتی چراغی شبیه موتور روشن می شود یعنی مشکلی در موتور ایجاد شده است که باید به آن رسیدگی کنید. یا چراغ روغن به شما گوشزد می کند باید آن را تعویض کنید. به این علامت ها بی توجه نباشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت 8:16  توسط مرجان فرآورده  | 

فنگ‌ شویی، خانه، گل و این همه آرامش!

بزرگترین مراکز تحقیقاتی در جهان حضور در طبیعت را عاملی موثر در کاهش استرس، اضطراب و افزایش آرامش می‌شناسند و زندگی در فضای سبز و طبیعی را در دنیای ماشینی و مدرن امروزی، از بهترین راه‌های پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های مختلف می‌دانند. همین نتایج علمی بهترین دلیل برای ماست که در این روزها وقت بیشتری را صرف نگهداری و مراقبت از گل‌ها و گیاهان آپارتمانی و خانگی کنیم و بیشتر از همیشه از انرژی‌ها و فواید آن بهره‌مند شوید.

برگ پهن بهترین انتخاب است

انتخاب گیاهان آپارتمانی با برگ‌های پهن و بزرگ برای این روزها از چند جهت اهمیت دارد؛ اول آنکه برگ‌های بزرگ و آبدار گیاهان، بیشترین تاثیر را در افزایش نشاط و شادابی در خانه خواهند داشت. دیگر آنکه به اعتقاد کارشناسان فنگ‌‌شویی استفاده از گیاهان برگ پهن بیشترین انرژی را برای دور کردن انرژی‌های منفی و افکار نامناسب از خانه دارد. ضمن آنکه این گیاهان بهتر می‌توانند به پاکسازی هوای محیط نیز کمک کنند.

با این گیاه، چاقی سراغتان نمی‌آید

 مردم چین و برخی از کشورهای آسیایی باوری دارندکه تماشای گل‌های آپارتمانی با رنگ‌های گرم مانند قرمز، نارنجی، صورتی و بنفش تاثیر بسیار زیادی بر افزایش تحرک اعضای خانواده و سرعت سوخت و ساز دستگاه گوارش دارد. به این معنی که تماشای این گیاهان می‌تواند به طور ناخودآگاه به بهبود عملکرد دستگاه گوارش و متابولیسم بدن کمک کند و احتمال افزایش وزن و چاقی را کاهش دهد. 

گل‌های قرمز و افزایش مهربانی


یکی دیگر از فواید انتخاب گیاهان آپارتمانی با برگ‌های قرمز رنگ، افزایش محبت و انرژی‌های دوستانه در محیط خانه است. در صورتی که این گیاهان دارای گلبرگ‌ها و برگ‌های گرد و بی زاویه باشند، تاثیر آرامش‌بخش و متفاوتی بر میزان محبت اعضای خانواده نسبت به یکدیگر خواهند داشت و محیط زندگی را برای اعضای خانواده دلنشین‌تر خواهند کرد. 

خنده را به خانه بیاورید

با قرار دادن برخی از گیاهان و گل‌های آپارتمانی که برگ‌های گرد دارند و رنگ آنها میان طیف‌های خاکستری، آبی و حتی مشکی در نوسان است، می‌توانید سلامت را به خانه بیاورید. این گل‌ها علاوه بر آنکه می‌توانند حس شادابی و نشاط را به اطرافیان خود بدهند، تاثیر زیادی در افزایش مثبت‌اندیشی افراد خانواده هم دارند. مهم‌ترین نکته‌ای که درباره این گیاهان وجود دارد این است که باید این گل‌ها نزدیک به پنجره و در نورگیرترین بخش خانه قرار داشته باشند تا شما بتوانيد بیشتر از فواید آنها بهره ببريد.

گل‌ها را کجا بگذارید؟

ضلع شرقی خانه بهترین فضا برای نگهداری از گیاهان و گل‌های آپارتمانی است. به اعتقاد کارشناسان فنگ‌‌شویی از آنجا که خورشید از مشرق طلوع می‌کند، قرار دادن گیاهان می‌تواند مناسب‌ترین مکان برای آنها باشد. به این ترتیب گیاهان نور و انرژی بیشتری دریافت می‌کنند و ماندگاری بهتری خواهند داشت. ضمن آنکه با دریافت نور آفتاب، انرژی بیشتری در فضای خانه به وجود خواهند آورد که در دور کردن و از بین بردن انرژی‌های منفی و مخرب در محیط زندگی بسیار موثر است.

دیوارتان را طبیعی کنید 

 انتخاب رنگ زرد، سبز یا قهوه‌ای برای ضلعی از خانه که تصمیم دارید گیاهان و گل‌های آپارتمانی را در آن نگهداری کنید از 2 نظر اهمیت دارد. به اعتقاد کارشناسان فنگ‌‌شویی قرار گرفتن گل‌ها و گیاهان در مجاورت این ترکیب رنگی می‌تواند هارمونی بسیار خوب و انرژی بخشی را درفضای خانه به وجود آورد. فضایی که یادآور طبیعت بکر و زیبای جنگل است و تماشای آن در طول روزهای نوروز به ویژه برای خانواده‌هایی که تصمیم به سفر ندارند و قصد دارند در این روزها در منزل استراحت کنند و به دید و بازدید با اعضای فامیل بپردازند، بسیار مسرت بخش است. توصیه ما به شما این است که تا حد امکان از رنگ سبز یا زرد برای پوشش دیوار استفاده کنید و در صورت نیاز از صندلی یا مبلمان چوبی یا پارکت‌های قهوه ای رنگ برای افزایش هارمونی و زیبایی ضلعی که گیاهان را در آن قرار می‌دهید، بهره بگیرید.

این گیاهان آرامتان می‌کند

استفاده از گل‌ها و گیاهان آپارتمانی علاوه بر آنکه زیبایی و طراوت خانه را چند برابر می‌کند بلکه می‌تواند در پاکسازی محیط زندگی، متعادل‌سازی انرژی‌ها و افزایش اعضای خانواده کمک کند. به شرط آنکه هنگام انتخاب گل و گیاه آپارتمانی سراغ آنهایی بروید که برگ‌های گرد دارند و زاویه در گلبرگ‌ها و برگ‌های آنها کمتر دیده می‌شود. این گیاهان هم زیباتر هستند و هم در مقایسه با برگ‌های نوک تیز و پرزاویه اثرگذاری بیشتری بر محیط و متعادل سازی انرژی‌ها دارند.

با شوهر رفيق​باز چکار کنيم؟

خیلی‌ها قبل از ازدواج نگران روابط دوستانه‌شان هستند و فکر می‌کنند این روابط را با ازدواج و بچه‌دار شدن از دست می‌دهند. حقیقت این است که این روابط بعد از ازدواج از دست نمی‌روند بلکه تغییر می‌کنند و این تغییر نتیجه‌ ترکیبی از عواملی مثل کم شدن وقت آزاد و تغییر اولویت‌های زندگی برای زوج‌هاست. زوج‌ها معمولا از روابط همسرشان خارج از رابطه دونفره‌شان استقبال نمی‌کنند مخصوصا وقتی همسر می‌خواهد بدون زن یا شوهرش با دوستانش روابط اجتماعی داشته باشد. اما ارتباط با دوستان یک نیاز است و محدود کردن همسر در این مورد منطقی نیست. دور شدن از دوست‌های قدیمی و اختصاص دادن تمام وقت به رابطه با همسر، ممکن است بعد از مدتی حس بدی در شما ایجاد کند. دوستان از ما حمایت می‌کنند و نمی‌گذارند احساس تنهایی کنیم. آنها با تشویق و حمایت خود حتی می‌توانند در بهبود رابطه با همسر مفید باشند. با درک و پذیرش طرف مقابل می‌توان روابط دوستانه را طوری تغییر داد که بدون ایجاد مشکل و حساسیت در طرف مقابل، بتوان آنها را ادامه داد. این راهنمایی‌ها به شما کمک می‌کند بتوانید دوستانتان را همچنان حفظ کنید.

   چقدر برای کی وقت بگذاریم؟

نگهداری از رابطه دوستانه‌ خوب، نیاز به صرف وقت و انرژی و تلاش دارد. همان‌طور که در رابطه زناشویی پیشرفت می‌کنید، باید یاد بگیرید زمان و انرژی لازم را بین رابطه با دوستان و رابطه با همسرتان تنظیم کنید، بنابراین طبیعی است که وقت کمتری برای گذراندن با دوستان‌تان داشته باشید. این یک اصل است و وقتی آن را بپذیرید، راحت‌تر می‌توانید مسائل بعدی را مدیریت کنید. بعضی از دوستان درک می‌کنند که باید به شکل تازه‌ای برای وقت ‌گذراندن با شما برنامه‌ریزی کنند. اما بعضی دیگر توانایی این درک را ندارند. این مشکل به خصوص در رابطه با دوستان مجرد پررنگ‌تر می‌شود. آنها درک درستی از موقعیت فعلی شما ندارند و ممکن است از شما دلخور شوند. دوستی‌ها تجربه‌های منحصر به فردی به ما هدیه می‌کنند که برای تقویت اعتماد به نفس ما مفید هستند. اما حیف است که به خاطر آن، به رابطه با همسرتان خدشه وارد شود. بدیهی است که در این برهه از زمان نزدیک‌ترین فرد به شما باید همسرتان باشد، نه دوست‌تان، بنابراین باید دنبال تعادلی بگردید که به سازش با همسرتان آسیب وارد نکند. برای مثال وقتی شما نیاز دارید وقتی را به تنهای با دوستان‌تان بگذرانید باید از قبل برای آن برنامه‌ریزی کنید و برای همسر و دوستان‌تان شرایط را توضیح دهید. ممکن است شما هفته‌ای یک ناهار را برای گذراندن با دوستان‌تان در نظر بگیرید. وقتی این برنامه‌ریزی را انجام می‌دهید، هیچ‌کدام از دو طرف ناراحت نخواهند بود. به علاوه می‌توانید بخشی از دیدارهای حضوری را با تماس‌های تلفنی جبران کنید. در کنار گذراندن وقت به تنهایی، می‌توانید از دوستان‌تان خواهش کنید بعضی وقت‌ها با شما و همسرتان در کنار هم ارتباط داشته باشند. این کار باعث می‌شود دوستان و همسرتان با شناخت و درک یکدیگر، تلاش شما برای تعادل برقرار کردن در روابط را هم درک کنند.
  بگو کی مهم‌تر است؟

همان‌طور که رشد می‌کنید و وارد مراحل مختلف زندگی می‌شوید، اولویت‌های شما در زندگی هم عوض می‌شوند. برای مثال رسیدگی به دوستی که با خواهرش قهر کرده به خودی خود کار بسیار پسندیده‌ای است اما نه وقتی نوزاد شما در خانه است و نیاز دارد مدام کنارش باشید یا روزی که همسرتان بیمار است، بهتر است برای گردش با دوستان‌تان قرار نگذارید. شما بعد از ازدواج یا بچه‌دار شدن در درون خودتان هم تغییر احساس می‌کنید. ممکن است از صرف یک شام آرام در کنار همسرتان بیشتر از شهربازی رفتن با دوستان‌تان لذت ببرید. این احساس طبیعی است و نباید برای آن نگران شوید. ممکن است دوستان‌تان احساسات منفی خود را درباره این تغییرات به شما منتقل کنند اما اگر توقعات آنها غیرمنطقی است بهتر است از آن چشم بپوشید و سعی کنید برای‌شان توضیح دهید. مطمئن باشید دوستان‌تان بعد از ازدواج موقعیت فعلی شما را درك خواهند کرد. برای اینکه بفهمید چقدر از توقعات دوستان‌تان منطقی است، می‌توانید خود را جای همسرتان بگذارید. ببینید در شرایط مشابه از او چه توقعی دارید. اگر دوست دارید کنارتان بماند، شما هم به نیازش احترام بگذارید.

آدم‌فروش نباش!

خیلی از دوستان شما، مخصوصا دوستان مجرد ممکن است درگیر مسائلی باشند که برای همسر شما خوشایند نباشد. این مسائل مخصوص دوران آنهاست و درمیان گذاشتن آنها با همسرتان احتمالا برای آنها خوشایند نخواهد بود، علاوه‌بر اینکه ممکن است باعث حساسیت همسر شما شود. مشکلات شخصی از رابطه با همسرتان را هم بهتر است زیاد به دوستان‌تان نگویید. آنها حرف همسرتان را نشنیده‌اند و ممکن است یک‌طرفه به قاضی بروند. در عین حال مطرح کردن لحظات احساسی زن و شوهر با دوستان مجرد هم کار درستی نیست. احتمال زیاد دارد که دوست مجرد شما نتواند با شنیدن این حرف‌ها در حس شما شریک شود. خیلی‌ها مخصوصا در ماه‌های اول ازدواج دوست دارند مدام از زندگی خود با دوستان‌شان حرف بزنند اما این حرف‌ها معمولا برای دوستان جالب نیست و آنها را عصبی خواهد کرد. پس تا جایی که می‌توانید رازدار باشید. علاوه بر این دقت کنید نکات منفی که احتمالا دوست‌تان از همسرتان یا برعکس از هم می‌گویند را برای طرفین مقابل عنوان نکنید، حتی برای شوخی یا حتی بسیار کوتاه.

همان‌طور که خیلی از چیزها در زندگی شما با ازدواج تغییر می‌کند، روابط دوستانه شما هم ممکن است، تغییر کند. در مورد روابط خود خوب فکر کنید. آنهایی که برای‌تان مهم‌تر است را در ذهن مشخص کنید و برای تمدید روابط با آنها برنامه‌ریزی کنید. شما می‌توانید دوستان جدیدی هم پیدا کنید. دوستانی که زوج باشند و شما بتوانید همراه با همسرتان در کنار آنها وقت بگذرانید. این به معنی کنار گذاشتن دوستان سابق نیست، بلکه توصیه‌ ما پیدا کردن دوستان جدید است. شما می‌توانید با همسر دوستان همسرتان دوست شوید و به این روش روابط خود را گسترش دهید. کسی که ازدواج کرده نیاز به مصاحبت با افرادی دارد که ازدواج کرده‌اند. شما می‌توانید از تجربیات جدید خود با هم حرف بزنید و لحظات خوشی را بگذرانید.

وقتی لو می‌روی!

کافی است یک‌بار، فقط یک‌بار همسرتان متوجه شود شما با فرد خاصی، بدون اطلاع او ارتباط دارید. این موضوع به طور ناخودآگاه او را نگران و حساس می‌کند و البته حق با اوست. شما نباید روابطی را که با دوستان‌تان دارید از همسرتان پنهان کنید یا درباره آنها به او دروغ بگویید. همسر شما باید بداند شما با چه کسانی ارتباط دارید. همین‌طور که حق شماست که از روابط همسرتان مطلع باشید. با همسرتان حرف بزنید. برای او تعریف کنید که روابط دوستانه چقدر در روحیه شما موثر است و چقدر به آنها نیاز دارید. البته این را هم بگویید که اولویت شما فقط اوست و هیچ‌کسي نمی‌تواند جای او را برای‌تان بگیرد. حرف زدن بیشتر از چیزی که فکر می‌کنید در زند‌گی‌تان موثر است.

این مردان رفیق‌باز

زنان آمادگی بیشتری دارند که خود را در رابطه با همسر و بچه‌ها غرق کنند و تمام وقت‌شان را به این روابط اختصاص دهند. در مقابل مردها کمتر بعد از ازدواج دوستان‌شان را کنار می‌گذارند. زن‌ها به خاطر روحیه خود از مردها انتظار دارند مثل آنها رفتار کنند اما این درست نیست. بهتر است هر دو نفر درکنار اینکه با دوستان‌شان ارتباط دارند، همسرشان را هم به داشتن این روابط تشویق کنند. اگر همسر شما دوست‌های زیادی ندارد، می‌توانید به او برای گسترش روابطش کمک کنید. او را تشویق کنید دوستانش را به شما نشان دهد و هر از گاهی در مهمانی‌ها با حضور آنها شرکت کنید. مطمئن باشید اگر همسرتان را در داشتن روابط محدود کنید، او هم به خودش اجازه می‌دهد چنین توقعی درباره شما داشته باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 8:56  توسط مرجان فرآورده  | 

خواص تغذیه ای ذرت

از گذشته های دور ذرت را در مکزیک و پرو کشت میدادند ، پس از کشف توسط آمریکایی ها نام هایی چون گندم ملکه ، خندروس ، جوی رومی بر ذرت گذاشته شد و در سراسر دنیا بخصوص در ایران و کشورهای عربی کشت شد.

 

ذرت منبع غنی ویتامین های B1 ، B5 ، C ، E ، اسید فولیک ، گوگرد ، کلر ، فسفر ، سیلیس ، آهن ، کلسیم ، منیزیم ، سدیم و پتاسیم میباشد و به همین دلیل است که مردم به خصوص خانم ها ناخودآگاه علاقه زیادی به مصرف ذرت دارند.

 

» ذرت سرشار از ویتامین B است.

» ذرت غذایی مفید برای تقویت پوست و ناخن هاست و از پوسته شدن ناخن جلوگیری میکند.

» ذرت از ریزش مو و خشکی مو و شکنندگی موها جلوگیری میکند.

» ذرت برای درمان اگزما ، خشکی و گرمازدگی بسیار مفید است.

» ذرت برای درمان یبوست ، ورم روده و اسهال کاربرد دارد و بلغم را از معده دفع میکند.

» ذرت برای دفع سنگ کلیه و مثانه ، عفونت های مجاری ادرار ، التهاب و درد مثانه مفید است.

» برای دفع سنگ مثانه از جوشانده برگ های ذرت استفاده میشود.

» ذرت در درمان و بهبود بیماری های قلبی و نقرس کاربرد دارد.

» جوشانده کاکل ذرت بسیار مفید است و برای زیاد شدن ادرار و پاکسازی بدن مصرف میشود.

» روغن ذرت برای افرادی که چربی خون دارند مفید است و کلسترول خون را پایین میاورد.

» روغن ذرت سرشار از اسید لینولئیک است که یکی از دو اسید مهم برای سلامت پوست است.

» از روغن ذرت برای تسکین موضعی حساسیت‌ها و بثورات پوستی استفاده می‌شود

» ذرت برای رفع کم خونی مصرف میشود ، همچنین ذرت برای پیشگیری از سرطان ریه کاربرد دارد.

6 ماده غذایی مهم در تناسب اندام

 

کلم : کلم کم کالری و سرشار از فیبر است و به همین دلیل یک ماده غذایی لاغر کننده‌ و جادویی به شمار می‌رود ، کلم و به ویژه کلم قرمز سرشار از ویتامین C است و از خطر ابتلا به بیماری دیابت پیشگیری می‌کند ، مصرف روزانه نصف یک کلم متوسط برای این منظور کافی میباشد.

 

سیب : سیب سرشار از فیبر است و می‌تواند میزان قند خون را ثابت نگه دارد ، برای افرادی که میخواهند شکمی تخت داشته باشند توصیه میشود که روزانه 3 عدد سیب میل کنند ، مصرف سیب موجب کاهش وزن در زنان می‌شود ، توصیه می‌کنم سیب را پوست میل کنید.

 

دارچین : بعضی از ترکیبات طبیعی موجود در این ادویه‌ی معطر مانند انسولین عمل می‌کند و موجب میشود سلول‌ها گلوکز را جذب کرده و از آن به عنوان منبع انرژی استفاده کند و گلیسمی خون را کاهش دهد ، مصرف روزانه 1-2 قاشق چای‌خوری کافی است تا میزان قند خون به میزان 20 – 30 درصد کاهش یابد ( در مصرف دارچین افراط نکنید زیرا در صورت زیاده‌روی ترکیبات موجود در آن باعث مسمومیت میشود ).

 

تخم‌مرغ : تخم‌ مرغ یکی از منابع پروتئین است ، این ماده‌ غذایی همچنین سرشار از اسیدهای آمینه است و بهترین گزینه برای صبحانه است چون باعث ایجاد احساس سیری شده و اشتها را کاهش میدهد ، افرادی که برای صبحانه دو عدد تخم‌مرغ کامل پخته و نان سبوس دار می‌خورند در طول روز کمتر احساس گرسنگی کرده و کالری‌های کمتری دریافت می‌کنند.

 

دانه‌های روغنی : تخمه‌ کدو ، تخمه‌ آفتابگردان ، بادام ، گردو ، کنجد و … جزو مواد غذایی فوق‌العاده محسوب می‌شوند ، این مواد غذایی سرشار از پروتئین ، چربی‌های مفید و فیبر هستند که موجب کنترل اشتها می‌شوند ، این مواد غذایی با کلسترول بالا مقابله می‌کنند و برای قلب بسیار مفیدند ، مصرف روزانه 2-3 قاشق غذاخوری از این دانه‌های روغنی کافی است.

 

سرکه : اسید موجود در سرکه نمی‌گذارد گلوسیدهای غذا به قند خون تبدیل شود ، سرکه می‌تواند احساس سیری را افزایش دهد و برای همین دلیل کمک کننده لاغری بسیار خوبی محسوب می‌شود ، خوش طعم بوده و عملاً کالری ندارد ، میتوانید روزانه 2 قاشق چای‌خوری در سالاد از سرکه استفاده کنید ، توجه داشته باشید در مصرف سرکه نیز دچار افراط نشوید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392ساعت 9:2  توسط مرجان فرآورده  | 

یک لیوان چای حالتان را خوب می‌کند

اگر به نوشیدن چای علاقه دارید، اگر رنگ و عطر و بوي چاي برايتان مهم است و به خوش‌طعمي آن اهميت مي‌دهيد، اين نکات را آويزه گوشتان کنيد:

از قرار‌دادن چای خشک در محیط مرطوب خودداری کنید. این کار موجب کپک‌زدن و بدطعم شدن چای می‌شود.

برای خوش‌عطر‌شدن چای‌تان درون ظرف چای خشک یک چوب دارچین یا یکی دو دانه هل قرار دهید.

چای خشک حساسیت زیادی نسبت به نور و رطوبت دارد و عطر، طعم و رنگ خود را از دست می‌دهد. سعی کنید چای را درون ظروف تیره نگهداری کنید. 

اگر از چای کیسه‌ای استفاده می‌کنید حتما پس از باز‌کردن بسته‌بندی آن را درون کیسه پلاستیکی قرار داده و از آلودگی و گرد و غبار دور نگاه دارید.

هرگز ظرف سیر، سرکه یا ترشی را در کنار ظرف چای خشک قرار ندهید زیرا چای به سرعت بوی موادغذایی را به خود جذب می‌کند.

از نگهداری بسته چای یا ظرف چای در نزدیک اجاق گاز یا هر وسیله گرمایشی دیگر خودداری کنید. گرما روی مزه و رنگ چای تاثیر می‌گذارد.

در صورتی که می‌توانید از چای‌های ارگانیک استفاده کنید. این نوع چای را پیش از دم‌کردن با آب سرد بشویید.

چای مرغوب معمولا  3 تا 4 دقیقه بعد از آنکه روی حرارت قرار گرفت، دم می‌آید اما باید توجه داشته باشید که روش تهیه انواع مختلف چای را باید روی بسته‌بندی آن مطالعه کرد چرا‌که برخی از چای‌ها به دلیل ویژگی‌‌ای که دارند در مدت زمان بیشتر دم می‌شوند.

برای تهیه آب جوش همیشه سعی کنید آب سرد به کتری اضافه کنید چون اضافه‌کردن آب گرم موجب می‌شود ذرات معلق موجود در کتری در آب شناور شود و این مسئله موجب کدر‌شدن چای که از این آب می‌ریزید، می‌شود.

اگر بسته چای را باز می‌کنید و مقداری از آن را در ظرف می‌ریزید باید بخش باقی‌مانده را در یک ظرف تیره و فلزی‌رنگ نگهداری کرده و از نگهداری چای باز برای مدت زمان طولانی پرهیز کنید چون به مرور کیفیت و عطر چای تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

اگر دوست دارید چای‌تان عطر و بوی خوراکی‌ها و گیاهان دارویی خوش‌عطر را بگیرید می‌توانید ظرف چای خود را در کنار گل سرخ یا گل یاسمن و حتی گل بهار‌نارنج قرار دهید تا به با جذب عطر این گیاهان توسط چای خشک آن را به شیوه‌ای طبیعی معطر کنید.

برای تهیه آیس‌تی کافی است  نصف لیوان آب داغی که جوشیده باشد را روی چای طعم‌دار بریزید و آن را به مدت 5 تا 6 دقیقه در همین حالت قرار دهید. سپس نصف لیوان آب سرد را با یک قطعه یخ و یک قاشق چای‌خوری آب لیمو به آن اضافه کنید تا آیس‌تی‌ آماده شود.

مردان در تابستان چی رو با چی بپوشند؟

چی‌رو با چی‌بپوشیم این شماره ویژه آقایان است و البته همه خانم‌هایی که خیال دارند راهنمای همسر، پدر یا حتی برادرشان برای خوش‌پوش‌تر شدن باشند. در ست‌های‌پیشنهادی این شماره با شما از رنگ‌هایی می‌گوییم که به ظاهرتان حال و هوایی  تابستانی و تا دل‌تان بخواهد خنک  می‌دهند.

رسمی ولی تابستانی

گاهی لازم است تابستانی بپوشید اما رسمی. در این حالت بدون برو برگرد به ترکیب رنگ آبی‌روشن و قهوه‌ای فکر کنید.

  •    اگر کت‌تان را به رنگ قهوه‌ای انتخاب می‌کنید بهتر است دنبال پارچه‌ای باشید که ردی از رنگ آبی هم در آن پیدا باشد.
  •    یک پیراهن ساده به رنگ آبی روشن کارتان را راه می‌اندازد.
  •    اما شلوار؛ بهتر است شلوار جین راسته بپوشید البته به رنگی کاملا روشن.
  •    حالا می‌ماند جزئیات.  کالج، کمربند و بند ساعت شما باید به رنگ قهوه‌ای تیره باشد. انتخاب این 3 آیتم به رنگ قهوه‌ای وقار لازم را به تیپ تابستانی اما رسمی شما می‌دهد.


چیزی کم دارد!

اگر در میان پیراهن‌های تابستانی‌تان جای رنگ یاسی خالی است شک نکنید که کمد‌لباس شما چیزی کم دارد!

  •   رنگ یاسی به قدر کفایت خنک است بنابراین می‌توانید سراغ یک مدل آستین بلند از  این رنگ بروید و در عوض آستین‌های آن را هر اندازه که دوست‌داشتید تا کنید.
  •    با پیراهن یاسی‌تان به یک شلوار کتان به رنگ آبی درست همرنگ با شلوار پیشنهادی ما نیاز دارید.
  •    در این ترکیب  فقط می‌توانید به پوشیدن کالج فکر کنید! رنگ پیشنهادی ما هم طوسی است البته از نوع روشنش.


متفاوت بپوشید

از ترکیب رنگ‌ها به خصوص رنگ‌های روشن نترسید؛  آن هم وقتی که  خیال دارید  ظاهری تابستانی و کاملا متفاوت  داشته باشید. 

  •   نقطه عطف این ترکیب نشاندن رنگ کرم در کنار نوعی آبی یا بهتر است بگوییم سبزآبی، البته از نوع کاملا روشنش است.
  •   برای پیراهن‌تان هم کافی است به یک پیراهن گل‌بهی، تا دل‌تان بخواهد روشن فکر کنید.
  •   و اما کفش! حالا باید دقت کنید که کفش‌تان دقیقا همرنگ با کت‌تان باشد. اگر خیلی دقیق باشید حتی می‌توانید به همرنگ بودن رنگ بند کفش و دگمه‌های کت‌تان هم فکر کنید!


ساختارشکن باشید

زرد و سرمه‌ای از آن ترکیب‌های آشنایی است که رفتن سراغ آن به خصوص در فصل تابستان جواب می‌دهد مشروط بر آنکه کمی ساختار شکن باشید.

  •    برای یک ساختار‌شکنی ساده در ترکیب زرد و سرمه‌ای باید به یک کت کتان زرد فکر کنید. دقت کنید که کت شما باید زرد آن هم کاملا پر رنگ و لعاب باشد.
  •    در مورد شلوار دو انتخاب پیش‌رو دارید یکی شلوار کتان سرمه‌ای (راسته بودنش را فراموش نکنید) و دیگری شلوار جین تیره (به تیره بودنش دقت کنید).
  •    پیراهنی که انتخاب می‌کنيد می‌تواند یک بلوز آستین بلند سفید باشد با راه‌های سرمه‌ای.
  •    و اما کفش؛ اگر در انتخاب رنگ کفش‌تان به ترکیبی از رنگ زرد و سفید مثل مدل پیشنهادی ما برسید شک نکنید که به  بهترین انتخاب رسیده‌اید. 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1392ساعت 9:1  توسط مرجان فرآورده  | 

آنگاه که «پول» مشکل اصلی زندگی می‌شود

حساب و کتاب زندگی مشترک شما به چه شکل است؟ چطور وظایف مالی و غیرمالی را با هم تقسیم می‌کنید و کدام‌یک از شما از این شیوه تقسیم کار رضایت بیشتری دارید؟ حرف آخر را در دنیای اقتصادی زندگی مشترک‌تان چه کسی می‌زند؟ اگر جواب دادن به این سؤال‌ها برای‌تان آسان نیست، بهتر است این تست را امتحان کنید. کدام یک از جملاتی که در این جدول می‌بینید برای‌تان آشناست؟ صادقانه به این سؤالات پاسخ دهید. شاید رابطه میان شما بیشتر از آنچه فکر می‌کنید بحرانی باشد.

کجای کارید؟

از 6 جمله گفته شده، چند جمله به گوش شما آشنا آمد؟ کدام‌یک از این عبارات در گفت‌و‌گوی میان شما و همسرتان رد و بدل می‌شود یا بدون اینکه گفته شود، در ذهن‌تان مجسم می‌شود. اگر تنها 4 عدد از این جملات یادآور گفت‌و‌گوهای میان شما دو نفر بوده، باید بگوییم که حساب و کتاب شما یکی از دلایل اصلی چالش‌های زندگی مشترک‌تان است. پس ادامه این مطلب را بخوانید و با عباراتی که می‌توانند جایگزین این جملات شوند، آشنا شوید.

مستقل باشید

در کنار حساب مشترک، استقلال مالی‌مان را هم حفظ می‌کنیم

حساب مشترک، یکی از ایده‌های اقتصادی آرامش‌بخش در زندگی مشترک است اما مراقب باشید که این ایده، گاهی هم می‌تواند استقلال شما را مخدوش کند و تنش‌زا شود. حتی در دنیای زندگی مشترک هم، شما نیاز دارید که کمی پول برای خرج‌های انفرادی، مثل کادو خریدن در مناسبات مختلف یا خریدهای شخصی داشته باشید. روانشناسان می‌گویند در کنار داشتن پول شخصی در حساب خودتان، با هم قرار بگذارید که هر ماه، بخشی از درآمدتان را برای روز مبادا در یک حساب مشترک بگذارید و آنقدر استقلال مالی داشته باشید که برای خریدن هدیه تولد همسرتان، نیازی نباشد که به این حساب مشترک دست بزنید.

درآمد خانواده متعلق به هر دوی شماست

هر کدام از ما به شیوه خودمان برای رشد خانواده تلاش می‌کنیم

از نظر کارشناسان اقتصاد خانواده مهم این نیست که شما و همسرتان چه وظایفی را بر عهده بگیرید، بلکه مهم این است که از آنچه انجام می‌دهید لذت ببرید و در نهایت، درحالی‌که هر دوی شما به یک میزان اما به شکل‌های متفاوت برای این زندگی مشترک وقت می‌گذارید و انرژی صرف کنید، هردوی‌تان به اندازه‌ای برابر از درآمدهای خانواده سهم ببرید. اگر کار خانه شما را راضی‌تر نگه می‌دارد و بهای اضافه‌کاری همسرتان به اندازه حقوقی که شما می‌گیرید قابل توجه نیست، بد نیست او زودتر به خانه بیاید و از بچه‌ها نگهداری کند و اگر شما امکان انجام یک کار پاره‌وقت را دارید، دیگر دلیلی ندارد به‌دلیل اینکه همسرتان به اندازه شما در خانه کار نمی‌کند شکایت کنید، بلکه می‌توانید در اوقاتی که او مشغول کار اداری‌اش است، کمی بیشتر به اوضاع خانه رسیدگی کنید. فرقی نمی‌کند که شما به عنوان یک زن در آوردن پول به خانه مشارکت داشته باشید یا نه. در هر دو حالت، شما و همسرتان باید بپذیرید که این درآمد متعلق به هر دوی شماست. البته یک دور دیگر عبارت «هردوی شما» را تکرار کنید و گمان نکنید که 50 درصدی که متعلق به همسرتان است باید خرج خورد و خوراک و هزینه‌های خانواده شود و شما می‌توانید با 50 درصد سهم خودتان، کارهایی که دوست دارید بکنید.

سهم‌تان را از شکست‌ها بپذیرید

با همفکری می‌توانیم از پس چالش‌های اقتصادی که با آنها روبه‌رو شده‌ایم، برآییم

بعد از گرفتن هر تصمیم مالی مشترکی، ممکن است تا مدتی نتوانید آنطور که می‌خواهید خرج کنید و بخشی از درآمدتان را برای خودتان نگه ‌دارید. اگر از پس این چالش‌ها بر نیایید، فشار بحران‌های اقتصادی می‌تواند به هر دوی شما آسیب بزند. ممکن است تا پایان گرفتن این شرایط، شما هم مثل همسرتان مجبور باشید بیشتر کار کنید و کمتر خرج کنید اما یادتان نرود که شما با میل خودتان بله روز عقد را گفته‌اید و فراموش نکنید که زندگی مشترک یعنی مشارکت در همه‌چیز. شما با آمدن زیر یک سقف، همانطور که در سودی که از توانایی‌های همسرتان ناشی شده‌ شریک می‌شوید، خواسته یا ناخواسته می‌پذیرید که در روزهای توانمندی و ناتوانی شریک لحظات او باشید. 

پنهان‌کاری نکنید

به جای پنهان‌کاری، نیازها و عقاید اقتصادی‌ام را شفاف مطرح می‌کنم

نه‌تنها بسیاری از زنان گمان می‌کنند به‌دلیل داشتن استقلال مالی، باید بخشی از درآمدشان را از همسرشان پنهان کنند، بلکه در جمع‌های زنانه هم چنین توصیه‌هایی کم رد و بدل نمی‌شود. برای به دست آوردن آنچه نامش را استقلال می‌گذارید، کارآگاه‌بازی در نیاورید و پای پنهان‌کاری و دروغ را به زندگی خود باز نکنید. اگر همسرتان از شما سؤالی نمی‌کند، دلیلی ندارد که شما پیش قدم شوید و برایش حساب و کتاب مالی‌تان را توضیح دهید اما اگر به هر دلیلی قرار شد در مورد داشته‌های‌تان صحبت کنید، نمی‌توانید واقعیت را از او پنهان کنید. این حق شماست که پس‌انداز شخصی داشته باشید(البته تا زمانی که بدنه اصلی زندگی مشترک‌تان تامین شده باشد) اما حق ندارید برای داشتن این پس‌انداز همسرتان را فریب دهید.

مشت بسته یا باز؟

تا جایی که به زندگی خودمان لطمه نخورد، می‌توانیم به اطرافیان‌مان کمک کنیم

شما و همسرتان حق دارید در صورت روبه‌رو شدن عزیزان‌تان با بحران به آنها کمک کنید. اما یادتان نرود که این کمک‌ها قرار نیست زندگی شما را به سراشیبی بیندازند. شما می‌توانید از پس‌اندازی که دارید به خانواده یا دوستان‌تان قرض بدهید و در عین حال، باید به همسرتان هم چنین حقی داده باشید. البته اگر می‌خواهید این کمک‌ها به دعوای میان شما تبدیل نشود، باید حد تعادل را حفظ کنید و رفاه دیگران را بر آرامش زندگی خود ترجیح ندهید. شما نمی‌توانید تنها پس‌انداز خود را به فردی بسپارید که قرار است آن را برای یک کار غیرضروری صرف کند و توان برگرداندن آن را به شما ندارد. پس نه آنقدر مشت‌تان را بسته نگه دارید که خانواده‌تان از حمایت شما ناامید شوند و نه آنقدر دست و دلباز باشید که به‌دلیل پیشرفت دیگران، همیشه در حساب و کتاب زندگی مشترک‌تان درجا بزنید.

چشم به جیب دیگران نداشته‌ باشید

ما زندگی تازه‌ای را شروع کرده‌ایم و استقلال خودمان و حمایت معنوی خانواده‌ها برای‌مان بهترین پشتوانه است

شما نمی‌توانید از خانواده خود و همسرتان بخواهید که بیشتر از توان‌شان برای آرامش مالی شما هزینه کنند. یادتان نرود شما در حال تشکیل یک زندگی مستقل هستید و استقلال مالی، یکی از معیارهایی است که می‌تواند موفقیت زندگی شما را تضمین کند. اگر خانواده شما یا همسرتان با پیشنهاد خودشان برای کمک به شما قدم برداشتند، حمایت آنها را رد نکنید اما هرگز نمی‌توانید به‌خاطر اینکه خانواده همسرتان توان کمک‌کردن در زمینه‌های مالی را نداشته است به همسرتان سرکوفت بزنید. نباید براساس پولی که برای شروع زندگی شما خرج کرده‌اند در موردشان ارزش‌گذاری کنید، بلکه باید میزان حمایت معنوی و پشتیبانی‌ای که در لحظه‌های سخت داشته‌اند را ملاک قضاوت قرار دهید. حمایت خانواده‌ها تنها در خالی‌کردن جیب‌شان برای شما معنی نمی‌گیرد و شما هم نمی‌توانید به‌دلیل کاستی‌های خودتان به جیب دیگران چشم داشته باشید.

خیلی از ما در موقعیت‌هایی قرار گرفته‌ایم که فکر می‌کردیم در بهترین زمان ممکن برای یک معامله خوب یا یک خرید عالی هستیم اما بعد از مدتی متوجه شدیم که هدف یک کلاهبرداری حرفه‌ای قرار گرفته‌ایم. چرا نتوانستیم تشخیص دهیم که آن معامله یا خرید یک کلاهبرداری بوده است؟ آیا فرد کلاهبردار بسیار حرفه‌ای عمل کرده یا ما قدرت تشخیص کمی داریم؟ چه کنیم تا دیگر در دام کلاهبرداران نیفتیم یا اگر افتادیم چگونه رفتار کنیم؟ آیا از زبان بدن افراد می‌توان به نیت آنها پی برد؟ چگونه با زبان بدن کلاهبرداران آشنا شویم؟ آیا می‌توان با آشنا بودن با زبان بدن دروغ‌ها را تشخیص دهیم، فکرها را بخوانیم و حرف‌های حقیقی پنهان را بشنویم؟ با دنبال کردن این مطالب و صحبت‌های پوریا پاکرو، روانشناس و مشاور به پاسخ تمام سؤالات خود خواهیم رسید.


این دروغگوهای حرفه‌ای


کلاهبردارها و دروغگوهای حرفه‌ای کسانی هستند که می‌توانند دروغ‌های خود را هنرمندانه با علائم غیر کلامی تکمیل کنند. هرچه استفاده کلاهبردار از رفتار غیر کلامی حاکی از صداقت هنگام دروغگویی، ماهرانه‌تر باشد، حرفه او بهتر انجام می‌شود. البته می‌توان هنگام برقراری ارتباط با دیگران، باز کردن کف دست‌ها را تمرین كنيد و خود را محق‌تر جلوه دهید. از طرفی، هر قدر که حرکات کف دست‌های باز تبدیل به یک عادت شود، تمایل به دروغگویی نیز کمتر می‌شود.

چشم‌های خیره

هنگامی که شخصی هیجان‌زده می‌شود، مردمک‌های چشم او شاید تا چهار برابر اندازه معمولی بزرگ شود. از طرفی یک حالت عصبانی و منفی باعث کوچک شدن مردمک‌ها می‌شود که معروف به «چشم‌های خروسی» یا «چشم‌های ماری» است. اطلاعات دریافتی ما از انسان‌ها از طریق دیدن حدود 80درصد است. برعکس برخی افراد پافشاری زیادی بر حرف‌های دیگران دارند و ممکن است آن افراد در آن لحظه دروغ بگویند یا کلاهبردار باشند، اما در زبان بدن یک انسان ما می‌توانیم پیام‌های دقیق‌تری را دریافت کنیم که این واکنش‌ها را می‌توان تا حدودی از یک کلاهبردار دید. ما باید برای این کار کمی خود را آموزش دهیم تا بتوانیم واکنش‌ها، فرم صورت و دست‌های اشخاص را تشخيص بدهيم.

گزیدن لب‌ها

گزیدن لب‌ها یکی از مهم‌ترین نشانه‌هاي قرار داشتن فرد در وضعیت استرس‌زاست. در بسیاری از مواقع زمانی که انسان‌ها اشتباهی را مرتکب می‌شوند بی‌اختیار لب‌هاي خود را می‌گزند. در این مواقع انسان سعی می‌کند به طور ناخودآگاه با گزیدن لب‌ها، فرو بردن آنها به داخل دهان و تماس زبان با آنها خود را از زیر بار روانی خارج کند.

افراد بنا به شخصیت‌هایی که دارند رفتارهای‌شان متفاوت است به همین دلیل انواع رفتار‌ها را می‌توان از افراد مختلف دید. بعضی از كلاهبرداران اعتماد به نفس‌ بالایی دارند و بسیار قاطع صحبت می‌کنند.

یک کلاهبردار چگونه رفتار می‌کند


در مواقعی که با یک کلاهبردار مواجه می‌شویم باید بدانیم این افراد چه واکنش‌هایی دارند. معمولا این افراد برای اینکه هرچه زودتر به نتیجه‌ای که می‌خواهند برسند خیلی تند و سریع صحبت می‌کنند و حالت‌های اضطرابی در لحن و صدای خود دارند. ما می‌توانیم از چشم‌ها و لب‌های این افراد پیام‌های بسیاری بگيريم؛ چشم‌های‌شان پر از اضطراب است، این افراد هنگام صحبت کردن همزمان در حال فکر کردن هستند، معمولا با گوشه‌ ناخن‌هاي خود بازی می‌کنند و پاهای خود را تکان می‌دهند. این رفتار‌ها نشانه‌هایی است که باید به آنها دقت کنیم.افراد بنا به شخصیت‌هایی که دارند رفتارهای‌شان متفاوت است به همین دلیل انواع رفتار‌ها را می‌توان از افراد مختلف دید. بعضی از كلاهبرداران اعتماد به نفس‌ بالایی دارند و بسیار قاطع صحبت می‌کنند. هدف آنها اعمال فشار بر طرف مقابل و قاطعیت در لحن، گفتار و حرکات دست‌های‌شان و به وجود آوردن یک پکیج کامل برای جلب اعتماد افراد است پس یکی از علائم شناسايي آنان اقتدار بیش از حد نرمال در رفتارشان است؛ یک نوع حاکمیت در رفتار.

چشم در چشم نمی‌شوند

افراد کلاهبردار و دروغگو با افراد حاضر معمولا چشم تو چشم نمی‌شوند. این افراد نگاه‌های‌شان را می‌دزدند و سعی می‌کنند زمین یا بالا را نگاه کنند، از نگاه‌ها فرار می‌کنند این عمل یعنی آن شخص آنچه را که می‌گوید باور ندارد یا کل موضوع را نگفته و بخش‌هایی از آن بحث را پنهان کرده است وگرنه هیچ انسان صادقی دلیل بر این نمی‌بیند که بالا یا پایین را نگاه کند و همه توجهش را به چشم‌ها و صورت فرد مقابل معطوف می‌کند. در یک ارتباط نرمال ما چشم‌های طرف مقابل را نگاه می‌کنیم تا حسن نیت و مثبت بودن را انتقال دهیم.

میمیک صورت


معمولا افراد کلاهبردار در معاملات خود چهره‌هایی افروخته و جمع شده دارند و گردش خون در چهره آنان کاملا مشخص است. صورت این افراد معمولا سرخ و برافروخته می‌شود و کمی عرق می‌کنند، معمولا خودخوری می‌کنند و اعتماد به نفس کمی دارند.

کلاهبرداری در معامله خانه

شخصیت‌های متفاوت باعث رفتار متفاوت می‌شود ولی به طور مشخص این افراد معمولا زیاد روی یک موضوع پافشاری می‌کنند. به لحاظ روانشناختی تاکید زیاد روی یک موضوع حتما دلیل خاصی دارد زیرا در حالت عادی نیازی به این همه تاکید نیست، معمولا جواب‌های سر بالا به سؤال‌های ما می‌دهند و پاسخ‌هایی کوتاه و با ابهام در آستين دارند. به عنوان مثال برای دیدن و تحویل دادن سند خانه تعلل كرده و بحث را عوض می‌کنند. در زبان بدن آنها می‌توان به این اشاره کرد که معمولا یکی از ابروهای خود را برای جدی بودن خود بالا می‌برند، چشم‌هایشان را گرد می‌کنند یا وقتی پشت میز نشسته‌اند به طور ناگهانی جای خود را تغییر می‌دهند.

مغازه‌دار کلاهبردار

معمولا ما خودمان می‌توانیم به راحتی وقتی وارد یک مغازه می‌شویم اصل بودن یا نبودن کالای مورد نظرمان را تشخیص دهیم و با این روش که قبل از ورود به مغازه راجع به کالای مورد نظر خود تحقیقاتی کرده باشیم، با آگاهی وارد شده و به‌راحتی می‌توانیم از صحبت‌های فروشنده به صحت گفته‌هاي او پی ببریم. وقتی حرف‌های یک فروشنده را کنار هم بگذاریم و با هم مقایسه کنیم متوجه می‌شویم که چقدر صداقت دارد. تاکید یک فروشند بر اصل بودن یک کالا یا جمله «از این کالا فقط همین یک عدد را داریم» یا بازار گرمی‌های اینچنینی باید کمی ما را به شک بیندازد. گاهی یک فروشنده کلاهبردار وقتی مشتری او را سؤال‌پیچ کند، برافروخته و عصبی می‌شود اما معمولا فروشنده نرمال و خوب می‌داند وظیفه‌اش پاسخگویی به افراد است.
کلاهبرداری از فامیل‌های نزدیک

یکی از این اتفاقات این است که ما می‌بینیم دوست‌های نزدیک و صمیمی یا حتی خواهر و برادرها سر یکدیگر کلاه می‌گذارند. این وسوسه معمولا زمان‌هایی پیش می‌آید که بحث پول کلانی در میان است و فرد از اعتمادی که بین آنها وجود دارد بیشترین استفاده را می‌کند اما در این میان زبان بدن و حرکات زیاد قابل استفاده نیست زیرا حس اعتمادی که بین افراد وجود دارد مانع شک و عدم اعتماد می‌شود.

دست دادن


افراد کلاهبردار برای اثبات حسن نیت خود و انتقال قاطعیت خود در یک معامله دست طرف مقابل را به شدت می‌فشارند یا در حالتی دست ما را به سمت پايین فشار می‌دهند، خیلی زود وارد حریم انسان‌ها شده و با افراد صمیمی می‌شوند و در مواقعی شخص مقابل را به اسم کوچک صدا می‌زنند یا از القابی نظیر تو استفاده می‌کنند. سرعت در صمیمی شدن و اشتیاق برای رسیدن به نتیجه دلخواه‌شان یک نشانه بارز اين افراد است.

کلاهبرداری‌های تلفنی

این نوع افراد معمولا بسیار خوش‌صحبت، سخنگو و مسلط هستند و معمولا تشخیص این افراد که آیا کلاهبردار هستند یا خیر بسیار سخت است و وقتی سخت‌تر می‌شود که ما این فرد را نمی‌بینیم و نمی‌توانیم از حرکات و زبان بدن آن شخص صحت گفته‌هايش را تشخیص دهیم اما می‌توان به تکنیک زبان و صدا اشاره کرد. این افراد وقتی از طرف شخص مقابل زیاد سؤال پیچ شوند ممکن است لکنت بگیرند و به قول معروف هول شوند بهترین روش در این زمان این است که از آنها آدرس دفتر و محل کارشان را بخواهیم و بگوییم حضوری به آنها مراجعه می‌کنیم.روشي که اکثر کلاهبردارها از آن استفاده می‌کنند بازی‌های روانی است، یعنی فرد کلاهبردار تلاش می‌کند شخص خریدار را در موقعیتی قرار دهد که شخص فکر کند که در حال از دست دادن آن موقعیت است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 8:59  توسط مرجان فرآورده  | 

5 ورزش عجیبی که نشنیده اید

از زیرآبی در لجن تا شطرنج با قوانین بوکس همه از عجیب ترین ورزش هایی است که تا به حال ابداع شده اند و جالب تر از آن انسان هایی هستند که این ورزش ها را قلباً دوست دارند.
 

با ورزش آشنا هستید و فکر می کنید تمامی ورزش هایی دنیا را می شناسید اما سخت در اشتباه هستید زیرا هنوز بسیاری از ورزش ها در دنیا انجام می شود که اطلاعی از آن ها ندارید. این ورزش هایعجیب به گونه ای هستند که تنها انسان های خاصی به آن علاقمند شده و سراغشان می روند.

هاکی با تک چرخ

با تکچرخ ها آشنا هستید که تنها یک صندلی، یک چرخ و یک جفت پدال دارند و بیشتر توسط بدلکاران استفاده می شود اما این بار در یک ورزش عجیب ورزشکاران از آن بهره می برند. این ورزش کاملا مشابه با هاکی روی یخ است و تنها تفاوت آن تک چرخ سواری شرکت کننده ها در مسابقه است. ورزشکاران باید با قوای بدنی و در حالی که تعادل خود را روی تکچرخ حفظ می کنند حرکات هاکی را نیز انجام دهند. این ورزش ابتدا در تمامی دنیا طرفدارانی را پیدا کرد اما این روزها تنها افراد کمی آن را در آمریکا انجام می دهند.

انسان در برابر اسب

در ولز یکی از عجیب ترین مسابقه های دنیا هرساله برگزار می شود و افراد زیادی هم در آن شرکت می کنند. در این مسابقه انسان ها باید به مسابقه با اسب بپردازند. در این مسابقه دومیدانی که نزدیک به 40 کیلومتر طول دارد هر دو گروه باید از موانع طبیعی مختلف عبور کنند. تنها یک بار در این مسابقات انسان ها توانسته اند پیروز شوند و در تمام ادوار آن این اسب ها بوده اند که پیروز میدان بوده اند.

شطرنج بوکسی

ترکیب کردن ورزش ها گاهی جالب می شود اما گاهی نیز ورزشی عجیب از میان آن بیرون می آید که یکی از آن ها شطرنج بوکسی است. در این ورزش که هلندی ها علاقه خاصی به آن دارند شرکت کننده ها وارد رینگ شده و شروع به شطرنج بازی می کنند، سپس بعد از چند راند شطرنج شروع به کتک زدن یکدیگر کرده و قدرت های بدنی شان را محک می زنند. این بازی تمامی نیروها از بازو تا ذهن را به چالش می کشد. سپس هرکس بیشتر حریف خود را مات کرده باشد یا امتیاز بیشتری دربوکس گرفته باشد پیروز میدان می شود.

لیگ سنگ کاغذ قیچی

بازی سنگ کاغذ قیچی برای همه آشنا است و تمامی قوانین آن را بلد هستید اما این نکته جالب است که این بازی تفریحی به عنوان یک ورزش رسمی در آمریکا شناخته می شود. در این ورزش که به صورت لیگی برگزار می شود شرکت کننده ها طی دو تا سه روز با یکدیگر رقابت می کنند و در نهایت برنده، جایزه 50 هزار دلاری را با خود به خانه می برد. این بازی از سال 2006 به عنوان یک ورزش رسمی در آمریکا شناخته می شود.

زیر آبی در لجن

یکی از کثیف ترین ورزش هایی که سالانه تنها در ولز و بخشی از انگلستان برگزار می شود زیرآبی در لجن است. این سرگرمی به طور رسمی به عنوان ورزش شناخته می شود و طرفداران زیادی دارد. در این مسابقه شرکت کننده ها باید مسیر 40 متری را در یک رودخانه مملو از گل و لای و کثیفی به صورت رفت و برگشت زیرآبی بروند. رکورد این مسابقات در دست فردی به نام "فلیپ جان" است که کل مسیر را در یک دقیقه و 35 ثانیه به پایان رساند.

بازگشت از گناه، به چه قیمتی؟

در کتاب کیفر کردار جلد دوم آمده است: رابعه عدویه مى گوید: دوستى داشتم که جوان بسیار زیبا و قشنگ و دلفریبى بود بر اثر جوانى و زیبائى، جوانان و دوستان بزهکارش او را به طرف گناه کشاندند و او کم کم هرزه و بى بند و بار و شیاد و لات شد.

بیشتر کارش به دنبال خانم رفتن و تور کردن دختران معصوم بود و عجیب فرد هرزه و گناهکارى شده بود که همه از دستش ناراحت بودند. یک روز که به دیدن او به خانه اش رفتم، یک وقت دیدم او در سجاده عبادتش ایستاده نماز مى خواند و غرق در زهد و تقوى و ورع و عبادت و نماز و طاعت است، عجب نماز با حال و با خشوع و خضوع و گریان و نالان بود.

از حالش متعجب و حیران شدم! با خود گفتم آن حال گناه و معصیت و بزه کارى چه بود؟! و این حال عبادت و طاعت و گریه و ناله و زهد و تقوى چیست؟ چطور شده که عتبه بن علام عوض شده؟!

صبر کردم تا نمازش را تمام کرد، بعد گفتم: ابن علام خودتى؟! تو آن کسى نبودى که همه اش در هوى وهوس و عیش و نوش و غرق در معاصى و گناه و خلاف و عشق و شراب بودى چطور شده به طرف خداآمدى؟ با خدا آشتى کردى؟ و چگونه از گناهان خودت برگشتى؟!

عتبه گفت: اگر یادت باشد من در اوائل جوانیم خیلى معصیت کار بودم و به خانم ها خیلى علاقه داشتم و در این کار حریص بودم، همانطور که مى دانى بیش از هزار زن در بصره گرفتار چنگال عشق من بودند و من هم در این کار اسراف زیادى داشتم.

یک روز که از خانه بیرون آمدم ناگهان چشمم به خانمى افتاد که جز چشم هایش چیزى پیدا نبود و حجابکاملى داشت، شیطان مرا وسوسه کرد و گویا از قلبم آتشى بر افروخته شد، دنبالش رفتم که با او حرف بزنم به من راه نمى داد و هرچه با او صحبت مى کردم اعتنایى به من نمى کرد، نزدیکش رفتم، گفتم: واى بر تو مرا نمى شناسى؟! من عتبه هستم که اکثر زنهاى بصره عاشق و دلباخته من هستند... با تو حرف مى زنم، به من بى اعتنائى مى کنى؟! گفت از من چه مى خواهى؟ گفتم مرا مهمانى کن.

گفت: اى مرد من که در حجاب و پرده کاملم تو چطور مرا دوست دارى و نسبت به من اظهار علاقه مى کنى؟

گفتم: من همان دو چشم هاى قشنگ و زیباى تو را دوست دارم که مرا فریب داده.

گفت: راست گفتى من از آنها غافل بودم. اگر از من دست بر نمى دارى بیا تا حاجت تو را برآورده کنم.

سپس به راه افتاد تا به منزلش رسید من هم دنبال او رفتم. داخل خانه شد من هم داخل شدم وقتى که وارد منزلش شدم دیدم چیزى از قبیل اسباب واثاثیه در منزلش نیست. گفتم: مگر در خانه اسباب و اثاثیه ندارى؟

گفت: اسباب و اثاثیه این خانه را انتقال داده ایم. گفتم کجا؟ گفت: مگر قرآن نخوانده اى که خداوند مى فرماید:

تلْک الدار الاخره تجْعلها للذین لایریدون علوا فى الاْرْض ولا فسادا والْعاقبه للْمتقین.1 ؛ این سراى (دائمى و با عظمت) آخرت را فقط به افرادى اختصاص‍ (داده و) مى دهیم که در نظر ندارند در زمین برترى جوئى و فساد نمایند و عاقبت نیک و شایسته و خوب براى افراد با تقوا و پرهیزگار خواهد بود.

بله ما هرچه داشتیم براى آخرت جاوید فرستادیم دنیاى باقى ماندنى نیست. اکنون اى مرد بیا و از خدا بترس و از این کار درگذر. حذر کن از اینکه بهشت همیشگى را به دنیاى فانى بفروشى و حوران را به زنان.

گفتم: از این پرهیزگارى درگذر و حاجت مرا روا کن.

خیلى مرا نصیحت کرد دید فایده اى ندارد گفت: حال که از این کار نمى گذرى آیا ناگزیرم و ناچارم نیاز تو را برآورم؟!

گفتم: آرى.

دیدم رفت در اتاق دیگر و مرا به آن حال گذاشت. مشاهده کردم پیرزنى در آن اتاق نشسته است. آن دختر صدا زد برایم آب بیاورید تا وضو بسازم آب آوردند و وضو گرفت و تا نصف شب نماز خواند من همین طور در فکر بودم که این جا کجاست اینها کى هستند و چرا تا حال طول کشید که ناگهان فریاد آن دختر را شنیدم که گفت یک مقدار پنبه و طبقى برایم بیاورید سپس آن پیرزن برایش برد.

بعد از چند دقیقه ناگهان دیدم پیرزن فریادى زد من وحشت زده پریدم دیدم آن دختر جفت چشم هایش را با کارد بیرون آورده و روى پنبه و داخل طبق گذاشت. وقتى آن پیرزن آن طبق را به سوى من آورد دیدم چشم ها با پیه آن هنوز در حرکت بود.

پیرزن که ناراحت و رنگ از صورتش پریده بود گفت: آنچه را که عاشق بودى و دوست داشتى بگیر ما را تو حیران کردى خدا ترا حیران کند. طبق را جلوى من گذاشت، من وحشت کرده بودم نمى توانستم حرف بزنم آب دهانم خشک شده بود این چکارى بود که آن دختر انجام داد.

پیرزن با حالت گریه گفت ما ده نفر زن بودیم که در خانه اعتکاف کرده بودیم و بیرون نمى رفتیم و خرید خانه را این دختر مى کرد و براى ما چیزى مى آوررد ولى تو ما را حیران و سرگردان و ناراحت و افسرده کردى خوب شد؟! این چشم هائى که تو به آنها علاقه مند شده بودى بگیر!

همینکه سخن پیرزن را شنیدم از فرط ناراحتى بیهوش شدم وقتى که به هوش آمدم آن شب را به فکر فرو رفتم و بر گذشته هایم تأسف خوردم گفتم: واى به حال من یک عمر دارم گناه مى کنم هیچ ناراحت نبودم ولى این دختر با این کار مرا ادب کرد. به منزل رفتم و تا چهل روز در خانه مریض شدم، رفتار و کردار و کار آن دختر عجیب در من اثر کرده بود و این سبب شد که من از کار خودم پشیمان و نادم گردم و توبه نمودم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1392ساعت 10:11  توسط مرجان فرآورده  | 

موبایل با یک لنز ساده سیلیکونی میکروسکوپ شد

یک دانشجوی آمریکایی لنز دوربین جدیدی طراحی کرده است که می تواند با نصب بر روی دوربین تلفن هوشمند، میکروسکوپ بسازد.
 

این لنز شش میلی متری که میکرو فن نام دارد و در مقایسه با دوربین تلفن های هوشمند پیشرفته که قدرت بزرگ نمایی شان 10 برابر است، توانایی بزرگ نمایی 15 و 16 برابری از خود نشان می دهد.این لنز ازسیلیکون ساخته شده و می توان آن را بدون هیچگونه چسبی به لنز دوربین تلفن هوشمند چسباند و فقط 15 دلار هزینه دارد.

می توان تمامی تصاویر تهیه شده با این لنز را با قابلیت های نرم افزاری دوربین و به همان شیوه تصاویر معمولی، ویراستاری کرد و به مشارکت گذاشت.

لنز میکروفون توسط دانشجوی 22 ساله مهندسی مکانیک دانشگاه واشنگتن ساخته شده است.

این لنز از فناوری موسوم به سیلیکون کاتالیز شده با پلاتین ساخته شده که یک ماده چسبناک است و می توان آن را با آب و صابون شست بدون آنکه هیچ آسیبی به کیفیت چسبناک آن برسد.

لارسون مدعی است از آنجا که این لنز در طبقه مواد نرم یعنی مواد انعطاف پذیر قرار می گیرد مانند لنزهایشیشه ای معمولی و رایج خراشیده نمی شود و از نظر اوپتیکی مانند شیشه عمل می کند یعنی به شفافیت شیشه است و می تواند مانند شیشه نور را منحرف کند. به گفته وی از نظر تئوری این لنز می تواند تا ابد خاصیت چسبناک خود را حفظ کند.

این دانشجو می گوید اگرچه لنز میکروفون با اغلب دوربین ها و تلفن های هوشمند کار می کند اما برای دستیابی به بهترین نتیجه توصیه می شود آن را به دوربین هایی با شفافیت پنج مگاپیکسل یا بالاتر نصب کرد.

اکنون وی قصد دارد نسخه هایی از این لنز را بسازد که توانایی بزرگ نمایی 150 برابری را داشته باشند.

این مبتکر می گوید علاوه بر کاربردهای این لنز در زمینه سرگرمی و عکاسی می توان از آن در حوزه سلامتو پیشگیری از بیماری ها در کشورهای در حال توسعه استفاده کرد.


10 اثر با خاصیت جاودانه کردن نویسندگانشان

کتاب هایی که موجب شده اند تا نویسندگانشان توسط آنها همیشه در تاریخ به یاد آورده شوند، زیاد نیستند. ادبیات پر از نویسندگان پرکار است، بدون جین آستن و چارلز دیکنز به کجا می رسیدیم؟ اما جالب ترین نویسندگان آنهایی هستند که حتی اگر به اندازه یک کتابخانه اثر داشته باشند، برای یک کتابشان شناخته می شوند.

چرا این کتاب ها اینقدر با دوام هستند؟ چرا ما «جین ایر» را تحسین می کنیم اما «ویولت» را به دست فراموشی می سپاریم؟

فهرستی از کتاب های نویسندگانی که با یک اثرشان به خاطر آورده می شوند، می تواند جالب توجه باشد.

«گتسبی بزرگ» نوشته اف اسکات فیتز جرالد

کتاب «گتسبی بزرگ» نوشته اف اسکات فیتزجرالد، بیشتر اوقات به عنوان یکی از بزرگترین رمانهای آمریکایی شناخته می شود و تقریبا در تمام کلاس های ادبیات انگلیسی دبیرستان ها خوانده می شود. با وجود اینکه فیتزجرالد کتاب های دیگری نیز نوشت، این رمان به خاطر ارایه زندگی طبقه بالا در دهه 1920 و نگاه منتقدانه به مفهوم «رویای آمریکایی» برای همیشه به یاد خواهد ماند.

رمان های دیگر فیتزجرالد عبارتند از «شب لطیف است» و «زیبا و نفرین شده» و نیز داستان کوتاه «مورد عجیب بنجامین باتن» که فیلم اقتباسی از آن در سال 2008 با بازی برد پیت ساخته شد و مورد توجه بسیار قرار گرفت. البته فیلم بسیار با داستان فاصله داشت.

«ناتور دشت» نوشته جی دی سلینجر

جی دی سلینجر یکی از محبوب ترین نویسندگان آمریکایی در تاریخ ادبیات آمریکاست و درگذشت او، علیرغم سال ها انزوای خودخواسته، با واکنش بسیار روبرو شد. با این حال با وجود اینکه سلینجر رمان ها و داستان های کوتاه دیگری نیز نوشته است، بیشتر از همه برای رمان «ناتور دشت» و شخصیت اصلی آن هولدن کالفیلد شناخته می شود؛ شخصیتی که نحوه خاص سخن گفتن و نگاهش به دنیا بسیار خاطره انگیز است.

«موبی دیک» نوشته هرمن ملویل

با وجود اینکه تقریبا همه می دانند که هرمن ملویل، نویسنده رمان «موبی دیک» است، اما شمار آنهایی که نسخه اصلی بیش از 700 صفحه ای کتاب را خوانده اند، زیاد نیست. با این وجود داستان این نهنگ بزرگ و ناخدایی که مصمم به شکار اوست به عنوان یکی از اولین رمان های بزرگ آمریکایی شناخته می شود. اولین جمله رمان، «مرا اسمعیل بنام» نیز یکی از شناخته شده ترین جملات ادبیات انگلیسی است. ملویل نیز تعدادی داستان کوتاه و رمانی کوتاه به نام «بیلی باد» نوشت، اما آن ها در میان کتاب خوانان انگلیسی زبان بسیار کمتر به خاطر آورده می شوند.

«برباد رفته» نوشته مارگارت میچل

رمان «برباد رفته» برنده جایزه پولیتزر 1937 و یکی از پرفروش ترین رمان های تاریخ است. همچنین فیلم ساخته شده بر اساس آن در سال 1939 نیز به عنوان یکی از بزرگترین فیلم های تاریخ سینما شناخته می شود. این رمان که درباره داستان زندگی اسکارلت اوهارا در دوره جنگ داخلی آمریکاست به خاطر نحوه نمایش جنوبی بردگی بسیار بحث برانگیز بود، اما بسیاری قبول دارند که دیدگاه های شخصیت های رمان در آن زمان نو بود.

«برباد رفته» البته تنها کتاب مارگارت میچل است و او در طول زندگی کوتاهش کتاب دیگری ننوشت.

«کشتن مرغ مقلد» نوشته هارپر لی

«کشتن مرغ مقلد» که یکی دیگر از رمان هایی است که همیشه در کلاس های درس خوانده می شود از بادوام ترین رمان ها درباره مسئله نژادپرستی است. این رمان نیز که داستانش در جنوب آمریکا اتفاق می افتد در زمان رکود بزرگ آمریکا و درباره دو بچه است که پدرشان وکیلی به نام اتیکوس فینچ از یک مرد سیاهپوست در دادگاه دفاع می کند.

«کشتن مرغ مقلد» سال 1961 برنده جایزه پولیتزر شد و تنها کتاب هارپر لی است. او دو کتاب دیگر را نیز شروع کرد، اما هر دویشان را تمام نشده رها کرد.

«مرد نامریی» نوشته رالف الیسون

رالف الیسون بیش از همه به خاطر رمانش «مرد نامریی» که سال 1953 برنده جایزه بوکر شد شناخته شده است. این رمان که یکی از رمان های محبوب بیل کلینتون است درباره مسایل و مشکلات آفریقایی آمریکایی ها در اوایل قرن بیستم است. «مرد نامریی» تنها کتاب چاپ شده الیسون در طول عمرش است.

«در جاده» نوشته جک کرواک

جک کرواک نیز چندین کتاب دیگر نوشت، اما بیش از همه به خاطر «در جاده» شناخته شده است. این رمان اتوبیوگرافیکی درباره سفرهای کرواک با دوستانش در سراسر کشور است. نارضایتی ای که این کتاب درباره فرهنگ آمریکایی ارایه کرد، باعث خلق حرکت فرهنگی دیگری شد.

«ارباب مگس ها» نوشته ویلیام گلدینگ

این رمان نیز یکی دیگر از کلاسیک های کلاس درس و مثالی فوق العاده از تمثیل و کنایه در اثر ادبی است. با وجود اینکه داستان کتاب درباره گروهی از جوانان است که سعی دارند در جزیره ای رها شده زنده بمانند، در حقیقت نویسنده سعی دارد با مشکلات بزرگ تر جامعه و اجتماع انسانی که با استعاره های مسیحی همراه شده دست و پنجه نرم کند.

ویلیام گلدینگ در سال 1983 برنده جایزه نوبل شد و چندی از کتاب های دیگرش نیز بسیار موفق بودند: رمان «آداب عبور» در سال 1980 برنده جایزه بوکر شد، اما رمان «ارباب مگس ها» به خاطر استفاده اش در کلاس های درس همیشه به عنوان معروف ترین رمان او شناخته خواهد شد.

رمان های «جین ایر» و «بلندی های بادگیر» از شارلوت و امیلی برونته

خواهران برونته ممکن است در سال های اخیر طرفداران بیشتری پیدا کرده باشند، اما همیشه در تاریخ به عنوان نویسندگان رمان های «جین ایر» و بلندی های بادگیر» شناخته خواهند شد. خواهر دیگرشان «آن» خیلی کمتر شناخته شده است، اما او نیز نویسنده دو رمان بود.

شارلوت نیز بیشتر از آنچه تاریخ از او به یاد می آورد پرکار بود. او سه رمان دیگر نیز نوشت که تحسین شده ترینشان «ویولت» بود. با این حال کتاب «بلندی های بادگیر» تنها کتاب امیلی بود.

«سیاه زیبا» نوشته آنا سول

کتاب «سیاه زیبا» همیشه یکی از کتاب های کلاسیک نوجوانان بوده است. این کتاب که سال 1877 نوشته شده داستان احساسات برانگیز اسبی است که از صاحبی به صاحب دیگر فروخته می شود. این رمان یکی از پرفروش ترین کتاب های تاریخ، اما تنها کتابی است که آنا سول نوشت. سول پنج ماه بعد از انتشار کتابش درگذشت.


+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1392ساعت 9:20  توسط مرجان فرآورده  | 

چطور با افراد سوءاستفاده گر و متخاصم رفتار کنید

1. ابتدا بفهمید رفتار خصمانه یا توهین آمیز به چه رفتاری گفته می شود. نمونه ها:
 

• رفتار پرخاشگرانه یا تهدیدآمیز

• انتقاد مداوم، سرزنش، طعنه یا تحقیر شما، فریاد زدن بر سرتان. استفاده از اینها در مقابل شما،تحقیر اجتماعی.

• ارعاب فیزیکی (مثل آمدن بسمت صورتتان)

• تخریب وسایل (مثل شکستن چیزها)

• تهدید مستقیم و غیرمستقیم امنیت شما

• خشونت فیزیکی ازجمله هل دادن، ضربه زدن، پرت کردن چیزها به سمتتان، مقاومت در برابر خواسته تان

• رفتار جنسی خشن یا نادرست

2. بفهمید که هر اشتباهی هم که کرده باشید و هرچقدر هم که طرف مقابلتان عصبانی باشد، هیچوقت مستحق بدرفتاری احساسی یا غیر آن نیستید. اگر وقتی دیگران رفتار توهین آمیز با شما دارند به خودتان شک دارید یا خودتان را مقصر می دانید، این می تواند دلیل خوبی باشد که نزد مشاور بروید تا علت آن را بفهمید.

3. عواملی که ممکن است شما را در برابر بدرفتاری آسیب پذیر کند مثل سابقه آزار کودکی یا اختلال جدی در خانواده؛ تکرار روابط آزار دهنده؛ شرکت در گروه های طردشده که بر مبنای نژاد، مذهب، گرایشهای جنسی، ناتوانی، ویژگی های ظاهری مثل وزن و امثال آن هستند.

4. اجازه بدهید بفهمند که مورد بدرفتاری قرار گرفته اید. هیچوقت نمی خواهیم باور کنیم که کسی که به او اعتماد داریم با ما بدرفتاری کند، مخصوصاً اگر آن رابطه جوانب مثبتی نیز داشته باشد. درک این مسئله که با شما بدرفتاری می شود، مخصوصاً اگر این آزارها کم باشند یا به تدریج اتفاق بیفتند، می تواند بسیار دشوار باشد.

5. آگاه باشید که بسیار افراد پرخاشگر فقط با کسانی اینطور رفتار می کنند که به آنها نزدیک هستند. برای بقیه ممکن است افرادی بسیار جذاب و فوق العاده باشند و همین ممکن است باعث شود شما تقصیر را به گردن خودتان بیندازید.

6. غریزه محافظت از خودتان را به کار بگیرید و درک کنید که جلوگیری از آزار و بدرفتاری بیشتر مسئولیت خودتان است. اما قبل از اینکه تصمیم بگیرید چطور پیش بروید، ارزیابی کنید که آیا می توانید با آن فرد به طور مستقیم برخورد کنید یا خیر:

• وقتی کسی با این فرد برخورد می کند، چه اتفاقی می افتد؟ آیا مسئولیتی قبول می کند یا فقط حالت دفاعی می گیرد و دیگران را به خاطر مشکل مقصر می داند؟

• وقتی با او بخاطر رفتارهای توهین آمیزش برخورد می شود، آیا مشکل را گردن می گیرد یا فقط انکار کرده، توجیه می کند، قربانی را متهم می کند و امثال آن؟

• آیا وقتی با این فرد برخورد می شود، قابلیت این را دارد که بی اندازه خشن شود؟ آیا عصبانیتش از کنترل او خارج می شود؟ اگر اینطور است، آیا این مسئله را مشکل خودش می داند؟

• آیا این فرد تابه حال شما را مورد تهدید یا آسیب فیزیکی قرار داده است؟ آیا سابقه خشونت دارد؟ آیا سابقه جزایی و قانونی دارد؟ آیا نوعی اختلال درونی جدی در او مشاهده می کنید؟

• آیا قبلاً برای تغییر کردن قول داده است؟ آیا برای گرفتن کمک از متخصص، حتی با وجود مشکل جدی خود، مقاومت می کند؟

• آیا انگیزه ای برای تغییر در او مشاهده می کنید؟

• آیا به موادمخدر یا الکل اعتیاد ندارد؟ آیا مشکل یا بیماری روحی-روانی یا اختلال رفتاری جدی که تحت درمان قرار نگرفته باشد (مثل اعتیاد به قمار، اختلال غذایی و امثال آن) در او مشاهده می کنید؟ ممکن است این مسائل در رفتارهای خصمانه آن فرد موثر بوده و باشد و درنتیجه تازمانیکه تحت درمان تخصصی قرار نگیرد برطرف نخواهد شد.

7. اگر به نظر می رسد که فرد مقابل به نیازها و احساسات شما احترام می گذارد و تمایل دارد که مسئولیت کارهایش را بپذیرد، معمولاً ارزشش را دارد که با او قاطع برخورد کنید. همچنین تصمیم بگیرید که آیا این رابطه به اندازه ای برایتان اهمیت دارد که برای اصلاحش انرژی و زمان بگذارید.

8. اگر تصمیم می گیرید که با آن فرد برخورد کنید، وقت و جای مناسبی برای آن انتخاب کنید و با آرامش برای او توضیح دهید که با فلان رفتار او مشکل دارید. آن رفتار را به طور کامل و بدون انگیزه های مربوط به آن، برایش شرح دهید. اگر سعی کرد آن رفتار را با کاری که شما کرده اید توجیه کند، متذکر شوید که راه های درستی برای ابراز عصبانیت یا بحث کردن در مورد هر مسئله و مشکل وجود دارد. تاکید کنید که بدرفتاری کردن او با شما هیچ توجیه عقلانی را نمی پذیرد. اگر مشکل ادامه پیدا کرد، مسائل را بر اساس مورد (6) دوباره ارزیابی کنید.

اگر همچنان احساس می کنید که هنوز کار کردن روی آن فرد ارزشش را دارد، محدوده هایی مشخص برای خود تعیین کنید، مثلاً «دیگر هیچ انتقاد در مورد وزنم را نمی پذیرم» و از عواقبی طبیعی برای آن مثل محدود کردن ارتباطتان با او استفاده کنید. سپس، ببینید آیا شروع به قبول مسئولیت رفتارش می کند یا خیر. اگر فرد به بدرفتاری های خود ادامه داد، تصمیم بگیرید که تا چه زمان می خواهید برای اصلاح او زمان بگذارید.

9. محافظت از خود دربرابر افراد بدرفتاری که نمی توانید مستقیماً با آنها برخورد کنید:

• رابطه شما با این فرد اختیاری است یا کسی است که به هیچ طریق نمی توانید با او برخورد نداشته باشید؟ در مورد دوم، به طور جدی ارتباطاتتان را با او محدود کنید تا فقط در مواردی که واقعاً ضروری هستند با او برخورد داشته باشید. در سایر مواقع، خنثی و بی ارتباط با او باشید. اگر آن فرد واقعاً بدرفتار است و برخوردهایی نادرست دارد، او را مثل یک تکه از اسباب و اثاثیه محل بدانید که باید از کنار آنها رد شوید. سعی کنید کمی تغییر ایجاد کنید تا دیگر مجبور به دیدن آن فرد نباشید.

• اگر شدیداً با شما بدرفتاری شده است (مخصوصاً آزار جسمی یا جنسی) می توانید از پلیس یا شبکه هایی که در محل های مختلف (مثل محل کار) برای شکایات افراد طراحی شده است، استفاده کنید. اگر فرد درن تیجه آن سعی کرد شما را درگیر کند، مثلاً اینکه چرا شکایت کرده اید یا سعی کند که دلتان را به دست آورد، به یاد داشته باشید که هیچ بدهی به او ندارید و اصلاً وارد بازی که شروع کرده است نشوید. آماده باشید که در کمال آرامش بگویید، «اصلاً دوست ندارم در مورد این موضوع حرف بزنم» یا «خواهش می کنم مزاحم نشو».

10. اگر فرد بدرفتار یکی از نزدیکان، اقوام، دوستان یا شریک زندگی شماست، خیلی خوب در مورد اینکه می خواهید رابطه تان با او را ادامه دهید یا نه فکر کنید.

• اگر با فرد مورد نظر رابطه احساسی دارید، باید بدانید که مطمئناً به مرور زمان همه چیز بدتر خواهد شد و این رابطه ضربه شدید به اعتماد به نفستان وارد خواهد کرد. معمولاً لازم است که سریعاً از چنین رابطه ای بیرون بیایید و حتی با او دوستی ساده هم نداشته باشید. اگر فرد به تصمیم شما برای قطع رابطه احترام نگذاشت، در مورد اینکه چطور می توانید از خودتان محافظت کنید، مشاوره بگیرید، رابطه را به طور کل قطع کنید و به هیچ وجه برای شنیدن توضیحاتش هم با او ارتباط برقرار نکنید.

• درمورد دوستان و اقوام می توانید زیرکانه رابطه تان را محدود کنید. به موقعیت هایی فکر کنید که فرد در آن با شما بدرفتاری می کند و موقعیت هایی که می داند چطور باید رفتار کند، مثلاً:

- برای دیدن دوستی که به الکل اعتیاد دارد، فقط صبح ها وقت بگذارید.

- اگر فقط در محیط های خصوصی تر با شما بدرفتاری می کند، دیدار با او را به رستوران و محیط های عمومی محدود کنید.

- اگر سابقه این را دارید که وقتی با او در ماشین هستید شروع به بدرفتاری کلامی یا بدتر از آن می کند (مثل رانندگی بی دقت و خطرناک)، همیشه خودتان ماشین ببرید و سوار ماشین او نشوید.

وقتی این محدودیت ها را ایجاد کنید، دیگر الزامی برای توضیح «چرا»ی آن ندارید زیرا مطمئناً فقط حالت دفاعی به خود گرفته و احساساتتان را نادیده خواهد گرفت. از هرگونه بحث یا مشاجره با او درمورد محدودیت هایی که ایجاد کرده اید خودداری کنید. با جملاتی مثل «فکر می کنم این روش به نفع من باشد» یا «اصلاً دوست ندارم در مورد این با او بحث کنم» خودتان را برای پاسخ دادن به او آماده کنید.

آماده باشید که آن فرد از محدودیت هایی که برایش تعیین کرده اید ناراحت شود زیرا مجبور خواهد شد فرد دیگری را برای آزار و بدرفتاری های خود پیدا کند. اگر آن فرد به فشار آوردن به شما و تهدیدتان ادامه داد، یا سعی کرد به شما عذاب وجدان بدهد، در مورد اینکه به کل با او ارتباط داشته باشید یا نه دوباره فکر کنید. اگر نمی توانید از رابطه ای که می دانید برایتان مخرب است بیرون بیایید، نزد یک مشاور روانشناس بروید و از او کمک بگیرید.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 9:1  توسط مرجان فرآورده  | 

ماه کامل خواب را ناآرام می کند

براساس نتایج یک تحقیق ماه کامل موجب خواب بی قرار مردم در طول شب می شود.
 

ماه کامل که در افسانه ها و اسطوره ها به ظهور موجودات شب نسبت می دهند، امروز به داشتن یکخواب نا آرام نسبت داده شده است. نتایج یک تحقیق نشان می دهد که چرخه قمری بر شیوه خواب ما بیش از سایر باورهای نادرست تأثیر گذار است.

دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که الگوهای خواب افراد با فازهای مختلف ماه هماهنگی دارد و حتی ممکن است که مردم اطلاعی از این که آیا امشب بدر کامل است یا خیر نداشته باشند.

در شبهای بدر کامل داوطلبان 30 درصد کمتر در خواب عمیق بودند و خوابیدن آنها 5 دقیقه طولانی تر شد و خوابشان 20 دقیقه کمتر بود. این در حالی است که ممکن است بسیاری این امر را به ترس از موجودات افسانه ای چون گرگینه ها و جادوگران نسبت دهند که گفته شده در ماه کامل ظاهر می شود اما دانشمندان اعتقاد دارند که این امر بیشتر دارای دلایل بیولوژیکی است.

دانشمندان همچنین به این نتیجه رسیده اند که داوطلبان در روزهای نزدیک به ماه کامل با کمبود هورمونیرو به رو بودند که خواب را تنظیم می کند.

کریستین کاجوچن متخصص کرنوبیولوژی در دانشگاه باسل گفت: این تأثیر به گذشته ما انسانها باز می گردد. در شبهای ماه کامل به علت بیشتر بودن نور در آسمان خطر غارت و حمله بیشتر بوده است، بنابراین انسانها می بایست راحت تر از خواب بیدار شوند.

دکتر کاجوچن و همکارانش که نتایج تحقیقات خود را در مجله زیست شناسی منتشر کرده اند، برای انجام این تحقیقات الگوهای خواب 33 داوطلب را برای سه روز و نیم در یک آزمایشگاه بررسی کردند.

محققان در جریان این تحقیقات الگوهای مغزی، حرکات چشمی و سطح هورمونی این افراد را هنگام خواب بررسی کردند. این در حالی است که هیچ پنجره ای در محل خواب افراد وجود نداشت و آنها نمی دانستند که آیا ماه کامل شده است و یا این تحقیقات به ماه کامل ارتباط دارد.

باورهای اشتباه خانمها در تمرینات کاهش وزن

آیا در روند کاهش وزنتان دچار رکود شده اید؟ آیا سخت وزن کم می کنید؟ آیا متعجبید که چرا بااینکه کلی وزن کم کرده اید باز هم اندام زیبایی ندارید؟ پاسخ این سوالات به همین سادگی است: برنامه تمرینتان را تغییر دهید.
 

متاسفانه، وقتی صحبت از کاهش وزن می شود، خانمهای بسیاری تصور می کنند برای کم کردن وزنباید مقدار زیادی تمرینات کاردیو (هوازی) انجام دهند. این یکی از متداول ترین باورهای اشتباهی است که باعث می شود به اهداف کاهش وزنتان دست پیدا نکنید. در زیر نکاتی عالی آورده ایم که کمکتان می کند نتیجه بهتری از تمریناتتان بگیرید.

باورهای نادرست خانم ها در مورد تمرین و ورزش که چاقشان می کند

از اینکه کلمه «چاق» را استفاده کردیم واقعاً معذرت می خواهیم اما حتی اگر سایز S هم باشید، باز ممکن است درصد بالایی چربی داشته باشید و همین باعث شود خوب به نظر نرسید. اگر می خواهید حتی در مایو هم خوش اندام به نظر برسید و احساس سلامت و قدرت کنید، باید طرز فکرتان نسبت به ورزش را تغییر دهید. این باورهای اشتباه متداول در میان خانم ها از رسیدن شما به اهدافتان جلوگیری می کند.

برای کم کردن وزن باید مقدار زیادی ورزش هوازی انجام دهم:

خیلی وقت است که ورزش های هوازی جزو اصلی تمرین بسیاری از خانم هاست. تئوری آن این است که برای سوزاندن چربی، باید کالری بسوزانید و برای این کار، ورزش های هوازی بهترین انتخاب است. اما، دلایل مختلفی وجود دارد که ممکن است این باور نادرست باشد. اول اینکه، بدنتان بالاخره به تمریناتتان عادت خواهد کرد. وقتی این اتفاق می افتد، متابولیسم شما کند شده و بدنتان شروع به ذخیره انرژی می کند. دوم اینکه، جلسات طولانی تمرین هوازی حجم عضلانی شما را می شکند. حجم عضلانی اهمیت زیادی دارد زیرا حفظ آنها انرژی بیشتری نیاز دارد و در نتیجه حتی در زمان استراحت، کالری بیشتری خواهد سوزاند. همچنین از حالت شل شدگی بدن جلوگیری می کند. آخر اینکه، جلسات طولانی تمرین هوازی خسته کننده خواهند بود و ممکن است باعث شود دست از برنامه تمرینتان بکشید. برای حل این مشکل، می بایست سه تا چهار مرتبه در هفته، برای حفظ حجم عضلانی بدنتان تمرینات استقامتی انجام دهید. تمرینات هوازی را نیز باید به دو تا سه مرتبه در هفته محدود کنید.

تمرینات هوازی که انجام می دهم باید با شدت پایین باشد تا ضربان قلبم در محدوده چربی سوزی بماند:

لزوماً اینطور نیست. با اینکه درست است که درصد بالاتری از چربی در محدوده شدت پایین می سوزد اما قادر نخواهید بود از فواید تمرینات کاردیو با شدت بالا مثل تمرینات اینتروال یا پلایومتریک استفاده کنید. انفجارهای کوتاه از تمرینات هوازی شدتی در زمانی کوتاه مقدار زیادی کالری می سوزاند و همچنین سوخت و ساز بدنتان را برای ساعت ها بعد از تمرین بالا نگه می دارد. این تمرینات برای بالا بردن سلامت قلبی عروقی تان نیز بهتر هستند. وقتی برای مدتی تمرینات اینتروال انجام می دهید، سریع تر می شوید و ضربان قلب حالت استراحتتان کمتر می شود که برای 20 دقیقه تمرین هوازی بد نیست! این تمرینات را می توانید بر روی تردمیل، دستگاه الیپتیکال، دوچرخه ثابت و یا دویدن در فضای باز انجام دهید. تمرینات پلایومتریک یا پرشی نیز نوع دیگری از تمرینات هوازی است که متابولیسمتان را به شدت بالا می برد. دویدن روی پله ها یا کوه را هم امتحان کنید. هنوز هم می توانید یک جلسه در هفته را تمرین هوازی با شدت پایین داشته باشید اما سعی کنید تمرینات کوتاه تر و شدتی تر را هم به آن اضافه کنید.

استفاده از وزنه های سبک با تکرارهای زیاد، به بدنم فرم می دهد:

این یکی از متداول ترین باورها در میان خانم هاست. خیلی وقت ها خانم هایی را در باشگاه می بینید که دمبل هایی سبک برداشته اند و تکرارهای زیادی را پشت سر هم انجام می دهند و وقتی تمرینشان تمام می شود اصلاً احساس خستگی نمی کنند. استفاده از وزنه های سبک با تکرارهای زیاد می تواند استقامت عضلانی شما را بالا ببرد اما هیچ تاثیری در افزایش قدرت شما ندارد. برای بالا بردن قدرت عضلانی می بایست وزنه های سنگین تری را در تکرارهای کمتر استفاده کنید. باید روی عضله فشار بیاورید و بعد به آن استراحت دهید و مواد غذایی لازم برای قوی تر شدن را برای آن فراهم کنید و افزایش حجم عضلانی به دلایل مختلفی مفید است. اول اینکه احساس قدرت بیشتری خواهید کرد، متابولیسم شما در زمان استراحت بالاتر خواهد بود و اندامتان هم زیباتر به نظر خواهد رسید. وزنه ای را انتخاب کنید که به اندازه کافی سنگین باشد که بتوانید 12-10 تکرار را با حفظ فرم صحیح انجام دهید. وقتی تمام شد، باید احساس کنید که حتی یک تکرار دیگر هم نمی توانید انجام دهید. این کار را سه مرتبه برای هر حرکت انجام دهید و بین هر ست تا 45 ثانیه استراحت داشته باشید. ببینید چه اتفاقی می افتد.

استفاده از وزنه های سنگین، حجمم را بیشتر می کند.

خانم ها معمولاً خیلی نگران می شوند که اگر با وزنه کار کنند هیکلی مردانه پیدا کنند. اما خوشبختانه این ممکن نیست. خانم ها برای اینکه عضلاتی حجیم بسازند به اندازه کافی هورمون تستوسترون ندارند. در عوض، فقط لاغرتر می شوند که دقیقاً همان چیزی است که احتمالاً شما دنبال آنید، درست است؟ پس آن دمبل های سبک را کنار بگذارید و اگر می خواهید نتیجه بهتری بگیرید، وزنه هایتان را سنگین تر کنید.

برای کم کردن وزن، هرچه بیشتر ورزش کنیم، بهتر است.

حالا که تمرینات با وزنه و هوازی را شناختید، برای اینکه سریع وزن کم کنید، باید هر روز سخت تمرین کنید، درست است؟ احتمالاً اینطور نیست. باید بدانید که عضلات در زمان استراحت رشد می کنند، نه وقتی که وزنه می زنید. اگر به بدنتان زمان کافی برای استراحت ندهید، قوی تر نخواهید شد و ممکن است علائمی از تمرین زدگی را در خود مشاهده کنید (مثل خستگی، بی اشتهایی، مشکل در خوابیدن). در مقابل، باید بین روزهای تمرین روی هر عضله بدنتان، 48 ساعت استراحت بیندازید. می توانید هر روز هفته تمرین کنید اما نباید روی یک عضله دو روز پشت سر هم کار کنید.

برای تمرین با وزنه حتماً باید به باشگاه برویم.

بعضی خانم ها تصور می کنند که بدون رفتن به باشگاه و دسترسی به دستگاه های بدنسازی نمی توانند از فواید تمرینات قدرتی- استقامتی بهره ببرند. با اینکه رفتن به باشگاه بسیار خوب است زیرا این امکان را فراهم می کند که بتوانید تمرینات متنوعی انجام دهید، اما الزامی نیست. درست کردن یک باشگاه کوچک در خانه خودتان کار سختی نیست. تمریناتی که با وزن بدن انجام می شوند هم نیاز به هیچ تجهیزاتی ندارند. اگر دمبل با وزن های مختلف، یک نیمکت و یک توپ تمرین برای خود خریداری کنید، می توانید هر تمرینی را به راحتی در خانه انجام دهید. برنامه های آموزشی مختلفی هم وجود دارند که می توانید از آنها برای یاد گرفتن حرکات استفاده کنید و دیگر نیاز به مربی هم ندارید!

کم خوری در حد توان رمز لاغر شدن است.

شاید این یک اشتباه تمرینی به حساب نیاید اما چون اهمیت زیادی داشت در این لیست گنجانده شده است. وقتی بدنسازی و کار با وزنه را شروع کردید، اشتهایتان بالا خواهد رفت. به این طریق بدنتان نشان می دهد که برای ریکاور شدن عضلاتتان و رشد آنها به تغذیه ای خوب نیاز دارید. تا 30 دقیقه بعد از بدنسازی، بد نیست یک نوشیدنی پروتئینی مصرف کنید. پودر پروتئین وی (whey) مخلوط با یک نصفه موز برای ریکاوری عضلاتتان عالی است. اگر هدفتان عضله سازی است، باید 300-200 کالری بیشتر از مقدار مورد نیاز بدنتان مصرف کنید. وقتی دچار کمبود کالری باشید، قوی تر نخواهید شد. برای کم کردن چربی بدن، می توانید کالری های مصرفی تان را با محدود کردن آنها برای چند روز و بالا بردن آن برای چند روز بعد آن، چرخشی کنید.

جمع بندی

اگر طریقه تمرین کردنتان را تغییر دهید، می توانید اندامتان را بهتر کنید. صبور باشید و بدانید اگر تمرینات هوازی را با تمرینات بدنسازی و یک تغذیه خوب ترکیب کنید، به نتیجه دلخواهتان دست پیدا می کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1392ساعت 9:7  توسط مرجان فرآورده  | 

تاریخچه عکاسی

سالها قبل از اینکه عکاسی اختراع شود اساس کار دوربین عکاسی وجود داشت. یک دانشمند مسلمان به نام ابن هیثم در قرن پنجم هجری / یازدم میلادی وسیله ای را به نام جعبه تاریک در مشاهده کسوف استفاده کرده بود. اتاقک تاریک، عبارت بود از جعبه یا اتاقکی که فقط بر روی یکی از سطوح آن روزنه ای ریز، وجود داشت. عبور نور از این روزنه باعث میشد که تصویری نسبتا واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن تشکیل شود.

این وسیله، طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت. لئوناردو داوینچی نقاش و نابغه قرن شانزدهم، در یادداشتهای خود خواص اتاقک تاریک را شرح داده است. هم چنین وی آن را کامرا آبسکورا (Camera Obscura) و روزنه ریز آن را نیز پین هول (Pine Hole) نامید.

این وسیله به شدت مورد توجه نقاشان قرار گرفت و تمامی نقاشان بخصوص نقاشان ایتالیایی قرن شانزدهم از آن برای طراحی دقیق منظره ها و ملاحضه دورنمایی صحیح استفاده می کردند، به این ترتیب که کاغذی را بر روی سطح مقابل روزنه قرار می دادند و تصویر شکل گرفته را ترسیم می کردند. این تصاویر بسیار واقعی و از پرسپکتیو صحیحی برخوردار بود.

در حدود سال 1505 میلادی نیز ژرم کاردان (Jerome Cardan) ریاضی دان ایتالیایی یک عدسی محدب بر روزنه اتاقک تاریک نصب کرد، این کار باعث شد تا تصویر وضوح بیشتری پیدا کند.

اما سیاه شدن املاح نقره در اثر تابش نور به وسیله شیمیدان آلمانی، شولتز(Schulze) وبه طور اتفاقی کشف شد. ماجرا از این قرار بود که روزی وقتی شولتز وارد آزمایشگاه شد، متوجه شد برگ درختی بر روی کاغذی که به نیترات نقره و آهک آغشته بود افتاده، بعد از اینکه برگ را از روی کاغذ برداشت متوجه شد که قسمتی که برگ روی آن بوده مثل سایر بخش های کاغذ سیاه نشده است. این پدیده باعث آغاز فعالیتهای جدیدی برای شناسایی مواد حساس به نور شد.

و اینکه در سال 1819 سرجان هرشل(Sir John Fedric William Herschel) انگلیسی محلول ثبوت را کشف کرد. ماده ای که هرشل به عنوان ماده ثابت کننده تصویر معرفی کرد هیپوسولفیت دوسود نام داشت. کار مهم دیگری که هرشل انجام داد به کاربردن الفاظ منفی (Negative) و مثبت (Positive) درمورد تصاویر بود.

تا اینکه سرانجام بین سالهای 1822 و 1826 یک مخترع فرانسوی به نام نیسفور نی یپس (Joseph Nicephore Niepce) توانست اولین عکس دنیا را ثبت کند.

وی این عکس را در املاک شخصی خود واقع در دهکده ای به نام سن لودووارن در چند کیلومتری شالن سورسن تهیه کرد. نی یپس در واقع برای اولین بار مواد حساس را در اتاقک تاریک به کار برد. عکسی که وی تهیه کرد حدود 8 ساعت بوسیله خورشید نور دیده بود. وی این روش را هلیوگرافی (Heliography) یا ترسیم بوسیله خورشید نامید.

نی یپس در سال 1829 با یک فرانسوی دیگر به نام لویی ژاک مانده داگر (Louis Jacques Mande Daguerre) آشنا شد. اگر نقاش مرفه و صاحب گالری در پاریس بود و ضمنا تجربه های با ارزشی نیز در زمینه عدسیها و جعبه تاریک داشت. پس از مرگ نی یپس، داگر کار وی را ادامه داد و او پس از چند سال روشی را ابداع کرد که آن را (داگرئوتیپ) نامید.

داگر و نی پپس:

سالها بعد کلمه فتوگرافی که بوسیله سرجان هرشل و از ترکیب دو کلمه یونانی فتوس (Photo) به معنی نور و گرافوس (graphein) به معنای رسم کردن ابداع شده بود جای آن را گرفت.

در آن زمان عکاسی برای مردم سحر و جادو تلقی می شد تا جایی که تصاویر به دست آمده را آینه حافظه دار نامیده بودند.

در سال 1838 شیمیدان انگلیسی به نام ویلیام هنری فوکس تالبوت (William Henry Fox Talbot) با تهیه تصویر نگاتیو در ابعاد کوچکتر، بزرگسازی تصویر و به دست آوردن تصویر پوزتیو یا مثبت دو مرحله اصلی را در ظهور عکس تکمیل کرد.

قبل از این عکاسان مجبور بودند سطح حساس را به اندازه شی مورد نظر بسازند. (فرض کنید اگر قرار بود از یک فیل عکس بگیرند چه دوربینی با چه اندازه ای می خواستند!!)

در آن زمان برای گرفتن عکس مدت و هزینه زیادی صرف میشد. لابراتوارها سیار بودند و حمل و نقل شیشه ها (که عکس ها روی آنها ظهور میشد) بسیار سخت بود.

از طرفی سوژه باید در طول زمان گرفته شدن عکس بدون حرکت میماند! که برای سوژه های جاندار مثل انسان از آپولو (وسیله ای برای شکنجه انسان) استفاده میکردند. با اختراع امولسیون تر یا کلودیون این زمان به 2-3 ثانیه تقلیل یافت. بعدها با اختراع امولسیون ژلاتین دار یا امولسیون خشک توسط ریچارد مادوکس (Richard Maddox) این زمان به 1/25 ثانیه کاهش پیدا کرد.

و اما اشخاص زیادی برای ارتقاء عکاسی تلاش کردند که یکی از معروفترین این افراد جرج ایستمن (George Eastman) بود که تلاش کرد تا عکاسی را در اختیار همگان قرار دهد وی هم چنین بنیانگذار موسسه کداک است.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1392ساعت 10:1  توسط مرجان فرآورده  | 

8 غذایی که نباید برای صبحانه خورد

متخصصان بهداشت صبحانه را مهم ترین وعده غذایی روز نمی نامند. تحقیقات ثابت کرده است که افرادی که صبحانه را از وعده غذایی خود حذف کرده اند با احتمال بیشتری از افزایش وزن و اسیدیته شدن رنج می برند.
 

با این حال، این بدان معنا نیست که روز خود را باید با غذاهای پر شده با قند، چربی و کربوهیدرات آغاز کنید.

در این مقاله به بدترین غذاهایی که در صبحانه خورده می شود اشاره شده است.

به گفته کارشناسان، نخوردن صبحانه بدترین کاری است که می توانید انجام دهید، این یک پیام واقعی به خصوص برای نوجوانان دختر است.

یک صبحانه سالم به بزرگسالان و همچنین به کودکان کمک می کند تا در طول روز بهترین کار را انجام دهند.

کودکان و نوجوانان به دلیل اینکه در مرحله رشد هستند به مصرف مواد غذایی سالم بطور منظم بیشتر نیاز دارند.

همانطور که از نام انگلیسی صبحانه مشخص است breakfast یا صبحانه، شکستن سریع بین شام شب قبل و ناهار است.

اگر شما فقط به دلیل صرفه جویی در زمان و یا بیشتر خوابیدن صبحانه نخورید شما در واقع بدن خود را در حالت ناشتایی طولانی مدت قرار می دهید که این موضوع منجر به مشکلات متعدد جسمانی و رفتاری شما می شود.

این مهم است که صبحانه را از وعده های غذایی خود حذف نکنید، اما بطور قطع باید بدترین غذاها را در این وعده حذف کنید.

اکثر ما به دلیل اینکه برای خوردن صبحانه در وقت خود صرفه جویی کنیم و بدلیل عجله داشتن به گزینه های غذاهای بسته بندی شده روی می آوریم.

متاسفانه، موادغذایی های منتخب ما، مملو از مواد نگهدارنده مصنوعی، نمک، شکر و کالری است.

اغلب این مواد در ایجاد طعم نقش بسزایی دارند، اما به خصوص برای کودکان بسیار ناسالم هستند.

مواد غذایی که واقعا جزء بدترین موادغذایی صبحانه محسوب می شوند به شرح زیر هستند:

دونات

اولین چیزی که شما می خواهید در صبح بخورید، خوردن دونات های مورد علاقه شماست. دونات ها یکی از گزینه های صبحانه است که به دلیل عجله داشتن و راحت بدست آوردن آنها در مسیر مدرسه یا محل کار بیشتر ترجیح داده می شود.

به خاطر داشته باشید که دونات ها مملو از قندهای تصفیه شده، چربی های ترانس، روغن هیدروژنه و آرد سفید فرآوری شده اند که از نظر فواید تغذیه ای برای بدن مناسب نیست.

هات داگ

هات داگ ها به طور متوسط حاوی حدود 130 تا 140 کالری هستند که این میزان به 80 درصد کالری که چربی ناسالم است، افزایش می یابد. همچنین، علاوه بر این انواع سس ها و چاشنی های روی غذا آن فاجعه بیشتری را برای قلب ایجاد می کنند.

گوشتهای فرآوری شده و چاشنی های مورد استفاده بر روی هات داگ ها با بیماری های قلبی و سرطان روده بزرگ مرتبط هستند.

غلات شیرین تفت داده شده

اگر چه کودکان و بزرگسالان غلات شیرین تفت داده شده را بسیار دوست دارند اما این نوع مواد غذایی انتخابی درست برای صبحانه نیست.

سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) متذکر شده است که رنگ های موادغذایی مورد استفاده در این غلات در کودکان منجر به بیش فعالی می شود.

این نوع مواد غذایی همچنین با شیرین کننده های مصنوعی و طعم دهنده هایی که می تواند باعث چاقی شود، بسته بندی شده است.

اگر شما ترجیح می دهید که این نوع غلات را برای صبحانه بخورید، سعی کنید که آنها را با فیبر بالا و قند کم امتحان کنید.

شیرینی

مواد غذایی از قبیل شیرینی دانمارکی، رول دارچین و شیرینی های نان برشته شده از کالری و چربی بالایی برخوردار هستند.

علاوه بر این، زیادی خامه های روی کیک یا شیرینی منجر به چاقی می شود. همچنین، بسیاری از نانوایان از آرد سفید فرآوری شده استفاده می کنند تا کالری های بیشتری را به آن بیافزایند.

این خوشه ها با قندها افزایش می یابد و بدن را با انفجار اولیه انرژی مجهز می کند که به احتمال زیاد در چند ساعت ناپدید می شود.

شیر کامل

شیر مملو از چربی هایی اشباع شده که سطح کلسترول را افزایش می دهد، باعث بروز التهاب و در موارد شدید به انسداد عروق نیز کمک می کند.

برای برخی از افراد که خوردن یک لیوان شیر برای آنها مشکلاتی را فراهم می سازد؛ توصیه می شود آن را با سر شیر تعویض کنند.

این نسخه کم چرب شیرعاری از چربی است و تنها شامل کلسیم، پتاسیم، ویتامین D و پروتئین است.

پن کیک

پن کیک ها مواد غذایی محبوبی برای صبحانه محسوب می شوند و امروزه با مخلوط های آماده در فروشگاه ها موجود هستند که حتی راحت تر درست می شوند. شما فقط این پودر را با آب مخلوط کنید و سپس آن را در یک ماهی تابه گرم یا ماهی تابه بریزید.

پن کیک ها غنی از کربوهیدرات ها هستند که بطور حتم معده شما را پر می کند، اما دوباره، نبودن کالری باعث می شود که شما سریع گرسنه شوید.

به علاوه انتخاب چاشنی های روی غذا، مانند شربت افرا، پودر شکر و بیکن به چاقی و ناسالمی منتهی می شود.

نان شیرینی حلقوی

از نشاسته سفید و نان شیرینی حلقوی با طعم هایی نظیر پیاز، سیر و دانه خشخاش اجتناب کنید؛ چرا که این نوع شیرینی ها با آرد گندم تصفیه شده که حاوی هیچ مواد مغذی و فیبر نیستند، درست می شوند.

اکثر شیرینی ها در حال حاضر حاوی مقادیر بالایی از قند و سرشار از پنیر خامه ای و کره که کالری های بیشتر و چربی های اشباع شده را اضافه می کنند منجر به افزایش قند و سطوح انسولین در بدن می شوند.

فست فود

آماده کردن صبحانه و غذا خوردن می تواند وقت گیر باشد، از این رو خرید صبحانه از سر راه محل کار یا مدرسه به نظر می رسد بهترین گزینه باشد.

بسیاری از ما، از جمله کودکانمان، از این کار لذت می برند، اما هر زمانی که در یک اشتراک فست فود توقف می کنید اقلامی از چربی های اشباع شده، سدیم و قندهای مصنوعی را به میزان بالا مصرف می کنید.

سدیم بیش از حد می تواند باعث یک افزایش ناگهانی در فشار خون شود و آن همچنین ممکن است احتمال سکته مغزی در افراد مبتلا به فشار خون بالا را افزایش دهد.

بهترین غذاهای صبحانه به شما انرژی لازم برای زنده ماندن در طول روز را می دهد. این غذاها سوخت و ساز بدن را افزایش می دهد، افزایش وزن را کنترل می کند و از بیماری ها بدن را حفظ می کند.

از سوی دیگر، بدترین غذاهای صبحانه در چربی های اشباع شده و قندها بشدت زیاد هستند که بدن را در معرض خطر بسیاری از بیماری ها قرار می دهند.

کدام رفتارهای زنان روی اعصاب مردان است؟

شما به عنوان یک زن می دانید چه چیزهایی بیشتر از همه یک مرد را آزار می دهد؟ تا به حال شده با خود فکر کنید که شاید بعضی رفتارهای زنانه شما به شدت شوهر یا نامزدتان را آزرده خاطر کند و حتی موجب دور شدن او از شما شود؟

درباره این رفتارها مردها بیشتر می توانند حرف بزنند؛ به همین دلیل سراغ مردان رفتیم و از آنها پرسیدیم بیشتر از همه کدام رفتارهای همسرشان برای شان غیر قابل تحمل است. همچنین گشتی هم در سایت ها، فروم ها و شبکه های اجتماعی زدیم تا بتوانیم با شکایت های رایج آقایان از خانم ها بیشتر آشنا شویم و در نهایت از همه این گفته ها و شنیده ها و شکایت ها پر تکرارترین شان را انتخاب کردیم.

تمام وقت آزاد او برای شما نیست

این کاملا درست است که یک زن دوست دارد تا حد ممکن به همسر و عشق زندگی اش نزدیک شود و نگذارد او هیچ وقت احساس تنهایی کند؛ مردها تا اینجا هیچ مشکلی ندارند اما گله آنها از آنجا آغاز می شود که می گویند:«ما هم دوست داریم که همسرمان همیشه و در همه لحظات خوب و بد زندگی همراه مان باشد اما خانم ها فکر می کنند تمام وقت آزاد مردشان تنها باید به آنها اختصاص داشته باشد نه هیچ چیز دیگر. این دقیقا جایی است که می تواند برای ما آزاردهنده باشد.»

مردی می تواند عاشق همسرش باشد ولی دوست داشته باشد گاهی زمانی را به خودش اختصاص دهد و به دنبال کارها و تفریحاتی برود که به تنهایی از آنها لذت می برد؛ نباید تصور کرد این کار یک دیوار دفاعی است؛ مردی که برای خودش نه علاقه ای داشته باشد، نه یک فعالیت مثلا ورزشی یا... دیگر چه چیز از او باقی می ماند. وقتی هم زن و هم شوهر علایق شان را بشناسند و برای خودشان به تنهایی وقت بگذارند، در وقت های با هم بودن زمینه های بیشتری برای صحبت کردن و تحسین یکدیگر خواهند داشت، همه آدم ها به زمانی نیاز دارند که تنها بوده و فرصت نفس کشیدن داشته باشند.

شکستن ناخن دلیل خوبی برای گریه نیست

مردها به راحتی با ابراز احساسات شدید زن ها معذب و آزرده خاطر می شوند. شکستن ناخن یا پاشنه کفش یا خرد شدن شیشه عطر یا... هیچ کدام دلیل نمی شود که بخواهید مقابل همسرتان شروع به گریه کنید.

ابراز احساسات زیاد برای موضوعات کوچک شاید برای زنان امری عادی باشد اما مردها بیشتر آن را یک نمایش بیش از اندازه می دانند؛ سعی کنید در مورد چیزهایی که چندان مهم نیستند احساسات کمتری به خرج دهید؛ شاید لازم باشد وقتی اتفاق می افتد چند لحظه فکر کنید و ببینید آیا فردا یا هفته آینده هم به خاطراین موضوع ناراحت خواهید بود؛ اگر جواب شما نه است پس این موضوع ارزش فکرکردن و احساساتی شدن بیش از اندازه را ندارد.

وقتی مدام به او زنگ می زنید

مردانی هستند که می گویند از اینکه همسرشان هر 10 دقیقه یک بار تلفن می زند و مدام پیامک های بی معنی می فرستد کلافه شده اند؛ از اینکه در تمام طول روز همسرشان زنگ می زند و مکان آنها را چک می کند اذیت می شوند، از اینکه باید برای هر چیز کوچکی جواب پس بدهند احساس ناامنی می کنند.

قبل از اینکه بخواهید برای چندمین بار در طول روز به همسرتان زنگ بزنید کمی فکر کنید که آیا کار شما آنقدر مهم هست که بخواهید سر کار با او صحبت کنید و وقتش را بگیرید و ذهنش را از مسائل کاری منحرف کنید.

مردها وقتی مشغول کاری هستند توجه بیش از اندازه را دوست ندارند. ممکن است در ابتدا درباره تماس ها و توجهات بیش از اندازه همسرشان اعتراضی نکنند ولی به مرور کلافه می شوند و حتی گاهی با روش های متفاوت سعی می کنند از جواب دادن طفره بروند.

یادتان باشد لازم نیست شما به عنوان یک زن هر چیز کوچک و هر حرکتی که می کنید را به همسرتان گزارش دهید و بالطبع او هم دوست ندارد همه چیز را به شما گزارش دهد؛ اینکه کجا هست الان به چه چیزی فکر می کند. به او زمان بدهید که گاهی شما را نداشته باشد و دلش برای تان تنگ شود.

جیغ بنفش ممنوع!

با خنده و صدای بلند حرف زدن و مدام با نفس بریده بریده (بر اثر خنده) ماجراهای نه چندان جالب را تعریف کردن همیشه خوشایند نیست. بیشتر مردها در این زمان مدام در این فکر هستند که چه زمان این صحبت های آزاردهنده تمام می شود؛ شاید خودتان هم دیده باشید که گاهی اوقات مردها خودشان دور هم جمع هستند با هم می گویند: «فلانی چطور زنش را با آن همه سر و صدا تحمل می کند؟»

چرا باید فضای آرام خانه با حرف های بیهوده و بلند و جیغ های بنفش آلوده شود. برای موضوعی که مهم نیست نباید خیلی شلوغ کنید. در حقیقت صدای بلند و زیاد حرف زدن در مورد چیزهای بی معنی برای همه آزار دهنده است و چندان زن و مرد نمی شناسد.

چرا در کارهای خانه کمک نمی کنی؟

به نظر خودتان آیا واقعا لازم است که مدام به همسرتان غر بزنید که چرا در کارهای خانه کمک نمی کند در حالی که خودش می گوید نهایت تلاشش را برای کمک به شما می کند. اگر می خواهید از او ایراد بگیرید دنبال یک بهانه تازه بگردید که به اندازه کافی قانع کننده باشد.

فکر نمی کنید او از حرف های یکنواخت شما خسته می شود اینکه مدام بگویید: چرا ظرف ها را نشسته؟ چرا خانه را جمع و جور نمی کنی؟ چرا در جارو کردن کمک نمی کنی؟ و... در این موارد او به دلیل محبتی که به شما دارد کمک نمی کند بلکه کمک می کند تا از غر زدن های شما خلاص شود. یاد بگیرید از شوهرتان برای کمک هایی که به شما می کند تشکر کنید؛ خودتان می بینید که وقتی او متوجه می شود از رفتارش قدردانی می شود به طور قابل ملاحظه ای سعی می کند همان فردی شود که شما دوست دارید پس لطفا کمتر غر بزنید و بیشتر قدرشناس باشید.

شما یک جاسوس نیستید

یکی از اتفاقات بدی که می تواند برای یک مرد بیفتد این است که ناگهان ببیند همسرش در حال جست و جو در وسایل شخصی مثل کیف و موبایل است و در میان ای میل ها و شبکه های اجتماعی گردش می کند.

چه کسی به شما این اجازه را داده که می توانید وارد حریم شخصی همسرتان شوید و همه وسایل شخصی او را زیر و رو کنید؟ چرا فکر نمی کنید این یک رفتار کاملا غیر اخلاقی است. به یاد داشته باشید که چنین رفتارهایی نه تنها او را پنهان کارتر می کند بلکه کم کم چیزهایی را هم که به شما می گفت دیگر نمی گوید چرا که به شما اعتماد ندارد و دیگر احساس امنیت نمی کند. یادتان باشد او باشماست، دوست تان دارد اما به حریم شخصی خودش نیاز دارد و شما باید به او احترام بگذارید.

در مقابل جمع از او بد نگویید

مردها دوست ندارند جلوی جمع از آنها بد بگویید به خصوص در میان اعضای خانواده و دوستان خودشان. اگر شما شروع کنید در مقابل دیگران از همسر یا نامزدتان بد بگویید اولین چیزی که به ذهن آنها می رسد این است که شما چقدر نادانید که با مردی زندگی می کنید که رفتارهایش را نمی پسندید.

یادتان باشد تنها چیزی که دیگران باید از شما و زندگی شخصی تان بشنوند این است که چقدر همسر خوبی دارید و در کنار هم خوشبختید. مردتان را تحسین کنید و مطمئن باشید که او همیشه قدردان خواهد بود.

اگر بیش از حد آرایش می کنید

بیشتر مردها دوست ندارند که همسرشان ناخن های بسیار بلند داشته باشد یا موهای مصنوعی و اکستنشن بگذارد یا بیش از اندازه آرایش کند. آنها چهره طبیعی زنانه شما را بیش از هر چیزی دوست دارند. یک چهره طبیعی بیشتر از هر چیزی برای مرد جذابیت دارد و چیزهای بیشتری را به او می گوید.

شاید بگویید همه مردان به یک زن عمل کرده و آرایش کرده بیشتر توجه می کنند اما باور کنید آنها چهره زنانه شما را بیشتر دوست دارند در غیر این صورت با شما ازدواج نمی کردند.

الان به چه فکر می کنی؟

الان به چه فکر می کنی؟ این جمله ای است که خیلی از خانم ها از شوهران شان می پرسند؛ اما واقعا چرا مهم است که او در فلان لحظه خاص چه فکری در ذهن دارد و به چه می اندیشد، اگر کمی واقع بینانه نگاه کنید متوجه می شوید که این سؤال چقدر احمقانه است و می تواند برای شخص مقابل آزاردهنده باشد و او را از دنیای آرام خودش بیرون می کشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392ساعت 9:11  توسط مرجان فرآورده  | 

باهوش ترین حیوانات دنیا

حیوانات، جهانی وسیعتر از انسان ها دارند چرا که هزاران گونه مخلتف از حیوانات روی زمین زندگی میکنند که هر کدام آن ها صدها گونه مختلف دارند از این رو جمعیت آن ها روی زمین بیشتر و البته پیچیدگی بالاتری نیز دارند.
 



در میان حیوانات می توانیم موارد عجیبی پیدا کنیم که برخی از آن ها به رنگ یا شکل و ظاهر حیوانات مربوط است اما آن ها استعدادهایی نیز دارند که ما از آن ها بی خبر هستیم. از آنجایی که حیوانات تمامی کارهای خود را از روی غریزه انجام می دهند شاید بپندارید که چیزی به نام هوش در آن ها وجود ندارد اما در ادامه با هم باهوش ترین حیوانات دنیا را بررسی می کنیم:


شامپانزه

این موجودات تقریبا 85 درصد شبیه به انسان ها هستند و از ظاهر و فرم بدنی تا سیستم های داخلی آن ها بسیار مشابه با انسان ها است. شامپانزه ها به مانند انسان کارهای گروهی را دوست دارند و می توانند از کمترین امکانات بیشتری سود را برده و ابزارهایی برای کارهایشان بسازند. آن ها تا به حال چندین بار تحت تحقیقات بزرگی قرار گرفته اند که نشان می دهد شامپانزه ها از نظر هوشی نیز می توانند شبیه به انسان ها باشند.

دلفین

شاید به نظر باهوش بودن یک آبزی کمی عجیب باشد اما دلفین ها پس از شامپانزه باهوش ترین حیواناتی هستند که روی زمین دیده شده اند. این آبزیان در برخی از قسمت ها مانند یادگیری حرکات دست انسان ها از شامپانزه ها نیز جلوتر رفته اند و این در حالی است که آن ها بازو یا دستی ندارند ولی می توانند حرکات دست را به راحتی درک کنند. دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که دلفین ها قادرند حرف انسان ها را فهمیده و با آن ها ارتباط برقرار کنند.

فیل

شاید به نظر اینکه یک حیوان غول پیکر در رتبه سوم قرار بگیرد بسیار عجیب باشد اما فیل ها واقعا حیوانات باهوشی هستند. این حیوانات به خاطر جثه و ریشه ای که به دوران دایناسورها برمی گردد مشهور شده اند ولی از نظر هوشی نیز در سطح بالایی قرار دارند. فیل ها می توانند خودشان را در آینه شناسایی کنند و تغییرات ظاهری را درک می کنند. آن ها همچنین به مانند انسان ها از فرزنداشان محافظت کرده و حتی مردگان خود را دفن می کنند. فیل ها اگر در نقطه خاصی ساکن شوند برای خود خانه ای مشخص دارند و زندگی دسته جمعی آن ها بسیار روی نظم پیش می رود.

اختاپوس

باز هم یک موچود آبزی دیگر در لیست باهوش ها قرار گرفته است. اختاپوس به عنوان باهوش ترین موجود بی مهره دنیا شناخته می شود و قابلیت های بسیار جالبی نیز دارد. این حیوان می تواند به راحتی از طریق مشاهده، موارد مختلف را بیاموزد و حتی قادر است با استفاده از بازوهایش معماهایی را نیز حل کند. محققان به این نتیجه رسیده اند که نزدیک به 90 درصد از بدن این حیوان با رگ های عصبی پوشیده شده است که در میان حیوانات امری نادر است.

کلاغ

کلاغ به عنوان باهوش ترین پرنده دنیا شناخته می شود و از طوطی یا کاسکو هم بالاتر ایستاده است. جانورشناسان بر این اعتقاد هستند که کلاغ توانایی خاصی در ساخت ابزار به کمک هوش خود دارد و حتی دیده شده است که او می تواند برای خودش چاقو درست کند. این پرنده ها با نگاه کردن موارد بسیاری را می آموزند و همچنین آن ها می توانند به صورت گروهی با یکدیگر متحد شده و کارهای سخت و پیچیده را انجام دهند.

کهکشان کلاه مکزیکی از دید تلسکوپ هیل

در این کهکشان مارپیچی چه خبر است؟ کهکشان M104 که به خاطر شباهتش به کلاه به کهکشان کلاه مکزیکی (Sombrero) معروف است، در رگه هایی از غبار و هاله ای روشن از ستارگان و خوشه های کروی قرار دارد.
 

یکی از دلایل ظاهر کلاه مانند برآمدگی مرکزی گسترده و بزرگ غیرعادی از ستاره ها و خطوط تاریک گرد و غبار میباشد که بصورت یک دیسکت و از لبه دیده می شود.

نور بر آمدگی میلیاردها ستاره ی قدیمی باعث پراکندگی مرکزی است که در این تصویر از تلسکوپ 200 اینچی هیل قابل مشاهده است. بررسی نزدیک این برآمدگی مرکزی نشان می دهد که بسیاری از نقاط نورانی در واقع خوشه های کروی ستاره ای هستند. حلقه های گرد و غبارهای دیدنی و جذاب کهکشانM104 پناهگاه بسیاری از ستارگان جوان تر و روشن تر است، اخترشناسان هنوز به طور کامل به جزئیات پیچیده تر آن پی نبرده اند. در مرکز درخشنده کهکشان کلاه مکزیکی و در طیف الکترومغناطیسی یک سیاه چاله بزرگ خانه دارد. کهکشان کلاه مکزیکی 50 میلیون سال نوری از ما فاصله دارد و می توان آن با یک تلسکوپ کوچک در سمت صورت فلکی برج سنبله مشاهده کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392ساعت 8:44  توسط مرجان فرآورده  | 

10 قاتل هوش کدام است؟

در رژیم غذایی ما برخی از مواد غذایی یافت می شوند که ما با خوردن آنها به کند ذهنی و نابودی هوش بیشتر کمک می کنیم.
 در زندگی انواع مختلفی از مواد غذایی وجود دارند که به نابودی هوش منجر می شود، در این مقاله به شرح مواردی از آن می پردازیم.

همه ما با آن دسته از مواد غذایی که باعث حملات قلبی، چاقی، سرطان و دیگر موارد ذکر نشده ای که تند و زننده هستند آشنا هستیم. اما در واقع خوراکی هایی وجود دارند که خوردن آنها باعث نابودی هوش می شود.

این دسته از مواد غذایی شامل الکل، مواد غذایی کم ارزش، قندهای مصنوعی است که باعث بیماریهای فوق الذکر می شود. بنابراین، اساساً آنچه برای باقی ماندن در بدن بد است که بخوبی در مغز ذخیره نشود. گیج کننده است که در زندگی ما هیچ راه فراری از این مواد غذایی وجود ندارد که در این لیست ذکر شده است. اما به یاد داشته باشید که برای زندگی کردن به صورت سالم در حد اعتدال کلیدی وجود دارد. اگر ما تعادل بین سالم و ناسالم بودن مواد غذایی را مدیریت کنیم، قطعا به ما اجازه داده می شود تا از خوش گذرانی های گاه به گاه، بیش از حد لذت بریم.

1- الکل

قطعا برای شهرت الکل به عنوان قاتل مغزی خود متعجب نمی شویم. ما معمولاً از پیامدهای مخرب و ویرانگر الکل بر کبد خود آگاهی داریم اما این در حالی است که الکل همچنین می تواند صدمات جدی به سلول های مغزی نیز وارد کند. عوارض جانبی شناخته شده از الکل شامل لغزش هایحافظه و عدم تمرکز است. سوء مصرف طولانی مدت الکل نیز باعث اختلال در قوای شناختی می شود.

2-تنقلات

برگرها، سرخ کردنی ها و چیزهایی شبیه آن ما را دچار وسوسه می کند اما خوردن این مواد غذایی باعث انباشته شدن چربی ها می شود که این امر اعتیاد را بوجود می آورد.

مصرف نامحدود تنقلات مانع تولید «دوپامین» می شود که ماده شیمیایی «شادی» در بدن ما است و علائمی را به وجود می آورد که با نوسان اخلاقی و افسردگی ارتباط دارد.

3-محصولات غذایی غنی از قند

قند های ذخیره شده مسبب مشکلات عصبی است. مصرف بیش از حد قند منجر به کاهش تولید یک ماده شیمیایی در مغز می شود که به عنوان فاکتور نوروتروفیک مشتق شده از مغز شناخته شده است.

نبود این ماده باعث اختلال در یادگیری و همچنین به خاطر سپردن می شود. طبیعت اعتیاد آور شکر عواقب بلند مدتی به همراه دارد به طوری که بر توانایی یادگیری تاثیر می گذارد و مهارت های شناختی را تضعیف می کند.

4- موادغذایی سرخ شده

مواد غذایی سرخ شده، به سبک پخت جنوبی در جنوب شرقی آمریکا به عنوان «کمربند سکته مغزی» شناخته شده است.

سطوح بالای چربی و کلسترول موجود در مواد غذایی سرخ شده بر دیواره های شریان تامین خون به مغز رسوب می کند؛ عدم خون رسانی کافی در نهایت باعث سکته مغزی می شود. بنابراین، هنگامی که در رژیم غذایی به طور منظم شامل مواد غذایی سرخ شده باشد، شما بیشتر با دردسر و مشکلات مواجه می شوید.

5- وعده های غذایی منجمد

اکثر افراد در زندگی خود به دلیل زمان کمی که دارند مجبور می شوند که غذاهای خود را فریز کنند. مصرف مواد غذایی یخ زده، به طور منظم می تواند خطر ابتلا به بیماری آلزایمر را افزایش دهد و همچنین به زوال عقل که تخریب سلول های مغزی در طول زمان است، منتهی شود.

6- محصولات غذایی شور

مواد غذایی شور درست مانند مواد قندی، می تواند اعتیاد آور باشد و با عواقب خطرناک همراه باشد. سدیم در تغییرات فشار خون شناخته شده است اما نکته اینجاست که آیا می دانید که این ماده می تواند همچنین توانایی های تفکر ما را مختل سازد؟

نه برای هر چیزی پزشکان به ما توصیه نمی کنند که مصرف نمک را کم کنیم. نمک، به عنوان یک ماده نگهدارنده در ترشی ها استفاده می شود، پس از زیاده روی در خوردن آن خودداری کنید.

7- پروتئین های فراوری شده

پروتئین ها و چربی ها چیزهایی که ما از دوران مدرسه آنها را می شناسیم. زمانی که پروتئین ها فرآوری می شوند و تبدیل به سوسیس، پپرونی و کالباس، می شوند پروئتین ها خطرناک می شوند.

مواد نگهدارنده، مانند نیترات سدیم، زمانی که در فرآوری گوشت با پروتئین ها ترکیب می شود بسیار سرطان زا می شوند.

8- نیکوتین

نیکوتین زمانی که به میزان بالا مصرف می شود به دلیل کاهش عرضه خون و اکسیژن به مغز به عنوان عامل سرطان شناخته می شود. علاوه بر این، سفت شدن مویرگ ها و تأثیر بر عملکرد انتقال دهنده های عصبی و انتقال مواد شیمیایی در بدن از دیگر عوارض آن به شمار می آید.

9- شیرین کننده های مصنوعی

بسیاری از ما نسبت به این موضوع که شیرین کننده های مصنوعی در زندگی ما فاقد آسیب هستند دارای تصور غلط هستیم. استفاده از شیرین کننده های مصنوعی در نهایت به آسیب های مغزی منتهی می شود.

10 -چربی های ترانس

چربی های ترانس (trans fats) هنگام افزودن هیدروژن به روغن های مایع گیاهی (عمل هیدروژنه کردن)، برای بالا بردن نقطه ذوب آنها (جامد کردن) جهت افزایش طول عمر و پایداری شان به وجود می آیند.

چربی های ترانس در روغن های شیرینی پزی، روغن نباتی جامد، مارگارین ها، شیرینی ها، غذاهای حاضری، غذاهای سرخ شده مثل پیراشکی و سیب زمینی سرخ کرده و سایر غذاهایی که با روغن های هیدروژنه، پخته یا سرخ شده اند، یافت می شوند.

مصرف چربی های ترانس خطر ابتلا به بیماری کرونر قلبی را افزایش می دهد؛ در طی یک دوره، ما را با درد و رنج یک سکته مغزی حساس مواجه می سازد.

همچنین، مصرف این نوع چربی سبب کم شدن حجم مغز می شود که در نهایت به بیماری آلزایمر منتهی می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1392ساعت 9:54  توسط مرجان فرآورده  | 

اهمیت تشخیص بموقع آلودگی به ویروس ایدز

آلودگی با ویروس ایدز به مدت بیش از یک دهه مخفی باقی می ماند و سپس بیماری آشکار می شود. پرسش اساسی این است که اهمیت آگاه شدن فرد مبتلا از آلوده بودنش چیست؟ آیا بهتر نیست تا زمانی که بیماری ایدز چهره اش را نشان می دهد فرد به آسودگی به زندگی ادامه دهد؟
 

پاسخ این است که اتفاقا تشخیص آلودگی به این ویروس در همین دوره اهمیت اصلی را دارد زیرا می توان از آلوده شدن اطرافیان پیشگیری کرد و همچنین با دارو روند بیماری را به تاخیر انداخت.

شاید به همین دلیل است که در بسیاری از کشورهای جهان آزمایش تشخیص آلودگی به ویروس اچ آی وی به صورت معمول و دوره ای برای همه اقشار جامعه انجام می شود.

تشخیص وجود ویروس عامل ایدز به دو روش انجام می شود؛ در روش اول که روش رایج و معمول است وجودپادتن ضد ویروس در خون بررسی می شود و روش دوم که هزینه بیشتری دارد بررسی وجود خود ویروس یا اجزا تشکیل دهنده آن در خون است.

در روش اول با تستی به نام «الایزا» وجود پادتن ضد ویروس شناسایی می شود. این روش بسیار حساس است به این معنی که تقریبا همه افراد آلوده را شناسایی می کند.

از طرفی به دلیل همین حساسیت زیاد بیماری های دیگر مثل انواع بیماری های ویروسی و بیماری های کبدی باعث مثبت شدن این تست می شود بنابراین بعد از این که تست الایزا در فردی مثبت شد ابتدا باید یک بار دیگر آزمایش را تکرار کرد اگر باز هم این تست مثبت شد آن وقت با آزمایشی به نام «وسترن بلات» که بسیار اختصاصی برای ویروس اچ آی وی است وجود ویروس اثبات می شود.

جالب است بدانیم که در افراد عادی جامعه که احتمال مواجهه با ویروس کم است در صورت مثبت شدن آزمایش الایزا در دو نوبت فقط 10 درصد احتمال واقعی آلودگی با ویروس وجود دارد.

به این ترتیب ما ابتدا با تست حساسی به نام الایزا افراد مشکوک را شناسایی و سپس با تست وسترن بلات آلودگی را تائید یا رد می کنیم.

نکته دیگر این که تا حدود حداکثر سه ماه بعد از ورود ویروس به بدن ممکن است پادتن تشکیل نشود و تست الایزا به اشتباه منفی شود بنابراین در کسانی که سابقه تماس با فرد آلوده را دارند، در صورت منفی شدن تست الایزا این تست باید سه تا شش ماه بعد تکرار شود. در کسانی که تماس با فرد مشکوک نداشته اند یک بار منفی شدن تست الایزا به مفهوم پاک بودن است.

  • در پایان این مبحث دو نکته مهم در مورد فایده تشخیص آلودگی به ویروس ایدز تاکید می شود:

1- در زمان ازدواج اگر فردی آلوده به ویروس باشد بدون شک پس از مدتی آلودگی را به همسرش منتقل می کند.

2- اگر مادر باردار آلوده به ویروس باشد به احتمال بالای 30 درصد نوزادش با آلودگی متولد خواهد شد و در هر دو مثال بالا تنها راه پیشگیری از این مساله آزمایش و تشخیص آلودگی و درمان به موقع است.

دسته زیادی از کلیدهای میانبر وجود دارد که صرف نظر از آنکه شما از کدام مرورگر اینترنت استفاده می کنید، برای تان کارایی خواهد داشت. کاربرانی که از کروم، فایرفاکس، اینترنت اکسپلورر، اپرا و سافاری استفاده می کنند می توانند از این کلیدهای میانبر استفاده کنند.
 

تب ها

Ctrl+1-8: بین تب ها از شماره 1 تا 8 می توانند حرکت کنید.

Ctrl+9: به آخرین تب منتقل می شود.

Ctrl+Tab: به تب کناری (حرکت به سمت راست) منتقل می شوید. Ctrl+Page Up هم همین کار را انجام می دهد ولی در اینترنت اکسپلورر کار نمی کند.

Ctrl+Shift+Tab: به تب کناری (حرکت به سمت چپ) منتقل می شوید. Ctrl+Page Down نیر همین عمل را انجام می دهد ولی در اینترنت اکسپلورر فعال نیست.

Ctrl+W, Ctrl+F4: تبی که در آن هستید را می بندد.

Ctrl+Shift+T: آخرین تبی که بسته اید را دوباره باز می کند.

Ctrl+T: تب جدید باز می کند.

Ctrl+N: یک صفحه جدید مرورگر باز می کند.

Ctrl+N: یک صفحه جدید مرورگر باز می کند.

Alt+F4: کل پنجره مرورگر را می بندد.این کلیدها در تمام اپلیکیشن ها موجب بستن اپلیکیشن می شود.

Middle Click a Tab: تب را می بندد.

Ctrl+Left Click, Middle Click: لینک را در تب موجود باز میکند.

Shift+Left Click: لینک را صفحه جدید مرورگر باز می کند.

Ctrl+Shift+Left Click: لینک را در تب جدید ولی در همان صفحه مرورگر باز می کند.

وبسایت گردی

Alt+Left Arrow, Backspace: به صفحه قبلی (بک کردن) باز می گردد.

Alt+Right Arrow, Shift+Backspace: به صفحه جلویی (فوروارد کردن) می رود.

F5: صفحه را دوباره بارگذاری (ریلود) می کند.

Ctrl+F5: صفحه را دوباره بارگذاری می کند و کل سایت را از ابتدا دانلود می کند.

Escape: متوقف کردن.

Alt+Home: صفحه خانگی (Home page) را باز میکند.

زوم کردن

Ctrl and +, Ctrl+Mousewheel Up: زوم کردن.

Ctrl and -, Ctrl+Mousewheel Down: زوم اوت کردن.

Ctrl+0: زوم صفحه را به حالت دیفالت اصلی باز می گرداند.

F11: صفحه را به حالت فول اسکرین می برد.

بالا و پایین کردن صفحه

Space, Page Down: به اندازه یک فریم پایین می رود.

Shift+Space, Page Up: به اندازه یک فریم بالا می رود.

Home: به بالای صفحه می رود.

End: پایین صفحه می رود.

آدرس بار

Ctrl+L, Alt+D, F6: روی آدرس بار فکوس می کند و می توانید به سرعت روی آدرس بار تایپ کنید.

Ctrl+Enter: فقط اسم سایت را روی آدرس بار تایپ کنید سپس با فشار دادن این کلیدها به صورت اتوماتیک www به ابتدای اسم سایت اضافه می شود. برای مثال فقط 1doost را روی آدرس بار بنویسید سپس کلیدهای گفته شده را فشار دهید، عبارت به شکل www.1doost.com تبدیل می شود.

Alt+Enter: آدرس سایت نوشته شده در آدرس بار فعلی را در تب جدیدی باز می کند.

جستجو

Ctrl+K, Ctrl+E: روی آدرس بار فکوس می کند و با تایپ عبارتی که میخواهید سرچ کنید به صورت خودکار در موتور جستجویی که مرورگر به آن متصل است عمل سرچ را انجام می دهد. مثلا اگر از کروم استفاده می کنید با تایپ واژه 1doost در آدرس بار، شروع به سرچ در موتور جستجوی گوگل می کند. اگر از اینترنت اکسپلورر استفاده می کنید باید بدانید که Ctrl+K در آن فعال نیست و باید از Ctrl+E استفاده کنید.

Alt+Enter: مانند بالا عمل می کند فقط عبارت تایپ شده در آدرس بار را در تب جدیدی جستجو می کند.

Ctrl+F, F3: گزینه سرچ درون صفحه را فعال می کند.

Ctrl+G, F3: کلمه بعدی که در صفحه جستجو کردیم را پیدا می کند.

Ctrl+Shift+G, Shift+F3: گزینه قبلی که در صفحه جستجو کردیم را پیدا می کند.

جستجوهای پیشین و صفحات مهم Ctrl+H: صفحه جستجوی پیشین مرورگر را باز می کند.

Ctrl+J: صفحه دانلود مرورگر را باز می کند.

Ctrl+D: صفحه فعلی را بوک مارک می کند.

Ctrl+Shift+Del: صفحه مربوط به پاک کردن تاریخچه مرورگر را باز می کند.

دستورالعمل های دیگر Ctrl+P: صفحه فعلی را پرینت می گیرد.

Ctrl+S: صفحه فعلی را ذخیره می کند.

Ctrl+O: صفحه باز کردن فایل از کامپیوترتان را باز می کند.

Ctrl+U: سورس کد صفحه فعلی را باز می کند. در IE فعال نیست.

F12: ابزار توسعه دهنگان وب را باز می کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1392ساعت 9:9  توسط مرجان فرآورده  | 

اولینگیتو، جانوری بین خرس و گربه!

پستاندار تازه کشف شده جنگل های مه آلود آند که اولینگیتو نام گرفته، نخستین پستاندار گوشت خواری است که طی 35 سال اخیر در قاره آمریکا کشف شده و شبیه به خرس عروسکی زنده است.
 با اولینگیتو (olinguito) آشنا شوید. صاحب عکسی که اینجا می بینید یک گونه جانوری با نام علمی Bassaricyon neblina است که به تازگی کشف شده و شبیه به چیزی بین یک خرس عروسکی تدی و یکگربه خانگی است. این گونه که در جنگل های مه آلود آند در آمریکای جنوبی یافته شده، اولین پستاندارگوشتخواری است که در 35 سال اخیر در قاره آمریکا کشف شده است.

اولینگیتو به گروهی از پستانداران به نام اولینگو تعلق دارد که از بستگان راکون ها و کوتیس ها هستند. ما چیز زیادی در مورد آنها نمی دانیم، به همین دلیل 10 سال پیش کریستوفر هلگن و همکارانش در موزه اسمیتسونیان در واشنگتن تلاش برای تعیین تعداد گونه های موجود اولینگو و این که ارتباط آنها با هم چگونه است را آغاز کردند.

بعد از آزمایش کردن نمونه ها در موزه، هلگان به چند مورد برخورد که به طور غیر عادی کوچک بودند، و جالب اینکه همه آنها هم متعلق به ارتفاعات رشته کوه های آند بودند. همه اولینگو های دیگر در ارتفاعات خیلی پایین تر زندگی می کنند، در نتیجه هلگن به سرعت دریافت که این اولینگوهای مینیاتوری؛ که او آنها را اولینگیتو نامید؛ باید گونه ای جدید از این جانور باشند. حتی با وجود اینکه اولینگیتوهای زنده در باغ وحش ها نمایش داده می شدند، هیچ فرد دیگری تا پیش از این نفهمیده بود که آنها یک گونه جدید هستند.

هلگن با مشاهده چند فیلم بی کیفیت که به نظر می رسید یک نمونه زنده را نشان می دهد، ترغیب شد به دامنه های غرب آند سفر کند تا اولینگیتوها را خود پیدا کند. آنها وزنی کمی کمتر از یک کیلوگرم داشتند، بیشتر وقت خود را بر روی درختان سپری می کردند و اغلب در شب نیز فعال بودند. اگرچه آنها به گروه پستانداران گوشت خوار تعلق داشتند، اما عمدتا از میوه ها تغذیه می کردند.

متاسفانه هلگن همچنین دریافته است که اولینگیتوها در خطر انقراض قرار دارند. طبق برآورد او، آنها تا کنون 42 درصد از زیست بومشان را در اثر خانه سازی و کشاورزی از دست داده اند. او می گوید: «جنگل های مه آلود آند دنیای خاص خود را دارند، که پر از انواع گونه هایی است که در هیچ جای دیگر پیدا نمی شوند، و خیلی از آنها در خطر انقراض قرار دارند».

جزئیات این تحقیق در نشریه زوکیز منتشر شده است.

فصل درس و دانشگاه به زودی شروع شده و معمولا فروش دستگاههای کامپیوتری در این فصل پر تعداد می شود.
 

اگر خودتان یا فرزندتان قصد خرید لپ تاپ جدید دارید، مطمئنا برخی فاکتورها بر اساس نوع کارآیی که ازسیستم انتظار دارید، مهمتر از بقیه خواهد بود.

برای یک کاربر قیمت لپ تاپ بر اساس میزان پولی که دارد برایش اهمیت داشته و بر آن اساس، اقدام به خرید می کند.

کاربر دیگری پرفورمنس و کارآیی سیستم حین انجام عملیاتهای مختلف، برایش مهم است. یک کاربر دیگر زیبایی لپ تاپ همراه با کارآیی برایش اهمیت دارد. (برخی دختران دانشجو)

از آنجایی که در اغلب فروشگاههای ایرانی پشت لپ تاپ را برای تبلیغ در ویترین می گذارند، خود فاکتوری جدید برای فروش یا فخر فروشی محسوب می شود. (لطفا نظر دهید)

برخی نیز بر اساس نرم افزارهایی که باید سر کلاس درس داشته باشند لپ تاپ خود و سیستم عامل آن را تعیین می کنند. (حرفه ای ها)

برخی اساتید نیز راهنمایی های لازم را به دانشجویان کرده و برای خرید مدل خاصی را پیشنهاد می کنند. (تجربه)

با توجه به همه این فاکتورها، دوست داریم نظر شما و تجربه شما را نیز در این زمینه بشنویم.

خوشحال می شویم در قسمت نظرات آنچه تجربه کرده اید را برای سایر کاربران نوشته، تا منتشر کنیم.

گمان می کنید عشق است و فرد مقابل تان هم باور دارد که این احساس مقدس، تنها دلیلی است که شما را به هم نزدیک کرده است. اما اشتباه می کنید.
 

حس ترحم، چهره عشق را به خود گرفته و شما را به رابطه ای وارد کرده که هیچ گاه به آرامش نمی رسد. گمان می کنید فرشته نجات هستید و می توانید یک تنه، تمام مشکلاتی که زمین و زمان به وجود آورده اند را از میان بردارید و تنها با یک احساس گناه به انتظار خوشبختی فردی نشسته اید که شادی و خوشبختی را به زندگی شما نمی آورد.

ازدواج به پشتوانه این احساس، اتفاق عجیبی نیست. بسیاری از ما دوست داریم دایه عزیز تر از مادر باشیم و به جای ساختن یک زندگی برابر و سرشار از آرامش، ناجی فرد دیگری شویم. ناجی ای که هرگز نمی تواند چیزی را تغییر دهد اما به امید اینکه فردا روز دیگری باشد، پایش را از یک رابطه نابرابر بیرون نمی کشد.

این تست مخصوص شماست؟

آیا تا به حال، تنها به این دلیل که به احساسات کسی لطمه نزنید، به ازدواج با او فکر کرده اید؟

آیا در رابطه ای هستید که بیشتر از آنکه دوست بدارید، دوست داشته می شوید؛ اما به خاطر صدمه نزدن به نامزدتان نمی خواهید ارتباط تان را قطع کنید؟

آیا تا به حال به خاطر نجات دادن کسی از مشکلاتش یا تغییر دادن مسیر زندگی اش، به ازدواج با او فکر کرده اید؟

اگر پاسخ شما به این سؤال ها مثبت است، بهتر است به این تست پاسخ دهید. ممکن است شما درگیر احساس گناهی باشید که می تواند زندگی تان را به باد دهد.

پشت نقاب عشق شما، چهره احساس گناه است؟

نگاهی به پاسخ های خود بیندارید. طبیعی است که جواب شما هم مثل بیشتر آدم های احساساتی، به یکی، دو سؤال مثبت باشد اما مراقب باشید. اگر به بیشتر از 4 سؤال جواب بله داده اید، احتمالا احساس گناه در زندگی احساسی شما حکمرانی می کند و نمی گذارد که عشق به زندگی تان وارد شود. حالا وقت آن است که یک بار دیگر جملات را بخوانید. شاید تا کنون، خودتان هم نمی دانسته اید که به چه دلیل در یک رابطه مانده اید و ارتباط شما با اطرافیان تان، بر اساس چه اصولی پیش می رود.

چند نصیحت دوستانه

یادتان نرود شما مسئول مشکلات دیگران نیستید. شما آنها را به وجود نیاورده اید و اگر عوامل دیگر مهیا نباشد، نمی توانید آنها را از بین ببرید.

ممکن است نامزد شما، از افسردگی یا مشکل روانی دیگری رنج ببرد. اگر می بینید که خودش در برطرف کردن مشکلاتی که دارد یا کنار آمدن با آنها ناتوان است، از او بخواهید که از یک متخصص کمک بگیرد.

درست است که بعد از ازدواج، شما هم در شادی ها و هم در مشکلات، همراه فرد مقابل تان خواهید بود؛ اما همراهی در مشکلات نباید دلیل اصلی شما برای ادامه دادن این رابطه باشد.

زندگی با فردی که از عهده حل مشکلاتش برنمی آید و برای ایستادن، به یک تکیه گاه احتیاج دارد، خیلی زود شما را خسته و دلزده می کند. بعد از مدت کوتاهی، شما تبدیل به فردی خواهید شد که هیچ وقت، انرژی ای برای خودش ندارد و هرچه در وجودش هست را برای دیگران خرج می کند.

ویژگی های فرد مقابل و دلایلتان برای ازدواج را بنویسید. حالا یک بار دیگر نوشته هایتان را مرور کنید. آیا واقعا پای عشق در میان است؟

اگر نامزد شما می گوید بدون شما نمی تواند زندگی اش را ادامه دهد، شما مقصر نیستید. کسی که درگیر یک احساس طبیعی و سالم است، به ارتباط عاطفی تنها به عنوان یکی از جنبه های زندگی نگاه می کند و در صورت از دست دادن این رابطه، دلایل دیگری را برای ادامه و بازسازی زندگی اش دست و پا می کند.

شکست عاطفی برای همه آدم ها دشوار است اما یک فرد سالم می تواند ناراحتی ها و دلتنگی هایش را مدیریت کند و بعد از مدتی عزاداری برای این رابطه از دست رفته، توان ساختن یک زندگی موفق و شاد را پیدا می کند.
فردی که به این شکل به شما ابراز علاقه می کند، عاشق شما نشده است، بلکه برای پرکردن خلا های احساسی اش، تا این حد به شما احساس وابستگی و نیاز می کند.

فردی که احساس خلاء روانی می کند، حتی با وجود یک فرشته نجات هم نمی تواند از این احساس نجات پیدا کند. احتمالا این شخص همیشه دلیلی برای ناراحتی و ناامیدی دارد و با حل یک مشکل، دلیل دیگری برای ابراز حس ناتوانی اش پیدا می کند.

مسیر عشق از این طرف است

شاید تا کنون نمی دانسته اید که احساس گناه شما دلیل اصلی عشق های شکست خورده تان است. اما حالا که می دانید چه احساسی زندگی عاطفی شما را اداره می کند، بهتر است کمی فرمان را بچرخانید و مسیر اصلی عشق را پیدا کنید. برای وارد شدن به این مسیر، می توانید از این 2 راهنما کمک بگیرید:

سهامدار عشق شوید

برای آنکه بتوانید همسرتان را از دل مشکلات بیرون بیاورید، نیازی به این همه فداکاری نیست. کافی است با تمام وجود عشق را احساس کنید و همسرتان را در این عشق شریک کنید. فقط در صورتی که این احساس حقیقی به رابطه شما وارد شده باشد، می توانید اطمینان و احترام را به ارتباط تان بیاورید. اگر این حس متقابل باشد، هرگز از فداکاری ها و تلاش هایی که برای خوشبختی شریک زندگی تان می کنید، خسته نخواهید شد زیرا مثل بازی پینگ پنگ، همانقدر که انرژی می گذارید، انرژی دریافت می کنید.

شاگرد همسرتان شوید

اگر گمان می کنید قبل و بعد از ورود به این زندگی تغییری نخواهید کرد، اشتباه می کنید. شما در تمام 24 ساعت از همسرتان خواهید آموخت و خیلی زود، زندگی شما و او آنقدر با هم آمیخته می شود که دیگر نمی توانید خود قدیمی تان را بشناسید. یادتان نرود اگر با یک فرد همیشه خسته, زیر یک سقف زندگی کنید، دیر یا زود خستگی در زندگی شما هم پیدا می شود و اگر با فردی خودخواه و مغرور ازدواج کنید، دیگر شما هم آدم آرام همیشگی باقی نخواهید ماند.

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1392ساعت 10:32  توسط مرجان فرآورده  | 

ایران دارای کندترین اینترنت

موسسه آکامی در گزارش جدید 2013 خود درباره وضعیت اینترنت جهانی آورده است که هنگ کنگ، ژاپن، رومانی و کره جنوبی در صدر پرسرعت ترین اینترنتهای دنیا قرار می گیرند و پس از این 8 مورد ایالات متحده آمریکا در جایگاه نهم قرار دارد که خدمات اینترنتی آن نسبت به سایر کشورهای دارای فناوری با قیمت بیشتر و سرعت کمتر عرضه می شود.
 در این گزارش هنگ کنگ بار دیگر با سرعت 63٫6 مگابایت سرعت و افزایش 9 درصدی نسبت به سه ماه گذشته در صدر جدول قرار گرفت. در سه ماه نخست امسال کره جنوبی با سرعت 44٫8 مگابایت به رده چهارم سقوط کرد و از ژاپن و رومانی با سرعت اینترنتهای 50 و 47٫9 مگابایت در ثانیه عقب ماند. در جدول امسال جایگاه آمریکا و سوئد تغییر کرده است، سال گذشته سوئد در رده نهم و آمریکا در رده هشتم قرار داشت.

آکامی برای ارائه این گزارش خدمات اینترنتی 243 کشور جهان را بررسی کرده است.

براساس این گزارش مشترکان در سه ماهه اول سال 2013 با 208 حمله DDoS ( محروم سازی از سرویس) رو به رو بوده اند که این میزان اندکی نسبت به سه ماه گذشته آن بیشتر است، چرا که تعداد این حملات در سه ماه چهارم سال 2012 به 200 مورد رسیده بود. از این تعداد حمله 35 درصد مشتریان تجاری، 22 درصد مشتریان رسانه ای، 7 درصد مشتریان با فناوری بالا، 4 درصد بخش عمومی را هدف گرفته بودند. این حملات توسط 154 سازمان مختلف گزارش شده است.

میانگین اوج سرعت اینترنت جهانی 18٫4 مگابایت است که این امر نسبت به سه ماهه گذشته 9٫2 درصد و نسبت به سال گذشته 36 درصد تغییر داشته است.

میانگین اوج سرعت اینترنت در ایران کندترین مورد در سه ماهه نخست بوده که در این دوره به 3٫2 مگابایت در ثانیه رسیده است.

نگذارید خوره به جان مغزتان بیفتد

شاید برای شما اتفاق افتاده باشد وقتی می خواهید از منزل خارج شوید بارها شیر گاز یا اتو را چک کنید. این بررسی کردن ها در حد عادی مشکلی نیست، اما اگر تداوم یابد و کاری را که انجام داده اید دوباره بررسی کنید که درست انجام داده اید یا نه، آن گاه اختلال روانی محسوب می شود که روان شناسان به آن وسواس فکری می گویند.
 

چون مدام تصور می کنید کاری را انجام نداده اید و مدام با خود تکرار می کنید که فلان کار را انجام دهید. موضوع به همین جا ختم نمی شود این فکرها چنان فرد را پریشان می کند که دچار اضطراب و استرسمی شود و از انجام کارهای روزمره باز می ماند.

وسواس فکری اما فقط سوژه مورد علاقه روان شناس ها نیست و برای جامعه شناس ها و مدیران اقتصادی هم اهمیت دارد، چرا که فکرهای مسموم بازده کاری جامعه را پایین می آورد و فرد را خسته و ناتوان می کند در واقع تعادل فرد به هم می خورد و او را در سازگاری با محیط دچار مشکل می کند.

معمولا کسانی که درگیر فکرهای مزاحم می شوند ترجیح می دهند پریشانی و مشکل و ناراحتی خود را به عنوان یک مساله خصوصی، پنهان نگه دارند و گاهی چند ساعت را دور از چشم دیگران صرف افکار یا کارهای مخفیانه خود کنند که این می تواند خطرناک باشد.

تحقیقات نشان می دهد بین یک تا 3 درصد جامعه به اختلال وسواس فکری عملی مبتلا هستند.

مبتلایان به این نکته واقف هستند ترس و اضطراب آنان معنا ندارد و منطقی نیست، اما در عین حال آن را بسیار واقعی، شدید و جدی تجربه می کنند و به این ترتیب از عملکردشان کاسته می شود.

آنها چه جور آدم هایی هستند؟

وسواس فکری موضوعات مختلفی را در بر می گیرد، مثلا ممکن است کسی این فکر به ذهنش برسد که نکند من تصادف کنم برای همین به خیابان نمی رود یا سوار ماشینش نمی شود یا این که مدام استرس دارد فرزندش که در مدرسه است دچار حادثه شود. این افراد به جزئیات توجه دقیق دارند و کارها را تکرار و به طور مکرر اشتباه احتمالی را کنترل می کنند.

آنها نمی توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و دائم اضطراب دارند کاری را که در ذهنشان است، انجام دهند. جالب است بدانید این افراد نمی توانند براحتی از اشیای قدیمی دل بکنند زیرا تصور می کنند شاید در آینده بتوانند از آنها استفاده کنند.

من عاشق اول شدنم!

برخی از کسانی که دچار وسواس فکری هستند همیشه دوست دارند اول باشند؛ در مدرسه، در محیط کار و همه جا احساس رقابت می کنند و همین موضوع آنها را آزار می دهد چون برای اول شدن بسیار تلاش می کنند و آسیب می بینند.

نمونه این موضوع، دختر بیست و هشت ساله ای است که به دکتر فریبرز صفی، روان شناس مراجعه کرده است. صفی در گفت وگو با جام جم می گوید: دختر جوانی به من مراجعه کرد که بشدت دچار وسواس فکری بود و این موضوع سبب افسردگی او شده بود، چون نمی توانست هیچ کاری انجام دهد.

او در شرح حال بیمارش می گوید: این دختر از کودکی در خانواده آموخته بود باید نفر اول الگو باشد و تا اتمام دوره دبیرستان این موضوع ادامه داشت. این موضوع سبب شده بود تا در کنکور هم دنبال رتبه تک رقمی باشد و برای همین با وجود شرایط نامناسب اقتصادی در کلاس های مختلف کنکور شرکت کرد و چند سال پشت کنکور ماند، اما سرانجام خسته شد و پس از پنج سال به یک رشته معمولی راضی شد، اما همیشه عذاب وجدان داشت و اعتماد به نفسش را از دست داد.

صفی ادامه می دهد: متاسفانه خانواده در وسواس فکری این دختر نقش مهمی داشته و او را تشویق کرده است، لذا او تصور نمی کرده این وسواس فکری یک بیماری است تا این که این وسواس ها او را از زندگی روزمره جدا کرده و سبب انزوای او شده بود. او نمی تواند براحتی وارد جامعه شود و ارتباط کلامی برقرار کند چون دائم در ذهن خود کار ناتمامی دارد که باید انجام دهد و دائم خود را در عرصه رقابت می بیند.

باردارهایی با فکرهای عجیب

به گفته صفی، مشکل اصلی بیماری وسواس فکری، وجود فکر و عملی مکرر است. گاهی این فکر و عمل به حدی شدید است که رنج و ناراحتی زیادی برای فرد بیمار و اطرافیان او به وجود می آورد و موجب اتلاف وقت می شود.

زنان در دوران حاملگی بیشتر دچار این بیماری می شوند چون در این دوران نگرانی شان بیشتر است و ذهنشان مشغول به افکاری است که در آینده به آنها آسیب می رساند. این بیماران قادر به تصمیم گیری نبوده و مردد هستند؛ آنان در خرید مشکل دارند.

به طور مثال چند بار به فروشگاه مراجعه می کنند تا جنسی را بخرند و ممکن است نخرند. مبتلایان دچار یک احساس یا اندیشه حکم کننده و مزاحم هستند؛ این افکار به مرحله عملی شدن نمی رسد و فقط احساس نگرانی دارند.

همچنین این وسواس فکری سبب می شود فرد در محیط کار در انجام کارها مشکوک باشد و دائم تصور کند کاری را که به او محول شده به درستی انجام نداده است؛ بنابر این رفتارش به همکارانش هم آسیب می رساند و روابط او را با دیگران دچار خدشه می کند.

خود و بقیه را گول می زنند

گاهی برخی افراد دچار این بیماری هستند، اما آن را انکار می کنند و در توجیه کارشان عنوان می کنند فراموش می کنند در حالی که صفی در این باره می گوید: فراموش کردن تفاوت زیادی با وسواس فکری دارد، گاهی شما فراموش می کنید هنگام خروج از خانه پنجره را بسته اید یا نه، در این صورت قبل از بیرون رفتن دوباره پنجره را چک می کنید، اما این برای یک بار اتفاق می افتد نه این که بارها این کار را انجام دهید تا جایی که توان شما گرفته شود و دیگر از بیرون رفتن صرف نظر کنید یا این که بیرون از منزل دائم به این فکر باشید که آیا پنجره را بسته اید یا نه و نتوانید کارتان را بدرستی و با تمرکز انجام دهید.

البته کسانی که در کودکی ناامنی را تجربه کرده باشند هم ممکن است دچار وسواس فکری شوند. آنها اضطراب جدایی دارند و در برابر تغییر مقاوم هستند. همچنین اهل ریسک نبودن، دودلی، افکار خرافی و دلبستگی زیاد به کار، از دیگر ویژگی های این افراد است.

فکرهای بد، دشمن زندگی خانوادگی

وسواس فکری می تواند بشدت به خانواده آسیب برساند زیرا این وسواس به شک و تردید تبدیل می شود که برای خود فرد و اطرافیان او خطرناک است. مثلا گاهی در ذهن یکی از زوجین این افکار که نکند کارم را درست انجام نداده ام یا این که در بیرون از خانه ممکن است اتفاقی برای همسرم بیفتد، شکل می گیرد و او را آزار می دهد و از این رو روابط دچار خدشه می شود. البته گاهی این افکار دچار سوءظن و بدبینی هم می شود و مدام یکی از زوجین افکار وسواسی در مورد همسر خود دارد که او را مشکوک می کند.

صفی اظهار می کند: اگر یکی از زوج ها دچار وسواس فکری هستند حتما باید پیش از بچه دارشدن آن را درمان کنند چون تحقیقات نشان می دهد این بیماری می تواند ژنتیکی هم باشد.

راه نجاتی هست؟

کسانی که درگیر فکرهای مزاحم و تکرارشونده هستند از نظر ظاهر با سایر افراد هیچ تفاوتی ندارند، اما مشکل روحی شان کارکرد آنها را کاهش می دهد و باعث می شود نتوانند مسئولیت هایشان را بدرستی انجام دهند، چون یک فکر چنان آنها را درگیر می کند که خسته می شوند و توانایی انجام کارهای روزمره خود را ندارند.

این روان شناس می گوید: شاید کسی که با شما کار می کند دچار این بیماری باشد، او با شما صحبت می کند و در کنار شماست، اما ذهن او درگیر کار دیگری است و درصدد فرصتی است تا آن را انجام دهد، برای همین تمرکز ندارد و به خوبی از عهده کاری که به او واگذار شده بخوبی بر نمی آید. آنها از زندگی لذت نمی برند و نمی توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند.

وی با بیان این که این افراد در اطراف ما زیاد هستند، می افزاید: البته این بیماری درجه دارد و اگر شدت یابد می تواند آسیب زا باشد.

برای درمان این بیماری، روان شناسان دارودرمانی را هم تجویز می کنند، اما بهترین شیوه مراجعه به مشاوری است که با صحبت بتواند فرد را از شر وسواس فکری نجات دهد. این بیماری زمانی بهتر درمان می شود که فرد نسبت به وسواس فکری خود آگاهی داشته باشد و بداند در آینده این موضوع برای او خطرناک می شود.

همچنین کاهش گوشه نشینی و اجتماعی بودن، افزایش اعتماد به نفس، اندیشیدن به زمان حال و فعالیت های بدنی و ورزش منظم می تواند چند راه پیشگیری این بیماری باشد. البته خانواده هم بی تاثیر نیست و اعمال حمایت بیش از حد، توقعات و حساسیت زیاد سبب می شود کودکان در این خانواده ها دچار اضطراب و وسواس فکری شوند.

همچنین روان شناسان توصیه می کنند برای مقابله با این افکار خود را مشغول به کاری کنید مثلا وقتی این افکار وسواسی به سراغ شما می آید ذهن خود را به چیز دیگری معطوف کنید، مطالعه کنید یا این که فیلم ببینید که این کار نیاز به مهارت فراوانی دارد تا فرد دچار اضطراب نشود.

راه حل هایی هم که صفی پیشنهاد می کند، می تواند برای درمان این بیماری موثر باشد: برنامه ‏ریزی کنید که زمان فکرکردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصی باشد و در طول روز هرگاه افکار وسواسی به ذهنتان آمد، به خودتان بگویید زمان فکرکردن فلان ساعت مقرر است، به مرور از زمان فکر کردن به آن افکار بکاهید تا این که این زمان به صفر برسد و همچنین هر روز به خود تلقین کنید «من قادرم افکار وسواسی ام را کنار بگذارم»؛ زیرا تلقین یکی از راه‏های مبارزه با افکار منفی است و وسواس فکری نیز چیزی جز تکرار فکرهای منفی و مزاحم نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 10:28  توسط مرجان فرآورده  | 

میگرن چشمی

اصطلاح‭ ‬میگرن‭ ‬چشمی‭ ‬Ocular migranie‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬اشتباه‭ ‬برانگیز‭ ‬باشد‭.‬ گاهی‭ ‬از‭ ‬این‭ ‬اصطلاح‭ ‬برای‭ ‬اشاره‭ ‬به‭ ‬دو‭ ‬حالت‭ ‬متفاوت‭ ‬استفاده‭ ‬می شود‭ ‬که‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬آنها‭ ‬معمولاً‭ ‬مایه ی‭ ‬نگرانی‭ ‬نیست‭ ‬ولی‭ ‬دیگری‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬دارای‭ ‬عوارض جدی تر‭ ‬باشد‭.‬
 

گرفتاری‭ ‬دید‭ ‬با‭ ‬میگرن‭ ‬همراه‭ ‬اورا

در بعضی‭ ‬موارد،‭ ‬با‭ ‬میگرن‭ ‬چشمی،‭ ‬نوعی‭ ‬میگرن‭ ‬همراه‭ ‬با‭ ‬اورا‭ ‬شرح‭ ‬داده‭ ‬می شود‭ ‬که‭ ‬بر‭ ‬قدرت‭ ‬دید‭ ‬تأثیر‭ ‬دارد. ‬اورا‭ ‬aura‭ ‬در‭ ‬میگرن‭ ‬شامل‭ ‬انواع‭ ‬احساسات‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬غالباً‭ ‬شامل‭ ‬احساسات‭ ‬بینایی‭ ‬است‭ ‬ولی‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬احساس های‭ ‬دیگر‭ ‬از جمله‭ ‬کرختی‭ ‬را‭ ‬نیز‭ ‬در‭ ‬بر داشته‭ ‬باشد‭ ‬که‭ ‬پیش‭ ‬از‭ ‬میگرن‭ ‬یا‭ ‬همراه‭ ‬آن‭ ‬دیده‭ ‬می شود‭.‬ گاهی‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬اورا‭ ‬بدون‭ ‬سردرد‭ ‬بروز‭ ‬نماید‭.‬

اورای‭ ‬میگرنی‭ ‬که‭ ‬بر‭ ‬قدرت‭ ‬دید‭ ‬تأثیر‭ ‬می گذارد‭ ‬شایع‭ ‬است. ‬در این‭ ‬حالت‭ ‬مدت‭ ‬بروز‭ ‬نشانه های‭ ‬دیداری‭ ‬کوتاه‭ ‬است. ‬اورای‭ ‬میگرنی‭ ‬که‭ ‬بر‭ ‬قدرت‭ ‬دید‭ ‬تأثیر‭ ‬می گذارد، هر‭ ‬دو‭ ‬چشم‭ ‬را‭ ‬مبتلا‭ ‬خواهد‭ ‬کرد‭ ‬و‭ ‬بیمار‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬نشانه های‭ ‬زیر‭ ‬را‭ ‬ببیند‭:‬

  • ‭ ‬شرار‭ ‬یا‭ ‬فلاش های‭ ‬نورانی
  • ‭ ‬الگوهای‭ ‬چپ‭ ‬اتدرقیچی‭ ‬یا‭ ‬زیگزاکی
  • ‭ ‬لکه های کور
  • ‭ ‬لکه ها‭ ‬یا‭ ‬ستاره های‭ ‬درخشان

‭ ‬این‭ ‬نشانه ها‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬به‭ ‬طور‭ ‬موقت‭ ‬در انجام‭ ‬بعضی‭ ‬فعالیت ها‭ ‬از جمله‭ ‬خواندن‭ ‬مطالب‭ ‬یا‭ ‬رانندگی‭ ‬اختلال‭ ‬ایجاد کند‭ ‬ولی‭ ‬معمولاً‭ ‬جدی‭ ‬و وخیم‭ ‬تلقی‭ ‬نمی شوند‭.‬

میگرن‭ ‬شبکیه یی

گاهی‭ ‬از‭ ‬اصطلاح‭ ‬میگرن‭ ‬چشمی،‭ ‬به‭ ‬جای‭ ‬اصطلاح‭ ‬طبی‮ «‬میگرن‭ ‬شبکیه یی» retinal migraine‭ ‬ استفاده‭ ‬می شود. ‬میگرن‭ ‬شبکیه یی،‭ ‬بیماری‭ ‬نادری‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬در افرادی‭ ‬دیده‭ ‬می شود‭ ‬که‭ ‬دارای‭ ‬سایر‭ ‬نشانه های‭ ‬میگرن‭ ‬هم‭ ‬هستند. ‬میگرن‭ ‬شبکیه یی‭ ‬به‭ ‬صورت‭ ‬حمله های‭ ‬مکرر‭ ‬و‭ ‬کوتاه‭ ‬مدت‭ ‬کاهش‭ ‬دید‭ ‬یا‭ ‬کوری‭ ‬بروز‭ ‬می کند‭ ‬ و‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬پیش‭ ‬از‭ ‬سردرد‭ ‬یا‭ ‬همراه‭ ‬آن‭ ‬موجود‭ ‬باشد‭.‬

‭ ‬میگرن‭ ‬شبکیه یی،‭ ‬به‭ ‬خلاف‭ ‬میگرن‭ ‬همراه‭ ‬اورا‭ ‬که‭ ‬بر قدرت‭ ‬دید‭ ‬تأثیر‭ ‬دارد،‭ ‬فقط‭ ‬یک‭ ‬چشم‭ ‬را‭ ‬گرفتار‭ ‬می کند. ‬اما‭ ‬در‭ ‬بسیاری‭ ‬موارد‭ ‬از‭ ‬دست‭ ‬دادن‭ ‬دید‭ ‬در یک‭ ‬چشم‭ ‬با‭ ‬میگرن‭ ‬ارتباطی‭ ‬ندارد‭ ‬و معمولاً‭ ‬به‭ ‬علت‭ ‬سایر‭ ‬بیماری های‭ ‬جدی تر‭ ‬ایجاد‭ ‬می شود. ‬بنابراین،‭ ‬در صورت‭ ‬تجربه ی‭ ‬از‭ ‬دست‭ ‬دادن‭ ‬دید‭ ‬در یک‭ ‬چشم،‭ ‬باید‭ ‬بلافاصله‭ ‬به‭ ‬چشم‭ ‬پزشک‭ ‬رجوع‭ ‬نمود‭.

سفسطه چیست؟

واژه سفسطه (Sophisme) ارتباط ریشه ای با سوفسطائی (Sophistēs) دارد که خود از ریشه سوفوس (Sophos) مشتق شده است که در زبان یونانی به معنی خرد، دانایی و فرزانگی است.
 

سوفسطائی که معرب سوفیست است نیز کسی است که با دانش و خرد و فرزانگی سر و کار دارد یا بعبارت دیگر سوفیسطائی اسم فاعلی است از همان بن سوفوس

سوفسطائی از نظر لغوی همان معنی را میدهد که از واژه فیلسوف اراده میشود یعنی کسی که به مباحث عقلی میپردازد و تفلسف (Philosophize، فلسفه ورزی) میکند، اما چرا امروزه سوفسطائی یا سوفیستبودن را با فیلسوف بودن یکی نمیدانند؟ این مسئله علتی تاریخی دارد که پیش از طرح آن شایسته است اندکی پیرامون اینکه سوفسطائیان چه کسانی بودند توضیح داده شود.

سوفسطائیان جماعتی بودند که در زمان سقراط در یونان زندگی میکردند و ادعای دانایی میکردند. کسانی که خود را سوفیست مینامیدند در فنون مناظره و جدل و سخنوری مهارت داشتند و توان این را داشتند که طرف مقابل خود را در مباحث ساکت کنند و به قول معروف سر جایش بنشانند. حال در این راه لازم نبود که به حقیقت چنگ بزنند بلکه صرفاً میتوانستند با حربه های مختلف از جمله حملات شخصی، استفاده از ابزارهای روانی، فریاد زدن، استفاده از واژگان زیبا و قلمبه سلمبه و عوام پسند در هر بحث حتی اگر دانشی نسبت به آن نداشتند پیروز شوند.

این افراد را همین امروز نیز میتوان دید، کسانی که علاقه ای به حقیقت ندارند و سعی نمیکنند که از حقیقتدفاع کنند بلکه با هر انگیزه ای سعی میکنند با هر ابزاری که میتوانند از آن دفاع کنند و مخالفان را بااستدلال نما های خود شکست دهند.

در همین دوران بود که سقراط پا به عرصه حیات میگذارد. سقراط مردی کوتاه قد و کچل و شکم گنده بود که نمیتوانست یک سوفسطائی خوب باشد، روشن است که سوفسطائی چون کارش متقاعد کردن مخاطب است نه کشف حقیقت، برای انجام کارش نیاز به ظاهری زیبا نیز دارد و سقراط فاقد چنین ظاهری بود.

کار سقراط پس از تحصیلات نخستینش که گاه آن را به دموکرتیوس نسبت میدهند این بود که در کوچه بازارهای یونان باستان راه میرفت و با مردم سخن میگفت و از آنها در مورد آنچه که آن را درست میپنداشتند و ادعای تبحر و ورزیدگی در آن میکردند پرسش میکرد و آنها را به فکر فرو میبرد و به آنها نشان میداد که آنها آنچه را که مدعی دانستنش هستند در واقع نمیدانند.

این تقبیح و تکریه تا جایی ادامه یافت که امروزه و در قرون پس از حیات سقراط وقتی کسی را سفسطه گر یا سوفسطائی مینامند دیگر منظورشان کسی که فرزانه و اهل خرد است نیست بلکه شخص لفاظی است که در سخنوری و فنون مناظره مهارت دارد و از واژگان و اسلوب فلسفی و منطقی برای دفاع از یاوه هایی که به هر دلیل به دفاع از آنها مجاب است به کرات سوء استفاده میکند و در اینکار اشتهار دارد و وقتی گفته میشود سخنی یا استدلالی سفسطه آمیز است منظور این است که این سخن علی رغم ظاهرش که سعی شده است شبیه استدلال ها و سخنان فلسفی باشد و سیاقی علمی دارد عاری از ارزش حقیقی است و سخنی باطل و در یک واژه "استدلال نما" است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1392ساعت 10:0  توسط مرجان فرآورده  | 

برخی از سنگ‌های تزئینی و نما

عموماً سنگ‌های تزئینی ایران از نظر رنگ‌بندی دارای تنوع بسیاری می‌باشند که این مسئله اکثراً به دلیل وجود ناخالصی‌های آهن موجود در این سنگها است. همانطور که می‌دانیم در بین سنگهای ساختمانی و تزئینی، می‌توان سنگها‌یی را نام برد که تحت اثر شرایط جوی شامل عوامل فیزیکی (گرما و نور) یا عوامل شیمیایی (باران‌های اسیدی) دچار هوا‌زدگی و در پی آن تغییر رنگ ظاهری سنگ می‌شوند. از این میان می‌توان سنگ مرمریت قرمز سنندج که در اثر هوا‌زدگی به رنگ سفید تمایل پیدا می‌کند، همچنین مرمریت خا؟تری لاشتر و یا برخی از گرانیت‌ها که به مرور زمان کمرنگ می شوند را نام برد. این نکته ما را بر آن داشت که با بررسی عوامل تغییر رنگ سنگ‌های تزئینی به صورت شبیه‌سازی این عوامل در آزمایشگاه بتوانیم در زمان بسیار کمتر با کنترل عوامل هوازدگی به روشی نوین جهت تغییر رنگ سنگ دست پیدا کنیم.

در این زمینه تا پیش از این تنها در برخی کشورها نظیر کشور چین امکان تغییر رنگ سنگ آن‌هم با استفاده از مواد رنگ‌زا میسر شده است که دارای نقایصی نظیر عدم ثبات رنگ بدست آمده می‌باشد. در این تحقیق با مطالعه رفتار تأثیر عوامل جوی نظیر گرما و نور در طی زمان، توانستیم با کنترل، محاسبه و مهار حرارت اعمالی به سنگ در زمانهای محاسبه شده موفق به تغییر رنگ سنگ‌های تزئینی و ساختمانی شویم.

مطالعه تأثیر حرارت:

سنگ‌ها رسانای ضعیف گرمایند و دامنه مقدار رسانندگی آنها از 1/0 تا 7  j/m.s.c می‌باشد و از این لحاظ ضعیف‌تر از فلزات می‌باشند زیرا رسانندگی در فلزات، الکترونی است در حالی‌که در سنگ‌ها به صورت فونونی می‌باشد. به همین دلیل کانیهایی چون مگنتیت، هماتیت و لیمونیت رسانندگی بالایی دارند (30-10j/m.s.c ). افزایش دما دامنه ارتعاش اتمی کانی‌ها را افزایش می‌دهد و همچنین با افزایش اعمال حرارت بر روی سنگها شاهد کاهش چگالی و افزایش تخلخل سنگ و همچنین کاهش شدید مدول یانگ هستیم.

یکی از عوامل اصلی رنگ در سنگ‌ها و کانی‌ها عنصر Fe ؛ یا به عبارتی داشتن ناخالصی‌های هماتیت، لیمونیت و بعضاً کلریت می‌باشد. در مورد سنگ‌های قیمتی نیز می‌توان عنصر Cr را مثال زد که در یاقوت باعث رنگ قرمز و در زمرد باعث رنگ سبز می‌شود و در کوارتز اسموکی نیز رنگ کانی متاثر از وجود ناخالصی Al3+ می‌باشد.

 

در مورد تأثیر حرارت بر روی رنگ کانی‌ها، تاکنون آزمایشاتی صورت پذیرفته که به عنوان مثال الکترون‌های کوارتز دودی پس از گرمایش جابجا شده و پس از جفت شدن الکترون‌ها، کوارتز دودی بی‌رنگ شده است. همچنین می‌توان کانی اسپودومن (Spodumene) سفید رنگ را مثال زد که وقتی تا دمای 250 درجه سانتیگراد حرارت داده می‌شود ارغوانی می‌گردد و با افزایش حرارت بیشتر تا دمای 500 درجه سانتیگراد کاملاً بی‌رنگ می‌گردد. در یک نمونه سیدریت نیز پس از اعمال گرما، رنگ کانی تیره گشت که این را می‌توان مرتبط با ا؟یداسیون Fe2+دانست. با توجه به اینکه رنگ، یکی از چشم‌گیر‌ترین مشخصه‌های سنگ‌های قیمتی می‌باشد بررسی تأثیر حرارت بر روی رنگ آنها نیز جایگاه خود را بیشتر نمایان می‌سازد.

حرارت در خصوص سنگ‌های تزئینی و نما در نمونه‌های مختلف تأثیر متفاوتی بر روی رنگ سنگها می‌گذارد که در برخی موارد مناسب و در برخی دیگر نیز نامناسب می‌باشد چرا که گاهی رنگ اولیه جذاب‌تر می‌نماید. این مقاله در ادامه به شرح تأثیر حرارت بر روی رنگ سنگ تزئینی و مهار این عامل به عنوان روشی جهت تهیه سنگ جدید می‌پردازد‌.

مطالعه و بررسی سنگها:

ابتدا مطالعه جامعی بر روی کلیه سنگهای تزئینی و ساختمانی ایران که در مقابل هوازدگی دچار تغییر رنگ ظاهری شده بودند انجام گرفت. اکثر این دسته از سنگ‌ها دارای ناخالصی‌های رنگی همچون ترکیبات آهن بودند که همانطور که قبلاً توضیح داده شد کانی‌های مگنتیت، هماتیت و لیمونیت از نظر رسانندگی گرمایی درسطح بالایی قرار دارند.

پس از مطالعه خواص کانی‌شناسی و مکانیکی این دسته از سنگ‌های ساختمانی‌، تعدادی از آنها جهت انجام آزمایشات حرارتی انتخاب شد. هدف این بود که در آزمایشگاه بتوان سرعت تأثیر عوامل جوی نظیر حرارت را که طی زمانهای بسیار باعث تغییر رنگ سنگ می‌شود تسریع نمود.

انتخاب نمونه‌ها:

پس از بررسی نهایی تأثیر عوامل جوی نظیر دما در طی زمانهای بسیار، تعدادی از سنگهای تزئینی ایران که با توجه به مشخصات کانی‌شناسی آنها پیش‌بینی می‌شد پس از اعمال گرما در زمان‌های کوتاه‌تر به رنگ دلخواه و مناسبتر برسند انتخاب شدند‌. به منظور داشتن تنوع در نوع سنگ از هر خانواده سنگ تزئینی یک نمونه مناسب انتخاب گردید که عبارتند از سنگ تراورتن لیمویی، سنگ آذرین گابرو سبز رنگ، سنگ آهک زرد رنگ و سنگ آهک زرد مایل به قهوه‌ای کم رنگ.

مشخصات ظاهری نمونه‌ها:

برای هر نوع سنگ تعداد 40 نمونه مکعبی صیقلی با ابعاد مناسب آماده شد (‌بدلیل بررسی روند تغییر رنگ و خطای کمتر در انتخاب نهایی، این تعداد نمونه در نظر گرفته شد‌). نمونه‌ها به صورت صیقلی انتخاب گردید تا بتوان ضمن بررسی تأثیر حرارت بر روی رنگ سنگ، تأثیر حرارت بر روی کیفیت پولیش سنگ را نیز به عنوان عاملی بسیار مهم در سنگ تزئینی‌ بررسی نمود.

مشخصات محیط انجام آزمایش:

جهت انجام عملیات حرارتی، کوره‌ای از نوع کوره سرامیکی پیشرفته با اندازه دهانه ورودی مناسب و همچنین با داشتن توانایی اعمال گرما در نرخ‌های زمانی متفاوت، در دماهای پایین و بالا، انتخاب شد. هر نمونه جداگانه در دما و ز‌مان متفاوت داخل کوره قرار گر‌فتند و با اعمال گرما و نرخ افزایش دمای مناسب گرم شدند و در زمانهای متفاوت پس از سرد شدن با نرخ بازگشت دمای مشخص، از کوره خارج گردیدند. حد فواصل دماهای آزمایش شده 25 -20 درجه سیلیوس در نظر گرفته شد.

شرح آزمایشات:

نمونه اول

نمونه اول سنگ تراورتن لیمویی رنگ است. تعداد 40 نمونه آماده‌سازی شده از این سنگ به صورت جداگانه در دماهای مختلف و زمان‌های متفاوت داخل کوره قرار گرفتند و پس از طی زمانهای متفاوت از کوره خارج گردیدند. نرخ افزایش دمای مشخص و رنگ ظاهری آن که از رنگ لیمویی به سمت رنگ قرمز تمایل پیدا کرده بود بررسی و مطالعه شد.

به مرور زمان با افزایش دما، رنگ سنگ از رنگ لیمویی به سمت رنگ قرمز پر رنگ سوق پیدا کرد که از بین 40 نمونه سنگ آزمایش شده، نمونه‌هائی که از نظر ظاهری دارای رنگ قرمز مناسبی بودند جهت بررسی خواص فیزیکی و شیمیایی (طبق استاندارد سنگ تزئینی‌) به آزمایشگاه ارسال گردیدند.

 

پس از مطالعه نتایج آزمایشگاهی نمونه‌های حرارت دیده و مقایسه نتایج آنها با نمونه‌های اولیه و همچنین مقایسه با استانداردهای سنگ تزئینی، نمونه موفق از نظر جلوه رنگ ظاهری، ثبات رنگ و نیز خواص فیزیکی و مکانیکی انتخاب گردید. 

شایان ذکر است در صورتی که عامل گرما و مشخصات محیط تحت کنترل نباشند، گر چه ممکن است که سنگ در ظاهر دارای رنگ مناسبی باشد اما پس از گذشت زمان امکان از دست دادن خصوصیات و از هم‌پاشی آن وجود دارد و این نکته لزوم دقت در فرایند عملیات را نمایان می‌سازد.

نمونه دوم

نمونه سنگ دوم نوعی گابرو سبز رنگ است که در اصطلاح بازار سنگ تزئینی، گرانیت نامیده می‌شود. همانند اول سنگ اول تعداد 40 نمونه مکعبی صیقلی از این سنگ تهیه گردید. هر کدام از نمونه‌ها جداگانه در دماهای مشخص و زمان‌های معین تحت حرارت قرار گرفتند که روند تغییر رنگ سنگ از رنگ سبز به سمت رنگ قهوه‌ای کاملاً مشهود بود.

درنهایت آن دسته از نمونه‌ها که از نظر ظاهری دارای رنگ قهوه‌ای مناسبی بودند جهت بررسی خواص فیزیکی و شیمیایی به آزمایشگاه ارسال شدند و از بین آنها نمونه موفق که هم از نظر ظاهری دارای رنگ مناسب و هم از نظر خصوصیات در حد استاندارد بود انتخاب و ثبت گردید. (تصویر 2)

نمونه سوم

این نمونه نوعی سنگ آهکی زرد رنگ است که تحت گرمایش و اعمال حرارت به رنگ قهوه‌ای سوق پیدا می‌کند. تعداد 40 نمونه مکعبی صیقلی تهیه و جداگانه در دما‌های متفاوت و زمانهای معین تحت تاثیر حرارت قرار گرفتند. شایان گفتن است که در تعیین دامنه حرارت مورد آزمایش برای هر نوع سنگ، مقاومت حرارتی آنها می‌بایستی مورد توجه قرار گیرد.

پس از انجام آزمایشات و بررسی نمونه‌ها از نظر رنگ و کیفیت پولیش، تعدادی از نمونه‌ها جهت انجام تستهای فیزیکی و شیمیایی به آزمایشگاه فرستاده شد که پس از مطالعه نتایج تستها، نمونه موفق مشخص گردید.

  نمونه چهارم 

نمونه چهارم نیز از خانواده سنگ‌های آهکی می‌باشد که رنگ اصلی آن زرد رنگ با رگچه‌های قهوه‌ای است. این سنگ خود از نظر ظاهری دارای رنگ زیبایی است اما پس از اعمال حرارت نیز به رنگی چشم نواز تغییر رنگ می‌دهد. همانند آزمایشات قبل تعداد 40 نمونه مکعبی صیقلی از این سنگ تهیه و بر روی آن تستهای حرارتی در زمان‌های مختلف و دماهای معین انجام شد.

پس از بررسی روند تغییر رنگ نمونه‌های مختلف که به سمت قهوه‌ای پررنگ و زیبا سوق پیدا کرده بود تعدادی از نمونه‌های مناسب به آزمایشگاه ارسال و تستهای لازم در مورد آنها صورت پذیرفت و در نهایت نمونه موفق انتخاب شد. 

نتیجه گیری:

در این پژوهش کلیه آزمایشهای لازم شامل تست‌های فیزیکی و مکانیکی، مطالعه مقاطع و همچنین تستهای XRD و XRF نمونه‌ها، قبل و بعد از اعمال حرارت و آزمایش ثبات رنگ نمونه‌ها پس از اعمال حرارت و تغییر رنگ نیز انجام گرفته که نتایج آن طی مقاله‌ای در آینده ارایه می‌گردد.

نتایج حاصل از این پژوهش و کاربرد آن را می‌توان به صورت زیر برشمرد:

1-      موفقیت در ارایه روش نوین به منظور ایجاد تغییر رنگ عمقی بعضی از سنگ‌های تزئینی با استفاده از کنترل عوامل حرارت و زمان.

2-      بسیاری از سنگهای تزئینی ایران با توجه به دارا بودن ناخالصیهای آهن، قابلیت تغییر رنگ در اثر اعمال حرارت در زمانهای محاسبه شده را دارند.

3-      روش ارائه شده این امکان را فراهم می‌سازد که سنگی را با یک بافت اما در دو رنگ متفاوت، در کنار هم داشته باشیم که این پدیده می‌تواند در اصول معماری ساختمان و تزئینات سنگی به صورت تاثیر گذار به کار گرفته شود.

4-      کانی‌های ناپایدار و ناخالصی‌های رنگی باعث تغییر رنگ سنگ تزئینی می‌شوند که در پیش از انتخاب سنگهای نما می‌توان این موضوع را بوسیله پتروگرافی مطالعه نمود.

5-      در مواردی از سنگ‌های تزئینی که دچار هوازدگی سطحی شده‌اند یا دارای اختلاط رنگ می‌باشند با این روش می‌توان به رنگی ثابت و یکدست درسطح و عمق سنگ رسید که مسئله مهمی در صنعت سنگ تزئینی به شمار می رود.

6-      با توجه به محدود بودن ذخایر سنگ تزئینی از نظر تنوع رنگ و محدود بودن به استفاده از رنگ طبیعی سنگ این روش می‌تواند دریچه‌ای را جهت تولید نسل جدید از سنگ‌های تزئینی و نما بگشاید.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1392ساعت 9:22  توسط مرجان فرآورده  | 

اصطلاحات تجارت الکترونیک

تجارت فروشنده با فروشندهB2B اولین خرید و فروش معاملات الکترونیکی است و هنوز هم طبق آخرین آمار بیشترین عایدی را کسب می کند. در B2B تجار نه تنها مجبورند مشتریان خود را بشناسند، بلکه باید واسطه ها را نیز شناسایی کنند. در این مدل همه ی شرکاء و خدمات مرتبط با تجارت بین المللی از قبیل: تأمین کنندگان، خریداران، فرستندگان دریایی کالا، لجستیک (پشتیبانی)، خدمات (سرویس های) بازرسی، اخبار بازاریابی و کاربریهای نرم افزار را که موجب سهولت در امور تولید، خرید و فروش می گردند در یک محل گرد هم می آیند.

B2B در جایی استفاده می گردد که بخواهیم خرید و فروش عمده را به کمک تجارت الکترونیکی انجام و خارج از حیطه خرده فروشان عمل نماییم. چرا که خرده فروشی در اینترنت با خطرات بسیار همراه است زیرا مشتریان تمایل ندارند تا همه چیز را از روی اینترنت خردیداری

کنند و فقط روی برخی از اجناس دست می گذارند و سایر موارد برایشان اهمیت چندانی ندارد. شرکت Cisco یکی از اولین شرکت های بزرگی بود که در جولای 1996 سایت تجارت الکترونیکی خود را راه اندازی کرد و بعد از آن تلاش جدی، بقیه ی شرکت ها برای چنین امری آغاز شد. یک ماه بعد شرکت های کامپیوتری عظیمی نظیر Microsoft و IBM نرم افزارهای تجاری خود را که امکان انجام فروش از طریق اینترنت را فراهم می کرد به بازار عرضه نمودند.

Forrester Research که به تجزیه و تحلیل فعل و انفعالات در بخش فناوری مشغول است در 1999 تخمین زد که حجم مبادلات B2B تا سال 2004 در ایالات متحده به یک تریلیون دلار و در سال بعد از آن به 2/7 تریلیون دلار برسد. دولت استرالیا با همکاری شرکت معتبر ITOL قصد دارد در یک برنامه 5 سال مبلغ 6/6 میلیون دلار برای زیر ساخت های تجارت الکترونیک هزینه کند. این مبلغ صرف برنامه B2B  خواهد شد. به صورت طبیعی در B2B فروش مستقیم، منبع اصلی درآمد به حساب می آید، مانند وقتی که یک فروشنده محصول خود را به یک فروشنده دیگر مستقیماً می فروشد. با این وجود وب می تواند روی فروش مستقیم تأثیر بگذارد و این قاعده را بر هم بزند. در این نظام جدید اقتصاد جهانی که به سمت تداوم ارتباطات الکترونیکی در حال پیش روی است مشکلاتی نیز وجود دارد. از جمله اینکه رو در رو نبودن مشتری و فروشنده باعث می شود تا معامله به صورت گیرد. این مشتریان برای دریافت اطلاعات بیشتر باید به تلفن به مرکز اصلی وصل شوند، اما هیچ تضمینی برای اینکه کسی آن سوی خط باشد وجود ندارد.  
Business to Consumer
B2C تجارت فروشنده با مصرف کننده بیشترین سهم در انجام تجارت الکترونیکی از نوع B2C را خرده فروشی تشکیل می دهد. این نوع تجارت با گسترش وب به سرعت افزایش پیدا کرد و اکنون به راحتی می توان انواع و اقسام کالاها از شیرینی گرفته تا اتومبیل و نرم افزارهای کامپیوتری را از طریق اینترنت خریداری کرد. B2C از حدود 5 سال پیش با راه اندازی سایت هایی چون amazon و CDNOW آغاز شد. Jeff Bezor مؤسس شرکت amazon، سایت خود را فقط برای فروش کتاب از طریق اینترنت راه اندازی کرد و این ایده ساده مقدمه ای بود برای یک تحول جهانی. در تجارت الکترونیکی B2C در یک  طرف معامله، تولید کننده (فروشنده) محصول و در طرف دیگر، خریدار (مصرف کننده نهایی) قرار دارد. موفقیت در این مدل وابسته به تجربیاتی است که به مشتری ارائه می گردد . باید به مشتری سرویس های ارائه گردد که در مدل سنتی به آنها خود خو گرفته است و شرایط مشابه را به وجود آورد. شرکت هایی نظیر amazon و REI روی شهرت خود محیط نیرومند online را تدارک دیده اند که بتوانند رضایت بی چون و چرای مشتری را جلب نمایند. شکل دیگر تجربیات Online مشتری این است که رابطه تصویری با مشتری به درستی انتخاب گردد. متن و گرافیکی که مشتری باید با آن به جای فروشنده تبادل نظر کند باید خوب طراحی شده باشد. پس از هک شدن بسیاری از وب سایت های خرده فروشان اینترنتی مانند Creditcards و egghead و ... بسیاری از مشتریان نسبت به دزدیده شدن اطلاعات شخصی شان توسط هکرها بسیار حساس شده اند، که این امر باعث کاهش معاملات الکترونیکی در مقاطع و فواصل زمانی زیادی شده، اما معاملات را به نقطه صفر نرسانده است و مردم هنوز از فروشگاه های Online استفاده می کنند. هم اکنون این روش در کشور ما موجود است و مورد استفاده قرار می گیرد و  در این روش خریدار به طور مستقیم با توزیع کننده از طریق اینترنت وارد معامله می شود. هم اکنون سازمانی هایی مانند شهروند چنین خدماتی را ارائه می کنند، اما این خدمات هنوز به صورت عامله در میان ما جا نیفتاده است. حتی میان کاربران حرفه ای اینترنت در ایران استفاده از این خدمات کمتر مرسوم است.


Consumer to Consumer
C2C تجارت مصرف کننده با مصرف کننده در این مدل تجارت الکترونیکی، مزایده ها و مناقصه های کالال از طریق اینترنت انجام می گیرد. مدل C2C شبیه نیازمندیهای طبقه بندی شده یک روزنامه و یا شبیه به یک دکه در بازار دست دوم یا سمساری است. ایده اصلی این مدل این است که مصرف کنندگان با یکدیگر بدون واسطه به خرید و فروش بپردازد. ebey غول حراجی Online بزرگ ترین نمونه اولیه مدل C2C می باشد. ebey خود چیزی نمی فروشد و به عنوان واسطی بین خریداران و فروشندگان به ارائه محصولاتتی در حراجی Online عمل می کند. به عنوان مثال ebay اجازه می دهد فروشنده قیمت اولیه خود را در حراجی قرار دهد و سپس شرکت کنندگان در حراج قبل از اتمام مدت باید روی کالای به حراج گذاشته شده اظهار نظر کنند. سایت های اینترنتی دیگر نظیر Autobytel و Carsmart نمونه هایی از مدل C2C می باشد. به دلیل ناچیز بودن هزینه تبلیغات در اینترنت استفاده از مدل C2C توسط کاربران اینترنتی جهت فروش کالاهای مورد نظر خود توجه قرار گرفته است. 
Consumer to Business
C2B تجارت مصرف کننده با فروشنده در حالیکه بازار مصرف کننده Online روز به روز در حال گسترش است، بسیاری از خریداران دریافته اند که شیوه انتخاب محصول بسیار گسترده و ممکن است آنان را غوطه ور سازد. چرا که وقتی مصرف کنندگان، سایت هایی را در ارتباط با فروش محصول مورد نظر خود می یابند، یافتن خود محصول در آن سایت و به دست آوردن قیمت محصول اغلب کار دشوار است. بنابراین جهت راحت تر نمودن امر خرید، نیاز به روشهای جدید خرید و فروش اینترنتی Online است که در آژانس های فروش به سوددهی منتهی شود بایستی از یک استرتژی فروش استفاده نمایند مانند Priceline که خود را با این استراتژی تطبیق داده است. 
Peer to Peer
P2P تجارت نقطه به نقطه مدل تجارت الکترونیکی P2P برای تسویه حساب کردن شرکت کنندگان در حراج با فروشنده است که مشهورترین آنها سرویسی است به نام Paypal. تجارت P2P در چهار چوبی کار می کند که افراد بتوانند مستقیماً باهم پول رد و بدل کنند و در حالیکه سهم اصلی داد و ستد پولی را نقل و انتقالات رو در رو بعهده دارد، فناوری تلفن های همراه تعداد افراد بیشتری را در داد و ستد غیر حضوری سهیم می کند. قبل از Paypal بسیاری از تاجران Online در قد و قواره های متفاوت پرداخت مشتریها را از طریق حساب کارت های اعتباری تجارت دریافت می کردند. با استفاده از سخت افزار Mondex که زیر مجموعه  Mastercard می باشد، کاربران قادرند نقل و انتقالاات الکترونیکی پولی خود را انجام دهند و پول خود را از یک کارت اعتباری به کارت اعتباری دیگر منتقل نمایند. تحوه استفاده از تلفن همراه بدین صورت است که به جای فناوری GSM که استاندارد معمول ارتباطی تلفن همراه در بسیاری از کشورها به ویژه در اروپاست، فناوری دیگری تحت پروتکل بکارگیری نرم افزار کاربردی از طریق تجهیزات بی سیم (Wireless Application Protocol)که به اختصار WAP نامیده می شود، جایگزین می گردد. در این شیوه جدید، هر تلفن همراه از طریق مرکز تلفن با یک کامپیوتر سرویسگر مرتبط می شود و می تواند نرم افزار مورد نیاز کاربر خود را بر روی کامپیوتر مذکور فعال نماید. بدین ترتیب استفاده کننده می تواند اطلاعات خود را از طریق کامپیوتر سرویسگر که خود از طریق اینترنت و یا شبکه های ارزش افزوده (VAN) به مراکز تجاری و خدماتی متصل است ارسال و یا دریافت نماید.


Business to Administration
B2A تجارت فروشنده با اداره این نوع تجارت الکترونیکی شامل تمامی مبادلات تجاری ــ مالی بین شرکت ها و سازمان های دولتی است. تأمین نیازهای دولت توسط شرکت ها و پرداخت عوارض مالیات ها از جمله مواردی است که می توان در این گروه گنجاند. تجارت B2A در حال حاضر دوران کودکی خود را طی می کند ولی در آینده ای نزدیک زمانی که دولت ها به ارتقاء ارتباطات خود تمایل و توجه نشان دهند، به سرعت رشد خواهد نمود.


Consumer to Administration
C2A تجارت مصرف کننده با اداره مدل تجارت الکترونیکی C2A هنوز پدیدار نشده است. ولی به دنبال رشد انواع B2C و B2A، دولت ها احتمالاً مبادلات الکترونیکی را به حیطه هایی همچون جمع آوری کمک های مردمی، پرداخت مالیات بر درآمد و هر گونه امور تجاری دیگری که بین دولت ها و مردم انجام می شود، گسترش خواهند داد. با تجربه و آزمایش تمام مدل های تجاری Online که تا کنون بیان شد، مشخص است که با وجودی که تجارت الکترونیک که پدیده تقریباً جدید و نوپاست اما بسیار فعال است. دانشمندان صنعتی معتقدند که یافتن منابع درآمد Online مطمئن، با سعی و خطا آزمایش می شود. مدل های B2C و B2B بیشترین توجه را امروزه به خود جلب کرده اند ولی مدل های دیگر هنوز در حال تعدیل استراتژیهایشان هستند و روشهایشان را گسترش می دهند. به هر حال عاقلانه است که ما راجع به 5 سال ابتدای کار تجارت الکترونیک مانند 5 سال ابتدای زندگی یک کودک بیندیشیم. مزایای تجارت الکترونیکی از نوع B2Cتجارت الکترونیکی یک فناوری برای تغییر است. شرکت هایی که از آن به هدف ارتقاء سیستم فعلی خود استفاده می کنند از مزایای آن بطور کامل بهره نخواهند برد. بیشترین امتیازات تجارت الکترونیکی نصیب سازمان هایی خواهد شد که می خواهند روش و ساختار تجارت خود را تغییر داده و آن با تجارت الکترونیکی همگون سازند. * از دید خریداران فروشگاههای الکترونیکی، مهمترین امتیازاتی که می توان به تجارت الکترونیکی منسوب کرد که عبارتند از:

1- کاتالوگ و مشخصات کالاها به سهولت قابل دسترسی و مشاهده بوده و مشتری همچنین قادر است براساس ویژگیهای متعدد (همچون نام، نوع، رنگ، وزن، قیمت و ...) کالای مورد نظر خود را جستجو نماید. توضیح کالاها می تواند به همراه تصاویر متعدد بوده و در عین حال می تواند شامل تصاویر سه بعدی نیز باشد که مشتری از زوایای گوناگون کالای مورد نظر را مشاهده نماید.

2- کالاها و خدمات می توانند توسط بقیه خریداران نظر دهی شوند و مشتری قادر است از نظرات بقیه خریداران در مورد کالای مورد نظر خود مطلع شود.

3- خرید از فروشگاه می تواند بصورت 24 ساعته و در تمام روزهای هفته انجام گیرد

4- بعضی از محصولات (همچون نرم افزار، کتابهای الکترونیکی، موسیقی، فیلم، ...) در همان زمان خرید قابل دریافت از سایت فروشگاه هستند.

5- کالاها معمولاً از فروشگاههای فیزیکی ارزان تر خواهد بود (به علت کم بودن هزینه های سربار فروشگاه و زیاد بودن تعداد خریداران).

6- فشار و استرس معمول در هنگام خرید از یک فروشگاه فیزیکی، به هنگام خرید از یک فروشگاه الکترونیکی وجود نخواهد داشت.

7- مقایسه انواع گوناگون یک کالای خاص در فروشگاههای مختلف می تواند به راحتی انجام گیرد. فاصله بین این فروشگاهها به اندازه یک Click است.

8- خریدار قادر است کلیه فروشگاهها را برای یافتن مناسب ترین قیمت بری کالای مورد نظر خود جستجو کند.

9- خریدار پس از انتخاب کالا، بسادگی و با فشردن چند کلید قاد به انجام سفارش و پرداخت هزینه ها بوده و بعد از مدت معینی کالای خریداری شده را در منزل خود دریافت خواهد کرد. 10- بعد از دریافت کالا، اگر مشکلی در کالای دریافت شده موجود باشد، خریدار می تواند به سایت فروشگاه مراجعه کرده و از امکانات ارجاع کالا استفاده نماید.

از دید فروشندگان و صاحبان فروشگاههای الکترونیکی، موارد زیر نیز بعنوان امتیازات تجارت الکترونیکی محسوب می گردند:

1- هزینه راه اندازی فروشگاه الکترونیکی بسیار کمتر از فروشگاههای فیزیکی است.

2- مشتریان، منحصر به یک منطقه یا کشور خاص نبوده و محیط فروشگاه با مرزهای جغرافیایی محدود نخواهد بود.

3- رقابت برای جذب مشتری سبب ارتقاء کیفیت محصولات و خدمات خواهد شد.

4- مدیریت فروشگاه و تعیین راهکارهای آتی کاملاً ساخت یافته می گردد.

5- فروشگاهها قادر خواهند بود مشتریان خود را براساس سلیقه، علاقه و انتخابهای ایشان شناسایی کرده و آنها را در انتخاب کالای مورد نظر خود راهنمایی کنند.

6- اضافه کردن سرویسهای جدید نظیر پشتیبانی خدمات، جوابگویی به سؤالات مشتریان و غیره می تواند به سهولت انجام پذیرد.

7- رقابت و بازاریابی می تواند با ایجاد یک بازار مناسب و حضور جذاب در شبکه جهانی اینترنت انجام گیرد.

8- ارتباط با مشتریان، تولید کنندگان، و دیگر افراد درگیر، می تواند با استفاده از صفحات WEB، نامه های الکترونیکی و EDI تسهیل شود.

9- سفارشات می توانند بصورت الکترونیکی ارسال و دریافت شوند.

10- تعداد مشتریان و خریداران به سرعت قابل افزایش است.

11- نرخ سود در مقابل هزینه های مصرفی افزایش خواهد یافت.

12- ارتباط با تولیدکنندگان کالاها، با حذف واسطه ها، بهینه می گردد.  روشهای ایجاد یک تجارت الکترونیکی از نوع B2C اجزای اصلی یک تجارت الکترونیکی از نوع B2C عبارتند از یک فروشگاه الکترونیکی (که به شکل صفحات متعدد WEB ساخته شده و توسط مرورگرهای مشتریان مورد استفاده قرار می گیرند) و یک سرویس دهنده WEB که کلیه مسائل مدیریتی فروشگاه و هرآنچه که دید مشتریان به دور است بواسطه آن انجام خواهد گرفت. بجز این دو جزء اصلی، بسیاری از فروشگاههای الکترونیکی نیازمند یک بانک اطلاعاتی نیز می باشند تا مشخصات کالاها، مشتریان و اطلاعات دیگر را در آن ذخیره کنند. همچنین اجزای فرعی دیگری نیز ممکن است بنا به ویژگی های فروشگاه مورد نیاز باشند. از جمله این اجزاء می توان برای ارسال محصولات و خدمات از طریق اینترنت نام برد. * فروشنده ای که خواهان راه اندازی یک تجارت الکترونیکی از نوع B2C باشد، به روشهای متعدد می تواند این امر را به انجام برساند. سه روش اصلی برای برقراری یک B2C عبارتند از: 1- خرید یک بسته نرم افزاری آماده که شامل یک فروشگاه الکترونیکی و ابزارهای لازم دیگر باشد. محصولات Easy cart، InterShop، Open Market  و Net Commerce  نمونه هایی از این بسته های آماده به شمار می آیند. این محصولات پس از خرید، مطابق سلیقه صاحب فروشگاه تغییر یافته و آماده استفاده بعنوان یک فروشگاه الکترونیکی بر روی اینترنت خواهند شد. بعضی از انواع این بسته های آماده، فروشگاه را ملزم می کنند که به ازای هر فروش، مبلغی را به ایشان بپردازد. 2- سفارش ساخت سیستم به شرکت هایی که اینگونه امور را به انجام می رسانند. با گسترش تجارت الکترونیکی، اینگونه شرکتها نیز رشد سریعی داشته اند و قادرند با استفاده از فناوریهای جدید، در زمانی کوتاه یک فروشگاه الکترونیکی برای متقاضیان بر روی اینترنت راه اندازی نمایند. 3- اجاره قسمتی از یک فروشگاه موجود.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1392ساعت 9:29  توسط مرجان فرآورده  | 

پذیرش یا اجتناب از ریسک

ریسک جزء جدایی ناپذیر زندگی انسانها وسازمانهاست وکلیه موقعیتهای تصمیم گیری با طیف متنوعی از ریسک‌ها روبه روست. پذیرش ریسک به خودی خود بد نیست، مهم این است که بدون دلیل منطقی درمعرض ریسک قرار نگیریم. زندگی بشری با پذیرش ریسک عجین شده، به نحوی که شاید عدم ریسک پذیری مطلق، موجب شود که زندگی انسانها در مرتبه پایین تری نسبت به سطح فعلی قرار بگیرد.

1. ریسک

سنجش ریسک با پیشرفت های بسیاری که داشته، یکی ازپویاترین رشته های علمی محسوب می شود. همچنین اندازه‌گیری ریسک موردتوجه شرکتها، بانکها، مدیران سرمایه‌گذاری، قانون‌گذاران وسازمانهای نظارتی بوده و هست.

درجایی که تصمیم گیری ها در یک فضای نامطمئن صورت می گیرد و نتایج کار وابسته به شرایط و حوادثی است که خارج ازکنترل تصمیم گیرنده است، مدیریت ریسک بسیارسودمند می‌نماید؛ یک مدیر باید بداند که چگونه ریسک را کنترل نماید.
کنترل ریسک، آن هم به صورت اصولی در هر کارخانه وسازمانی ثمربخش است ویک مدیر باید به آن اهمیت زیادی بدهد.
ریسک درتعریف کلاسیک آن عبارت است از «امکان انحراف واقعیت ها از نتایج مورد انتظار.»
همچنین ریسک را می توان تابعی دانست که از دو متغیر مستقل شامل احتمال و شدت تشکیل شده است. اگر احتمال رخ دادن اتفاقی خیلی کم بوده ولی شدت آن زیاد باشد درنتیجه میزان ارزش ریسک پایین خواهدبود. اما اگر احتمال رخ دادن اتفاقی بالا بوده وشدت آن نیز زیاد باشد میزان ارزش ریسک بالا خواهد بود.

▪ احتمال×شدت=ریسک
ریسک درکوتاه ترین تعریف،درجه عدم اطمینان به نتایج آتی است وهرچه این درجه عدم اطمینان بیشتر باشد به منزله ریسک بیشتراست.

2. هنری فایول

از زمان هنری فایول درسال۱۹۱۶که یکی از وظایف اصلی ششگانه مدیریت را مدیریت ریسک قلمداد کرد تا تحولات بعدی که درآمریکا شکل گرفت ونهایتا به تاسیس انجمن مدیریت بیمه و ریسک در سال ۱۹۷۵ منجر شد، این تفکر علمی درحفظ سرمایه های ملی نقش بسزایی برعهده داشته است. ازلحاظ تاریخی ریسک بازار موضوعی نسبتا جدید محسوب می‌شود. شناخت آن به بعد از دهه ۸۰ یعنی هنگامی که تغییرات عمیقی در بازارهای مالی نمایان شد برمی گردد و چنین پیداست این تغییرات همچنان ادامه دارد. اکنون بازارهای مالی دنیا از هم تاثیر می‌پذیرند و این سبب شده است که ریسک بازار بیش ازپیش اهمیت یابد. وجودریسک می تواند تصمیم گیری قطعی را ناممکن کند و یا راهبرد دیگر را بطلبد. امروز در دنیا کسب سودهای فراوان و بسیار بالاتر ازحد متعارف پرسش برانگیز است، چرا که بلافاصله ذهن را متوجه پذیرش ریسک های بالا درتصمیم گیری‌های مالی می‌کند.

3.  اجتناب یا پذیرش

امروزه هیچ کدام ازمدیران ارشد سازمان وموسسات نمی‌توانند بدون آگاهی وسیع از ابعاد مدیریت ریسک و ابزارهای گوناگون اداره آن وظایف خود را انجام دهند.بعضی از مدیران، با اتخاذ سیاست گریز از ریسک، نسبت به کارهای متهورانه موضع‌گیری می کنند و به این ترتیب، ازحجم عملیات خود در انجام معاملاتی که دارای ریسک قابل توجه می باشند می کاهند، (به عنوان نمونه اخذ وامهای بلندمدت با نرخ ثابت) یا ریسک را به دیگران منتقل می سازند(مثل عملیات پوششی). باید تاکید کرد که این تکنیک‌ها، در فرایند مدیریت ریسک جایگاه مهمی دارند و قادرند از طریق اجتناب از ریسک های اضافی ارزش موسسات را تثبیت کنند.به هرحال، هدایت شرکت به جایگاه مناسبی میان پذیرش واجتناب ازریسک اضافی، موجب تفکیک شرکتهای موفق ازشرکتهای ناموفق درسالهای آتی خواهدبود.
همچنین تجربه نشان داده است که سرمایه گذاری درجهت افزایش ضریب هشیاری و ایمنی وتامین توان مقابله با وقوع حوادث بسیار سودمند است، لیکن این امکانات و تجهیزات نه می توانند علت حوادث راحذف کنند و نه می‌توانند تضمین کنند که حادثه به فاجعه تبدیل نخواهدشد. یکی دیگر از روشها استفاده از شرکتهای بیمه است که باتوجه به افزایش حق بیمه ها و عدم پوشش بعضی موارد توسط شرکتهای بیمه، توجه به مدیریت ریسک و نقش آن در کنترل خطرات و پیشگیری ازحوادث اهمیت بالایی پیدا می کند و مدیران به این وسیله می توانند شایستگی و صلاحیت خود را به شرکتهای بیمه نشان دهند و آنها را قانع کنند تا پوشش کافی را ازآنها دریافت دارند. به عبارت دیگر سازمانها و شرکتها باید روشهای تشخیص خطرات وارزیابی ریسک را به طور دقیق اعمال و با دانش کافی با شرکتهای بیمه مذاکره کنند و در این راه کلیه خطرات موجود را به طور کامل و به صورت تفکیکی، شناسایی و اولویت بندی کنند.

اصول بازاریابی و کانالهای توزیع کالا

تصمیم گیری در باره کانال توزیع کالا از جمله مهمترین تصمیماتی است که فرا روی مدیران قرار دارد،توزیع فیزیکی کالا بر سایر تصمیمات بازاریابی تاثیر مستقیم داشته و خط مشی قیمت گذاری و تبلیغات کالابه سیستم توزیع و کانالهای واسطه فروش وابستگی کامل دارد. کانالهای توزیع مجموعه ای ازموسسات وابسته به یکدیگر می باشند که مسئولیت ارائه کالا یا خدمت بر عهده ایشان است.  تولید کنندگان به دلیل عدم توانایی مالی لازم جهت  بازاریابی مستقیم کالای خویش، این کار را به واسطه ها واگذار کرده وبه این ترتیب بهره وری لازم در امر توزیع کالا به بازارهای هدف را افزایش می دهند،

از نقطه نظر اقتصادی نقش واسطه ها تامین کالای درخواستی مصرف کنندگان است که با خرید و عرضه مناسب آن بین عرضه وتقاضای کل بازار تعادل ایجاد می نمایند. کانالهای توزیع وظیفه انتفال کالا از تولید کنندگان به مصرف کنندگان را بر عهده داشته و از نظر زمانی،مکانی و مالکیت، فاصله بین آنها راپرمی کنند.

 

1. وظایف  کانالهای توزیع:

۱-جمع آوری و توزیع اطلاعات مربوط به تحقیقات بازار که برای برنامه ریزی تولید بسیار مورد نیاز است.

۲- تهیه و نشر اطلاعات ترغیب کننده و تبلیغات در باره کالا.

۳- جستجو و برقراری ارتباط با خریداران بالقوه.

۴-جور کردن کالاها با نیاز خریدار که شامل تولید، درجه بندی،مونتاژ و بسته بندی آنها می باشد.

۵-دستیابی به توافق بر سر قیمت و سایر شرایط معامله.

۶-حمل و نقل ، توزیع فیزیکی کالا وانبارداری.

۷-تامین وجوه لازم برای هزینه های توزیع کالا.

۸- قبول مخاطرات مربوط به انجام فعالیتهای توزیع کالا.

لازم به ذکر است که هر لایه از واسطه ها که قسمتی از وظیفه تحویل کالا را عهده دار هستند یک سطح کانال توزیع نامیده می شود و تعداد سطوح را نیز طول کانال می نامیم،اگر بین تولید کننده و مصرف کننده هیچ واسطه ای وجود نداشته باشد به آن کانال بازاریابی مستقیم گویند،واسطه ها اغلب از خرده فروشان ،عمده فروشان،دلالان،توزیع کنندگان صنعتی و نمایندگان فروش تشکیل می شوند، تمام سطوح کانال توزیع از طریق جریانات مختلفی با یکدیگر در ارتباطند،جریان فیزیکی کالا، انتقال مالکیت،پرداختها، مبادله اطلاعات و تبلیغات پیشبردی همگی از جمله این جریانات ارتباطی می باشند.

2. مفهوم کانالها

مفهوم کانالهای توزیع فقط به توزیع کالاهای فیزیکی محدود نمی شود،تولید کنندگان خدمات و ایده های نو باید به نحوی محصولات خود را در دسترس جمعبت هدف قرار دهند و برای این منظور از سیستمهای آموزشی و ارائه خدمات بهداشتی استفاده کرده و لذا باید مراکز و نمایندگیهای خاصی را برای این امر ایجاد کنند. به عنوان مثال بیمارستانها و مراکز آموزشی باید در مناطقی استقرار یابند که ارائه خدمات بهداشتی و آموزشی به بهترین نحو امکان پذیر باشد. کانالهای توزیع دارای سیستمهای رفتاری پیچیده ای هستند که در آن مردم و شرکتها برای نیل به اهداف خود بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند. یک کانال توزیع از موسسات ناهمگونی تشکیل شده که با هم متحد بوده ،هر عضو کانال با سایر اعضا وابسته است و در ایفای یک یا چند وظیفه به مهارتهای خاصی دست یافته تا بتواند خدمات مورد نظر را برای رضایت خاطر بازار هدف بخوبی به انجام رساند. عدم توافق بین اعضای کانال در زمینه اهداف و شرح وظایف به تضاد بین کانالهای توزیع می انجامد و این تضاد می تواند بین موسسات واقع در یک سطح کانال یا بین سطوح مختلف بروز کند، گاهی اوقات تضاد درونی کانال از نوع رقابت سالم بوده و باعث نوآوری می شود وگاهی نیز این تضاد به کانال آسیب می رساند. در یک شرکت بزرگ ،ساختار رسمی سازمان خودش وظایف را روشن ساخته و رهبری مورد نیاز برای برطرف کردن اختلافات را معین می کند، در گذشته کانالهای توزیع از مجموعه ای سازمان نیافته تشکیل می شد و از یک رهبری قوی برخوردار نبود ولی در دنیای کنونی، سیستمهای بازاریابی عمودی برای ایجاد رقابت و تحول در بازاریابی سنتی بوجود آمد. یک کانال توزیع سنتی از یک یا چند تولید کننده، عمده فروش و خرده فروش مستقل تشکیل شده و هر یک از اعضای کانال بطور جداگانه در پی به حداکثر رساندن منافع خود بوده و تاثیر قابل توجهی بر هم ندارند اما یک سیستم بازاریابی عمودی از تولید کنندگان ، عمده فروشان و خرده فروشانی تشکیل شده که بصورت یکپارچه عمل کرده و همه اعضای کانال با هم همکاری دارند، در این سیستم ، رفتار عوامل توزیع،تحت کنترل بوده و تضادهای موجود نیز برطرف می گردد.

صرفه جوییهای ناشی از مقیاس  ، افزایش قدرت چانه زنی و حذف خدمات مضاعف از مزایای سیستم بازاریابی عمودی است ، لازم به ذکر است که این سیستم در بازاریابی کالاهای مصرفی کاربرد فراوانی دارد.

3. انواع سیستمهای بازاریابی عمودی  :

۱- سیستم مشارکتی : در این روش مراحل تولید و توزیع ،تحت مالکیتی واحد با هم ترکیب شده و هر گونه تضادی از طریق کانالهای سازمانی برطرف می شود.

۲- سیستم قراردادی : از موسسات مستقلی در سطوح مختلف در بخشهای تولید و توزیع تشکیل شده که با هم قرار داد همکاری داشته و سه نوع می باشند:

الف- گاهی اوقات عمده فروشان با سازماندهی خرده فروشان مستقل ،امکان رقابت آنها را با فروشگاههای زنجیره ای بزرگ فراهم می کنند.

ب- تعاونی های خرده فروشی جهت کار تولید و توزیع به شکل مشترک ،خدمات مختلف خرید،تبلیغات و فروش را با هم انجام داده و سود حاصله به نسبت لازم بین خرده فروشان تقسیم می شود.

ج- سازمانهای امتیازی نیز با اعطای امتیاز فروش به واسطه ها اعم از عمده فروشان،خرده فروشان و شرکتهای خدماتی به مصرف کنندگان سرویسهای لازم را ارائه می دهند.

۳- سیستم اداری : یک نوع سیستم بازاریابی عمودی است که در مراحل تولید و توزیع با استفاده از قدرت شرکا و پشتیبانی واسطه های فروش به کار سیاست گذاری در امر فیمت ها ، تبلیغات ، فروش و توزیع کالای خود می پردازند.

در سیستم بازاریابی افقی دو یا چند شرکت هم سطح برای بهره برداری بیشتر از فرصتهای جدید بازار با هم متحد شده و با ترکیب سرمایه و منابع بازاریابی خود به اهداف قابل توجهی دست می یابند که به تنهایی برای آنها امکان پذیر نیست و معمولا توسط چند شرکت رقیب انجام میگیرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1392ساعت 10:35  توسط مرجان فرآورده  | 

علل موفقیت شرکت سونی

«آکیو موریتا»(AKIO MORITA) در سال 1921 در شهرناگویای ژاپن از خانواده ای مقتدر و متمول زاده شد. با آنکه پدرش انتظار داشت او به عنوان فرزند بزرگ خانواده پای در راه او گذارد و تجارتخانه او را در حرفه صنایع نوشیدنی اداره کند اما «آکیو» از همان کودکی به وسایل الکتریکی و صوتی علاقه مند بــــود و می خواست بداند اشیاء چگونه کار می کنند. رویای او ساخت یک گرامافون الکتریکی بود. به همین دلیل رشته فیزیک را در دانشگاه اوزاکا برگزید. پس از فراغت از تحصیل و در بحبوحه جنگ جهانی دوم که ژاپن درگیر جنگ بود به عنوان افسر نیروی دریایی در دفتر فناوری، کار بـــرروی تکمیل دستگاهها و سلاحهای حرارت یاب و ادوات هدف گیر شبانه را آغاز کرد. در همان جا بود که با مهندس تیزهوشی به نام ماسارو ایبوکا (MASARU IBUKA) آشنا شد. ایبوکا نابغه اختراع بود و در همان زمان شرکتی را به نــام «ابزار دقیق ژاپن» تاسیس کرده و آمپلی فایر نیرومندی ساخته بود که می توانست آشفتگی جریان مغناطیسی در عماق آب را برای زیردریائیها اندازه گیری کند.
پس از بمباران اتمی ژاپن در سال 1945 و پایان یافتن جنگ، موریتا به شهر خود ناگویا برگشت و ایبوکا نیز با هفت کارمند خود که از شرکت قبلی به همراه آورده بود در ساختمانی کهنه و خالی و نیمه ویرانه در توکیو شرکت جدیدی را تاسیس کرد. موریتا پس از مدت کوتاهی برای تدریس به توکیو آمد واطلاع یافت که دوست و همکار او ایبوکا سلسله مقالاتی را در زمینه دستگاههای الکتریکی در روزنامه معروف ژاپنی «آساهی» می نویسد و شرکتی را تاسیس کرده است. او به ملاقات دوستش شتافت و تصمیم گرفت به صورت نیمه وقت و پس از مدت کوتاهی تمام وقت به او بپیوندد و با همفکری یکدیگر شرکت جدید خود را تاسیس کند. ایبوکا 38 ساله و موریتا 25 ساله در سال 1946 شرکت را با نام «شرکت مهندسی مخابرات توکیو»(TOTSUKO) با 500 دلار سرمایه (190.000 ین) و 20 نفر تاسیس کردند. محل فعالیت شرکت طبقه سوم یک ساختمان نیمه مخروبه در منطقه منهدم شده ای قرار داشت که تمامی دیوارهای بتونی آن شکافهای عمیق برداشته بود. بدین ترتیب سنگ بنای شرکت عظیم سونی به همت دو انسان سخت کوش با فعالیت تعمیر رادیو گذاشته شد. 12 سال بعد و پس از دستیابی به موفقیتهای پی درپی در کار برروی محصولات الکتریکی و عرضه فرآورده های صوتی و تصویری نظیر پلوپز برقی، ولت متر، بالش برقی، ضبط صوت، رادیو، تلویزیون و ویدئو، شرکت به نام «سونی» تغییر نام داد. موریتا در سال 1953 اولین سفر خود را به آمریکا و اروپا انجام داد و کمی بعد با فکر گسترش صادرات و کسب و کار سونی به ماوراء مرزهای ژاپن و بویژه آمریکا، به همراه خانواده خود به نیویورک رفت و در سال 1960 شرکت سونی آمریکا را تاسیس کرد. اولین رادیوی ترانزیستوری جهان (TR-55) در سال1956 توسط شرکت ساخته شد و سال بعد کوچکترین رادیوی ترانزیستوری جیبی(TR-63) با ابعاد32 ×71×112 میلیمتر و قیمت 13800 ین عرضه گردید. البته این رادیو کمی بزرگتر از جیب معمولی پیراهن بود و لذا موریتا پیراهنی با جیب بزرگتر برای خود تهیه کرده بود که بتواند عنوان جیبی را برای آن اثبات کند قیمت صادراتی این رادیو39/95 دلار بود. اولین تلویزیون ترانزیستوری مدل 8 اینچی(TV8-301) در سال 1959 و کوچکترین و سبک ترین تلویزیون (TV5-303) در سال 1962 و بالاخره تلویزیونهای رنگی کروماترون در سال 1964 و ترنیترون در سال 1968 ساخته و عرضه گردید.
شمارش تعداد محصولاتی که این شرکت از آغاز تاسیس تاکنون ابداع و به بشریت عرضه داشته مشکل است و علاوه بر مواردی که برشمرده شد، ویدئو، دیسک فشرده، فلاپی دیسک، نوارهای ویدئوئی بتاماکس، واکمن، تلویزیون دستی کوچک، پخش استریو، دوربینهای فیلمبرداری 8 میلیمتری، دوربینهای عکاسی و دهها اختراع دیگر را شامل می شود.
در مدت همکاری این دو یار باوفا، ایبوکا انرژی خود را بر روی انجام تحقیقات فناوری و توسعه محصول متمرکز کرد و موریتا دست به گسترش سونی در مناطق مختلف دنیا، جهانی سازی شرکت و توجه به مسائل مالی، توسعه منابع انسانی و ورود به دنیای نرم افزار زد. موریتا پیشتاز طرح ایده جهانی شدن شرکتها بود و برای گسترش شرکت خود به بسیاری نقاط دنیا رفت وآمد می کرد. او شناخته شده ترین ژاپنی در آمریکاست که جوایز متعددی را دریافت کرده است.
تونایی او در مطالعه و شناخت دو فرهنگ شرقی و غربی و ترکیب جنبه های خوب آن با یکدیگر شگفت انگیز بود.
موریتا در سال 1959 عنوان نایب رئیس سونی را داشت و در سال 1971 به ریاست سونی رسید و تا سال 1994 که به عنوان ریاست افتخاری سونی بازنشسته شد در سمتهای مختلف ریاست، مدیریت عامل و ریاست هیئت مدیره فعالیت کرد. ایبوکا دوست و همکار او در بنیانگذاری شرکت در سال 1997 درگذشت. چهارسال قبل از آن، موریتا به هنگام بازی تنیس دچار حمله قبلی شد و تا سال 1999 که در 78 سالگی جهان را وداع گفت صندلی چرخدار سوار می شد. موریتا مسیر زندگانی و نظرات و افکار خود را در زمینه کسب و کار صنعت الکترونیک و فناوری برتر در کتابی به نام «ساخت ژاپن» در معرض استفاده همگان قرار داده است. همت والای او و دوست و همکار و همراهش ایبوکا، از خاکسترهای ویرانه های جنگ جهانی دوم، شرکتی جهانی را پدید آورد که رهبری بلامنازع اختراعات پی درپی و عرضه محصولات و وسایل الکترونیکی صوتی و تصویری و فناوری اطلاعات را در اختیار خود گرفت و در سال 2003 با 161100 نفر کارمند، فروش 62 میلیارد دلاری را به دست آورد.

1. متن مصاحبه با "آکیو موریتا"

در چه خانواده ای متولد شدید؟
- هنگامی که به عنوان اولین فرزند خانواده در سال 1921 متولد شدم امور تجاری از رونق خوبی برخوردار بود. ما خانواده ثروتمندی بودیم و در خانه بسیار بزرگ و بی حصاری در یکی از بهترین محله های مسکونی شهر ناگویا زندگی می کردیم. خانواده من دیندار و پارسامنش بود و معمولاً در خانه مراسم مذهبی برگزار می کردیم و سنتها در خانواده ما اهمیت داشت.
پدرتان چگونه آدمی بود و چه نقشی در تربیت شما ایفا کرد؟
- پدرم در تربیت من بسیار دست و دل باز بود. اما بااین همه من مسئولیتهای پسر ارشد خانواده را به عهده داشتم و او مصمم بود که به من امور بازرگانی را بیاموزد تا از همان آغاز زندگی شروع به کار کنم. پدرم همیشه علاقه مند به فناوری جدید و وارداتی و محصولات خارجی بود. او با واردکردن ماشین های فورد، سرویس تاکسیرانی را آغاز کرد. ما در خانه ماشین لباسشویی جنرال الکتریک و یخچال وستینگهاوس داشتیم. گرچه خانواده ما دارای برخی ویژگیهای غربی بودند، با وجود این نخستین تاثیر نیرومند روی زندگی من از طرف عمویم بود که پس از چهارسال زندگی در خارج از پاریس برگشته بود.
چه درسهایی از زندگی خانوادگی آموختید که بعدها شما را در مدیریت شرکت یاری رساند؟
- پدرم عادت داشت بگوید که تمام ثروت جهان نمی تواند به شخص آموزش و فرهنگ بدهد مگر اینکه شخص خود تصمیم بگیرد که بنشیند و سخت مطالعه و تحصیل کند. سخت کوشی، داشتن پشتکار و خوشبینی از جمله صفاتی هستند که از اجدادم به من به ارث رسیده است. به من هشدار می دادند که در مورد تصمیم گیریهای خود و نیز درباره دستورهای خود به دیگران بسیار دقیق باش و مسئولیت تمام کارها را به عهده بگیر. به من آموختند که سرزنش زیردستان و تقصیر مشکلات را به گردن کسی انداختن و در واقع در صدد یافتن قربانی برآمدن بی فایده است. موضوع مناسب از دیدگاه اندیشه ژاپنی که در خانه آموخته بودم عبارت بود از استفاده از انگیزه های مشترک با مردم در انجام کارهایی که به سود هردو طرف است. متوجه شدم که در کار با کارمندان خود هر مدیری احتیاج دارد خصوصیاتی نظیر صبروحوصله و درک و فهم را ترویج دهد. نمی توان حرکتهای خودخواهانه ای انجام داد یا زیردستان را به دیده تحقیر نگریست. این مفاهیم بودند که در توسعه فلسفه مدیریت مرا یاری رساندند و من براساس آن توانستم چه در گذشته و چه در حال حاضر به شرکت خود خدمت کنم.
با دنیای کسب و کار چگونه و از چه زمانی آشنا شدید؟
- هنگامی که در ده یازده سالگی بودم، پدرم برای اولین بار مرا به دفتر کارخانه خود برد و به من نشان داد که شرکت چگونه اداره می شود. مجبور بودم در تمام مدت دراز و خسته کننده جلسه هیئت مدیره در کنار پدرم بنشینم. در حالی که هنوز در مدرسه ابتدایی بودم با گفت و شنودهایی که درباره کارهای تجاری شرکت بود آشنا شده بودم. از آنجا که پدر من رئیس شرکت بود از مدیران دعوت می کرد که برای دادن گزارشهای لازم و برگزاری جلسات به خانه ما بیایند و اغلب اصرار داشت که من هم در جلسات حضور داشته باشم و به دقت به آنچـــــه گفته می شود گوش فرا دهم. اغلب می گفتند که تو از حالا رئیس شرکت هستی، پسر ارشد خانواده هستی، این را به خاطر داشته باش.
علاقه مندی به وسایل الکتریکی چگونه در شما پدید آمد؟
- مادر من به موسیقی کلاسیک غربی بسیار علاقه مند بود و صفحات بسیاری را برای گرامافون قدیمی خود می خرید. من براین باورم که به خاطر مادرم بود که در من علاقه به وسایل صوتی الکتریکی پدید آمد. پدرم عقیده داشت اگر کسی موسیقی را دوست دارد باید به صدای خوب دسترسی داشته باشد.
بنابراین، هنگامی که نخستین گرامافون جدید به بازار آمد اولین نفر در منطقه ما بود که برای خرید آن پول فراوان خرج کرد. صدای کاملاً متفاوت دستگاه جدید نسبت به دستگاه قدیمی مکانیکی مرا گیج و متحیر کرد.
خود شما هم در آن دوران آیا وسوسه شدید که دست به کار ساختن چیزی شوید؟
- من از اکتشاف جدید وسوسه شدم و سوالات بسیاری در ذهنم پدید آمد. شروع به خرید کتابهایی درباره وسایل الکتریکی کردم. رویای من این بود که یک گرامافون الکتریکی بسازم و صدای خود را روی صفحه ای ضبط کنم. بالاخره به سختی موفق شدم به تنهایی یک گرامافون زمخت و یک رادیو بسازم حتی توانستم صدای خود را روی صفحه ای ضبط کنم و سپس در گرامافون الکتریکی خود به آن گوش دهم.
چگونه با ایبوکا آشنا شدید؟
- یکی از پژوهشگران غیرنظامی در گروه ما، مهندسی بسیار تیز در زمینه الکتریسیته بود که در آن زمان مدیریت شرکت خود «شرکت ابزار دقیق ژاپن» را برعهده داشت و مقدر بود که در زندگی من نفوذ بسیار زیادی داشته باشد.
ماسارو ایبوکا مدت 13 سال مافوق من بود و اکنون مدتهاست دوست بسیار نزدیک، همکار وشریک من است. و شرکت سونی را با هم تاسیس کـــرده ایم. او در شرکت خود آمپلی فایر نیرومندی اختراع کرده بود. او در شرکت خود در ایالت ناگونا در حدود 1500 نفر را در استخدام خود داشت که دستگاههای کوچک مکانیکی می ساختند که فرکانس رادار را کنترل می کرد. اما ایبوکا از نظر شغلی چندان راضی به نظر نمی رسید و به رئیس شرکت خود گفت که می خواهد به توکیو باز گردد. ایبوکا کار آزمایشگاههای مخابراتی را با هفت کارمند که از کارخانه ناگویا با خود آورده بود در ساختمانی کهنه و خالی در میان ویرانی و خرابی به جا مانده از بمباران شهر توکیو آغاز کرد.
ایبوکا چه شخصیتی داشت که شما جذب او شدید؟
- ایبوکا شخصی است که دارای توانایی رهبری بزرگی است. او مردم را به خود جذب می کند و آنان دوست دارند با او کارکنند. در واقع تاریخچه شرکت ما سرگذشت گروهی از مردمی است که سعی می کنند ایبوکا را کمک کنند تا بتواند به رویاهایش جامه عمل بپوشاند. او هرگز به مدیریت فردی اعتقاد نداشت. نه تنهـــــا هوش و قریحه ابتکاری ایبوکا در زمینه های فناوری بلکه توانایی او در هدایت مهندسان جوان و جسور و تبدیل آنان به مدیران پخته ای که به آنان امکان همکاری در فضایی را داد که همه کس با آزادی می توانست نظرات خود را بیان دارد همگان را به شدت تکان داد. منابع ایبوکا در مغز او قرار داشت. گروه کوچکی افسرده و دلتنگ از سوخته شدن انبار شرکت، جلساتی را تشکیل می دادند و هفته ها سعی می کردند تا بررسی کنند که این شرکت جدید چه کار سودآوری می تواند انجام دهد.
اولین محصولات این شرکت چه بود؟
- فکر ایبوکا این بود که چیز نوینی بسازد. گروه بالاخره تصمیم گرفتند روی دستگاه پلـوپز ساده ای کار کنند. گرچه مدل های آزمایشی بسیاری ساختند اما هرگز طرح آن را تکمیل نکردند. دستگاه مزبور ظرف چوبی ساده ای بود که سیم مارپیچی شکل به ته آن وصل شده بود. کار پلوپز بستگی به رطوبت برنج داشت تا جریان برق را به کار اندازد و برنج را بپزد و جریان برق قبل از ته دیگ بستن و اتمام رطوبت برنج قطع شود. البته ایبوکا دارای فکر و اندیشه دیگری بود: رادیوهای موج کوتاه که با طرح او شما با یک رابط ساده، آداپتور موج کوتاه به رادیوی استاندارد موجود وصل می شد و آن را به موج کوتاه تبدیل می کرد. این محصول نو، خواهان بسیار پیدا کرد و باعث بالارفتن اطمینان و اعتماد کارمندان شرکت شد.
پس از پایان جنگ به شهر خود ناگویا برگشتید و از ایبوکا جدا شدید.چطور شد که مجدداً به ایبوکا پیوستید؟
- وقتی برای تدریس به توکیو آمدم به ملاقات او در محل کارش رفتم. تصمیم گرفتم در شــــرکت جدید ایبوکا به صورت محقق نیمه وقت نقشه ها و طرحهایی برای تشکیل شرکت جدید خودمان کار کنم. وقتی برای تاسیس شرکت جدید خود «شرکت مهندسی مخابرات توکیو» منابع سرمایه گذاری خود را بررسی کردیم مجموعاً 500 دلار می شد. در آن روزها برای گرفتن وام به پدرم متوسل می شدیم و بعد تصمیم گرفتیم از سهام شرکت به او بفروشیم.
چرا از تدریس دست کشیدید؟
- مسئولان آمریکایی تصمیم گرفتند تمام معلمان مدارس را که زمان جنگ پرسنل کادر ارتش یا نیروی دریایی بودند تصفیه کنند و من یکی از آنان بودم چون افسر فنی نیروی دریایی سلطنتی بودم. تصفیه برای من خبر خوبی بود چون اصلاً به تدریس علاقه نداشتم و علاقه مند بودم که در شرکت جدید به طور تمام وقت کار کنم.پس از پیوستن به ایبوکا اولین اقدام شما چه بود؟
- شرکت جدید ما رسماً در هفتم ماه مه 1946 تشکیل شد. ایبوکا و من اغلب درباره مفهوم شرکت جدید به عنوان یک مبتکر گفت وگو کرده بودیم و به این نتیجه رسیده بودیم که شرکت نوآور دست به تولید ابتکاری محصولات مبتنی بر فناوری جدید می زند.
تنها ساختن رادیو کمال مطلوب ما نبود و نظر ما را تامین نمی کرد. البته ما مجبور بودیم اجناس و خرید مایحتاج و آوردن لوازم و مواد اولیه برای کارخانه را انجام دهیم. هم کار اجرایی را خود انجام می دادیم و هم به بارکردن اجناس توزیعی به کامیون کمک می کردیم و هم کامیون را هل می دادیم تا راه بیفتد. هم اجناس را توزیــع می کردیم و هم پیغامها را می رساندیم. سال بعد از محل قبلی شرکت به ساختمانی قدیمی و فرسوده منتقل شدیم. به هرجا که نگاه می کردی خرابه های ناشی از بمباران مشاهده می شد. شکافهای زیادی در سقف وجود داشت. مواقع بارانی باید چتر بالای سر میزهایمان می گرفتیم. گرچه از مرکز شهر دور بودیم اما در اینجا بیشتر از ساختمان قبلی استقلال و جا داشتیم. اقوام که برای دیدن من می آمدند با دیدن آن اوضاع بد و ناجور شوکه می شدند چرا که من در ناگویا مثل پسر رئیس یک شرکت معتبر زندگی می کردم.
اولین محصول شرکت جدید شما چه بود؟
- ایبوکا تصمیم گرفته بود محصول کاملاً جدید مصرفی برای ژاپن تولید کند: یک ضبط صوت با نوار سیمی. ما نمونه هایی از این ضبط صوت را که ساخت آلمان بود دیده بودیم. البته جواب رد شرکت سومیتومو که توانایی تولید سیم فولادی مورد نیاز ما را داشت به نفع ما تمام شد زیرا در آینده ضبط صوت نوع دیگر و البته بسیار بهتر وجود داشت یعنی ضبط صوت نواری که در آن زمان از این موضوع بی اطلاع بودیم.
متر شما امکانات تهیه و ساخت نوار مغناطیسی را در آن زمان داشتید؟
- نه، دستگاه ضبط صوت نواری چیزی بود که ایبــوکا می خواست شرکت ما تولید کند. او می خواست یک ضبط صوت نواری برای ژاپن بسازد. اما نوار در واقع بخش اصلی پروژه ما بود که به نظر یک معما می نمود. کسی در ژاپن تجربه ای در خصوص نوار ضبط مغناطیسی نداشت. اکنون برایم باورنکردنی است که چگونه ایبوکا و من توانستیم به طور دستی آن نوار را بسازیم.
چگونه؟
- ما مواد پلاستیکی نداشتیم. تنها سلوفن داشتیم. کوره برقی برای حرارت دادن موادشیمیایی نیز نداشتیم. معجون اگزالیک آهن را در یک تابه ریختیم و با قاشق چوبی به هم زدیم و آن را با لاک الکلی ژاپنی مخلوط کردیم و با قلم موی ظریف نوار را رنگ زدیم. با تعجب مشاهده کردیم از این طریق بهترین نتیجه مطلوب را به دست آوردیم. ما از این کار خود مغرور بودیم. در آن زمان 45 نفر در کارخانه ما کار می کردند که بیش از یک سوم آنان فارغ التحصیل دانشگاه بودند. چند سال بعد شرکت IBM نوار مغناطیسی ما را به عنوان بهترین نوار ذخیره سازی اطلاعات رایانه ای انتخاب کرد.

در فروش محصول جدید چه مشکلاتی داشتید؟
- اولین مشکل ما جعبه بسیار بزرگ سنگین 35 کیلوئی و قیمت 170/000 ین دستگاه ضبط صوت بود. ما 50 عدد از این دستگاهها را برای بازاری درست کردیم که به نظر می رسید وجود داشته باشد اما نتوانستیم آن را بفروشیم. ما هر دو مهندس بودیم و رویای موفقیتهای بزرگی را در سرداشتیم. فکر می کردیم با ساختن یک کالای منحصر به فرد می توانیم ثروتی کسب کنیم اما متوجه شدیم که دانش فناوری منحصر به فرد برای ایجاد یک دادوستد موفق کافی نیست، باید محصولات خود را بفروشی. ما شروع به ساختن یک مدل قابل حمل ونقل و جذاب تری کردیم که اطمینان بیشتری جلب کرد. اندیشه های نو بالاخره پذیرفته شدند.
چگونه به فکر ساخت دستگاه ویدئو افتادید؟
- اولین دستگاه ضبط ویدئوئی برای ایستگاههای پخش برنامه، بسیار بزرگ و تقریباً به اندازه یک اتاق و به قیمت 10/000 دلار یا بیشتر بود. آنها از نوارهایی به عرض دواینچ و ریلهای باز استفاده می کردند که واقعاً سنگین و موجب دردسر بود. ما مجبور بودیم ویدئوهای کوچکی را طرح ریزی کنیم که مردم بتوانند آنها را در خانه هایشان جای دهند. ایبوکا یک دستگــــاه واقعاً کوچک و یک کاست ساده می خواست. پس از بازگشت از مسافرت آمریکا، روزی گروه توسعه ویدئو را به دفترش دعوت و تاکید کرد که پروژه ویدئو مهمترین پروژه شرکت است و کتاب جیبی را که در فرودگاه نیویورک خریده بود از جیب خود بیرون آورد و گفت این اندازه مورد نظر من است. دست کم یک ساعت برنامه در کاستی با این اندازه جا می گیرد. این امر موجب شد که سیستم بتاماکس به وجود آید.  
چگونه وارد وادی ترانزیستور و ساخت رادیو وتلویزیون شدید؟
- در سال 1948 من و ایبوکا درباره کار ویلیام شاکلی در آزمایشگاههای بل(BELL) چیزهایی خوانده بودیم و درنظر داشتیم دانشمندان و تکنسین های خود را به کار توسعه ترانزیستور با فرکانس بالا برای استفاده در رادیو بگماریم. ما در نظر داشتیم ترانزیستـور را جایگزین لامپ های بزرگ، داغ و غیرقابل اطمینان کنیم. ترانزیستور به ما این امکان را می داد که نه تنها وسایل برقی را کوچکتر کنیم بلکه مصرف برق را نیز پایین آوریم. 
اولین تلویزیون رنگی را چگونه ساختید؟
- ما تجارب فراوانی در مورد تلویزیون سفید و سیــــاه داشتیم. ما روی لامپ مخصوص کار می کردیم. طرح جدیدی که موفق به اختراع آن شدیم ترینیترون نام گرفت. رقبای ما از سیستم سه لوله پرتاب الکترون جداگانه در پشت لامپ تصویر استفاده می کردند. ما هرسه لوله را داخل یک لوله جا دادیم و آنها را به وسیله یک لنز بزرگ به جای لنزهای متعدد متمرکز کردیم. ما به سوی تراکم و فشردگی گام برمی داشتیم. سیستم ما دوبرابر شفاف تر بود و نیروی برق کمتری مصــرف می کرد. ما در ساختن تلویزیون های کوچک هیچ رقیبی نداشتیم. در اثر کوشش در اختراع سیستم تلویزیون رنگی و توسعه ترینیترون در سال 1972 از طرف آکادمی ملی علوم و هنرهای تلویزیون آمریکا جایزه به سونی داده شد.
بدین ترتیب شرکت کوچک شما به سرعت رشد یافت و وارد فضاهای جدید کاری شد.
- بله، در حالی که شرکت ما بالغ تر و پخته تر می شد وارد نوع تازه ای از جنگ شدیم که آموزشهای زیادی درباره دادوستد بین المللی که در حال توسعه آن بودیم به من داد. شرکت ما کم کم گسترش پیدا می کرد بنابراین به یک ساختمان همجوار و بادوام تر نقل مکان کردیم. در سال 1949 پنجاه درصد حق ثبت سیستم فرکانس بالای AC را که از آن شرکتNEC بود خریدیم و با آن شرکت شریک شدیم.
هدف و ره آورد اولین سفر شما به آمریکا و اروپا چه بود؟
- ما ساختن یک رادیو کوچک را که در داخل جیب پیراهن جا گیرد هدف خود ساختیم. من در سال 1953 برای آخرین مذاکره برای امکان مجوز گرفتن فناوری جدید به نیویورک رفتم. همچنین می خواستم ببینم وضع دنیا چیست و جایگاه شرکت جدید ما کجاست. بنابراین، برنامه ریزی کردم که پس از تکمیل کارم در نیویورک، از اروپا نیز دیدن کنم. از کارخانه های فولکس واگن، مرسدس بنز، زیمنس و شرکتهای کوچک بسیاری بازدید کردم. بازدید از شرکت فیلیپس هلند به من بینش تازه و دلگرمی داد. به مجسمه دکتر فیلیپس درجلو ایستگاه راه آهن خیره شدم. پیوسته در این فکر بودم که چگونه مردی که در محلی بسیار کوچک و دوردست نظیر آن شهر دریک مزرعه کشاورزی متولدشده توانسته است کارخانه عظیمی نظیر آن را با فناوری بسیار بالا و باشهرت و اعتبار جهانی بنیاد کند. فکر کردم شاید ما هم بتوانیم چنین کاری را در ژاپـن انجام دهیم. کاملاً یک رویا بود اما در نامه ای از هلند به ایبوکا نوشتـم. اگر فیلیپـس توانسته است همچون کاری را انجـام دهد پس ما نیز می توانیم.
بالاخره چه زمانی توانستید رادیو را به بازار عرضه کنید؟
- ما موفق شدیم اولین رادیو ترانزیستوری خود را در سال 1955 تولید کنیم و نخستین رادیو کوچک جیبی را در سال 1957 به بازار بفرستیم. آن رادیو کوچکترین رادیوی دنیا بود. رادیوی کوچک و ظریف ما نام و علامت مخصوص سونی را به همراه داشت. ما طرحهای بزرگی برای وسایل الکترونیکی ترانزیستوری در آینده داشتیم که موفقیت رادیو کوچک جیبی ما سرآغاز موفقیتهای آتی ما به شمار می رفت.
پس از آن چه موفقیتهایی را داشتید و چه محصولاتی را به بازار عرضه کردید؟
- رادیو ترانزیستوری، تلویزیون دستی کوچک، پخش استریوئی، واکمن، واچمن، پخش دیسکت، دیسکمن. ما استریو را در ژاپن معرفی کردیم. اولین ضبط و پخش ویدئو خانگی را ساختیم. ما سیستم ترینیترون و روش تازه تزریق تصویر رنگی در لامپ تصویری را اختراع کردیم. ما فلاپی 3/5 اینچ رایانه را ابداع کردیم. به وسیله دوربینهای ویدئوئی دستی و دستگاههای پخِش ویدئوئی، جمع آوری اطلاعات و اخبار تلویزیونی را به طور انقلابی تغییر دادیم. در ساختن دوربین عکاسی بدون فیـــلم موویکا که از سیستم دیسکتی استفاده می کند پیشرو بودیم و دستگاه فیلمبرداری هشت میلیمتری را اختراع کردیم. اینها تنها اندکی از وسایل ساخت شرکت ما بود که به سادگی قابل تشخیص است.
بدین ترتیب شما نقش الگو و پیشرو را برای شرکتهای دیگر داشتید.
- ما محصولاتی را به بازار عرضه می کردیم که پیش از آن هرگز تولید نشده بود و به عنوان یک شرکت پیشرو به تدریج شهرت و اعتبار کسب می کردیم. در واقع برخی ما را خوکچه هندی صنعت الکترونیک می نامیدند. هنگامی که ما کالای جدیدی را تولید می کردیم صنایع غول منتظر می شدند ببینند محصول جدید ما موفقیت کسب می کند یا نه، آنگاه پس از موفقیت کالا از کوششهای ابتکاری ما سوء استفاده می کردند و مشابه آن را ساخته و با عجله به بازار می فرستادند.
نقش تحقیق و توسعه در دستیابی به این موفقیتها تا چه اندازه بوده است؟
- نظر ما این است که به جای اینکه از مردم بپرسیم چه چیزهایی مورد نیازشان است با ارائه محصول جدید آنان را به دنبال خود بکشیم زیرا مردم نمی دانند چه کارهایی امکان پذیر است در حالی که ما می دانیم. بنابراین، به جای آنکه پول هنگفتی را صرف هزینه تحقیقات بازاریابی کنیم فکر و اندیشه خود را روی تولید محصـــولات جدید و استفاده از آنها متمرکز می سازیم و می کوشیم با آموزش مردم و برقراری ارتباط با مردم برای فروش محصولات خود بازار خلق کنیم.
چطور شد که نام سونی SONYرا برای شرکت و محصولات خود انتخاب کردید؟
- در مسافرت نخست خود به خارج در سال 1953 متوجه شده بودم که نام کامل ما، به ژاپنی، نام خوبی برای گذاشتن روی محصولات نبود. هیچ کس در خارج نمی تواند این گونه نامها را تلفظ کند. ترجمه انگلیسی یعنی شرکت مهندسی مخابرات ژاپن نیز بیش از حد بدترکیب بود. باید چیز ابتکاری ارائه دهیم و نام تازه ای پیدا کنیم که هردو کار را انجام دهد یعنی هم نام شرکت ما و هم علامت تجاری ما باشد. ایبوکا و من مدت درازی فکر کردیم و دهها و دهها نام را بررسی کردیم و به فرهنگها مراجعه کردیم تا درباره نام شرکت تصمیم گرفتیم. کلمه لاتین SONUS را پیدا کردیم که به معنی صداست. مناسب بود زیرا کار ما پر از صدا بود. بنابراین، روی کلمه SONUS کار کردیم. در آن ایام برخی کلمات انگلیسی و غیرادبی متداول شده بود مثلSONNY یاSONNY-BOY که برخی به جوانان باهوش خطاب می کردند. اما متاسفانه کلمهSONNY به تنهایی در زبان ژاپنی به معنای از دست دادن پول فراوان بود. مشکل را مدتی سبک و سنگین کردیم و پاسخی یافتیم. آیا بهتر نیست یک حرفN را برداریم و صرفاًSONY بنویسیم. نتیجه کاملاً مثبت بود. نام جدید این امتیاز را داشت که هیچ معنایی در هیچ زبانی نداشت به جز همان مفهوم . به خاطر سپردن آن نیز آسان بود. در ژانویه 1958 ما رسماً نام شرکت خود را به «شرکت سهامی سونی»(SONY CORPORATION) تغییر دادیم و در دسامبر در بازار بورس نیویورک پذیرفته شد. نام سونی را در 170 کشور و منطقه و در مقولات متعدد و نه تنها در الکترونیک به ثبت رساندیم.
هیچوقت به فکر افتاده اید این نام را تغییر دهید؟
- در سی و پنجمین سالگرد شرکت ما فکر کردیم بهتر است در مارک تجاری خود تجدید نظر کنیم وشکل و سبک حروف SONY را تغییر دهیم. یک مسابقه بین المللی گذاشتیم و صدها پیشنهاد را دریافت کردیم. پس از مطالعه و مرور همه پیشنهادها تصمیم گرفتیم تغییری در مارک خود ندهیم. SONY هنوز جالب به نظر می آمدو ما به این نتیجه رسیدیم و هنوز هم قبول داریم سری که درد نمی کند نباید بدون دلیل دستمال بست.
چشم انداز شرکت را چگونه ترسیم کردید؟
- من و ایبـــوکا در یک بیانیه فلسفی و دید آینده نگری در آغاز کار شرکت نوشتیم: اگر امکان داشت که شرایطی را ایجاد کنیم که افراد بتوانند با روحیه کار گروهی شرکت متحد شوند و استعدادهای فناوری خود را در سطح مطلوب تجربه کنند آنگاه چنین سازمانی می تواند خوشحالی بی حد و حصر و منافع فراوانی را به ارمغان آورد.
چه چیزی را به عنوان شعار شرکت برگزیدید؟
- شعاری که به آن اعتقاد داشتیم «روحیه سونی» بود. ما می گفتیم سونی یک شرکت پیشگام است و قصد ندارد دنباله رو دیگران باشد. سونی با پیشرفت و ترقی خود می خواهد در خدمت دنیا باشد. شرکت سونی همواره در جستجوی ناشناخته ها خواهد بود.
شعبه شرکت سونی را چه زمانی در آمریکا تاسیس کردید؟
- من عملاً در حال رفت و آمد بین توکیو و نیویورک بودم. به عنـــوان معاون مدیرعامل نمی توانستم مدت طولانی از توکیو دور باشم اما به عنوان کسی که شعبه شرکت خود را در آمریکا تاسیس می کند نیز نمی توانستم مدت درازی در توکیو بمانم. تصمیم گرفتم شعبه شرکت خود در آمریکا را به نام شرکت سونی آمریکا تاسیس کنم. ما شرکت را با سرمایه 500/000 دلار در 1960 به طور رسمی تاسیس کردیم و 16 ماه بعد دو میلیون سهم شرکت سهامی عام سونی را در بازار بورس آمریکا عرضه کردیم. ما اولین شرکت ژاپنی بودیم که سهام خود را در آمریکا عرضه می کردیم.
چگونه بازارهای آمریکا را تسخیر کردید؟
- ما بازارهای آمریکا را تسخیر نکردیم هر چند گاهی چنین برداشت می شود. ما تنها بهترین محصولات خود را به آمریکا فرستادیم. محصولاتی که از نظر کیفی و قیمت مناسب تشخیص داده شده بود.
چه عواملی در موفقیت یک سازمان موثر است؟
- آنچه مورد نیاز است اندیشه خلاق بشری، کشف و شهود باطنی و رشادت است و شرکت ما از همان آغاز همه آنها را داشت و هنوز هم دارد.
اما گفته می شود ژاپنی ها بیشتر مقلد و دنباله رو هستند تا خلاق و مبتکر.
- به نظر من بیان اینکه صنایع ژاپن در چهل سال گذشته هرآنچه انجام داده اند چیزی جز خلاقیت بوده حرف ابلهانه ای است. ما همه، چه بچه ها، چه دانش آموزان و چه نوآموزان دنیای کسب و کار از طریق تقلید یاد می گیریم. سپس رشد می کنیم و می آموزیم که استعدادهای ذاتی خود را با قواعد و اصولی که قبلاً یاد گرفته ایم درآمیزیم.
اصلاً مفهوم اصلی اصطلاح ژاپنی یادگیری (MANABU) عبارت است از تقلید(MANEBU) . در چهاردهه گذشته ژاپن برای فناوری دست خود را به هرسو دراز کرد. ما فناوری را برای استفاده مستقیم خویش خریداری می کردیم و برمبنای آن پیشرفت کردیم. کارخانه فولادسازی ژاپن از اتریش فناوری تزریق اکسیژن خریداری کرده اما در کمتر از یک دهه، شرکتهای ژاپنی فناوری فولادسازی پیشرفته را به همان کارخانه ها می فروختند. مثال دیگر در سونی است که ما ترانزیستور پایه را گرفتیم و با طرح ریزی جدید برای منظور خاص خود ساختیم که مبتکر ترانزیستور اصلاً تصورش را هم نکرده بود.
اولین جایزه نوبل برای یک دانشمند ژاپنی، جایزه به پژوهشگر ما لئواساکی بود که اثر پرتاب الکترون را در آزمایشگاه توسعه ما به نمایش گذاشت و پس از 17 سال و البته پس از ملحق شدن به IBM، زمانی که من عضو هیئت مدیره بودم، جایزه را دریافت کرد.
به هرحال این خلاقیت، اگر خلاقیت هم هست اقتباسی است نه مستقل.
- البته همچنان که دکتر کی کوچی مدیر مرکز تحقیقات ما خاطرنشان می سازد خلاقیت متعددی وجود دارد. من می گویم عامل کلیدی در صنعت «خلاقیت» است و سه نوع خلاقیت وجود دارد و خلاقیت در فناوری، خلاقیت در برنامه ریزی تولید و خلاقیت در بازاریابی. داشتن یکی از آن سه بدون دونوع دیگر نوعی نابودی خود در کسب و کار است.
باید تاکید کنم که یک مشخصه منحصر به فرد توسعه فناوری ژاپن استقلال آن از فناوری دفاعی است. ما در بازار مصرف -و نه در صنعت دفاعی- تغییرات دایمی ایجاد کرده ایم، اختراعات فناوری را از طریق فناوری مورد استفاده تجاری به داخل آورده ایم. به علاوه در ژاپن تحقیقات بسیار پیشرفته مهندسی و علمی از طرف دانشگاههای ملی انجام یافته و نه دانشگاههای خصوصی. مسئولیت عمده تحقیق را صنایع خصوصی در ژاپن برعهده دارد. در سال 1984 تنها 22 درصد هزینه تحقیق و توسعه در ژاپن برعهده دولت بود و بقیه را سرمایه گذاران تجاری پرداخت کرده بودند. ممکن است آدم فکر خوبی داشته باشد، اختراع جالبی بکند اما باز هم فرصت را از دست بدهد. بنابراین، طراحی یک تولید که به معنای این است که تصمیم بگیریم از فناوری در یک کالای خاص چگونه استفاده کنیم نیاز به خلاقیت دارد.
نقش خلاقیت در بروز استعدادهای آدمی را چگونه ارزیابی می کنید؟
- اگر آدم مجبور نشود ذهن خود را به کار وادارد به تدریج ذهنش تنبل بارآمده و استعدادهای بالقوه اش از بین می رود. هنگامی که شما کارکنان آماده، باهوش و پرارزش در شرکت خود دارید گام بعدی ایجاد انگیزه در آنان است که خلاقیت داشته باشند. ما همواره از کارمندان خود خواستار تفکر ابتکاری بودیم و تا حد زیادی به آن دسترسی پیدا کرده ایم. از نظر مدیریت این امر بسیار اهمیت دارد که چگونه می توان خلاقیتهای بالقوه مردم را آشکار کرد. به نظر من همه دارای نیروی خلاقیت هستند اما تعداد کمی از مردم می دانند که چگونه از این نیرو استفاده کنند.
راه حل مشخص شما برای به فعل رساندن این خلاقیت چیست؟
- راه حل من برای تجلی خلاقیت همیشه این بوده که هدفی را مشخص کنیم. بهترین مثال این راه حل پروژه آپولو در آمریکا بود. هنگامی که شوروی اولین ماهواره خود اسپوتینگ را به فضا فرستاد و سپس اولین انسان را به فضای بیرون از کره زمین اعزام داشت، آمریکا را به شدت تکان داد. اما وقتی رئیس جمهور کندی هدف روشن «مسافرت به کره ماه در ده سال آینده» را تعیین کرد همه صحنه عوض شد. هدف مزبور چالش روشنی بود. برای رسیدن به یک هدف، مردم خلاقیت پیدا می کنند. مدیران باید هدفها را معین و در جهت دسترسی به آنها حرکت کنند و کارکنان مستعد اولویت یابند. بدون هدف نمی توان انتظار موفقیت داشت. اگر ما تنها یک هدف روشن داشته بــــاشیم می توانیم تلاشهای خود را متمرکز سازیم. هنگامی که شرکت ما شروع به کار کرد ایبوکا گفت که «بهتر است ضبط صوت بسازیم». ما این هدف را در نظر گرفتیم. در مورد ویدئو نیز ما در راه رسیدن به هدف خود یعنی استفاده از آن در خانه ها شروع به فعالیت کردیم تا آنها را برای استفاده در خانه آماده سازیم. اما کسی دقیقاً نمی دانست حدکوچک کردن آن چیست. تااینکه ایبوکا در یک کنفرانس، کتابی را روی میز گذاشت و گفت اندازه موردنظر ما این است.
آیا پول می تواند به عنوان انگیزه بروز خلاقیتها در کارکنان مورد استفاده قرار گیرد؟
- من معتقدم این اشتباه بزرگی است که آدم فکر کند پول تنها وسیله پاداش در قبال کار مشخص است. درست است که مردم به پول احتیاج دارند اما آنان همچنین می خواهند در محل کار خود خوشحال و از داشتن چنان کاری احساس غرور کنند. بنابراین، اگر ما مسئولیت زیادی را برعهده فرد جوان بگذاریم که حتی عنوان برجسته ای ندارد او باور خواهد کرد که آینده خوبی دارد و با خوشحالی سخت به کار خود ادامه می دهد. اگر شما می خواهید در نیروی انسانی انگیزه ای ایجاد کنید پول موثرترین وسیله نیست. آنان صرفاً به خاطر پول کار نمی کنند. آنان را عضو خانواده خود بدانید و با آنان به مثابه عضو محترم خانواده رفتار کنید.
آیا در دوران کاری خود مرتکب اشتباهاتی در تصمیم گیری یا عمل شده اید؟
- در سال 1964 اولین ماشین حساب الکترونیکی دنیا را در نمایشگاه بین المللی نیویــــورک در معرض تماشا گذاشتیم. فکر می کردیم افزودن این محصول برای حفظ تولید ما فرصت خوبی است. اما وقتی مشخص شد دیگران قیمتـــها را به طور خطرناکی پایین می برند تا سهمی از بازار را به دست آورند ما ساختن ماشین حساب را متوقف کردیم. باید بگویم که در گرفتن تصمیم برای بیرون آمدن از خط تولید ماشین حساب تا حدی شتاب به خرج داده بودیم. اگر ما به تولید ماشین حساب ادامه می دادیم این امکان را داشتیم که تجارب اولی خود در فناوری دیجیتالی را برای استفاده در رایانه های شخصی و کاربردهای صوتی و ویدئوئی توسعه دهیم. در اثر توسعه فنون ما مجبور شدیم این فناوری را بعدها به دست آوریم. خوشبختانه من از اینگونه تصمیمهای کوتاه مدت اشتباه آمیز زیاد نگرفته ام. 
 اگر کارکنان اشتباه کنند چگونه با آنان برخورد می کنید؟
- من به کارکنان خود می گویم هرچیزی که فکر می کنید صحیح است انجام دهید، اگر اشتباه کنید از آن درسی یاد می گیرید، فقط دوبار مرتکب یک اشتباه نشوید.
برخی مردم فکر می کنند استعداد ژاپنی در ایجاد زیربنای صنعتی کنونی کشور چیزی است که در طول سالهای بعد از جنگ جهانی دوم فراهم شده است. نظر شما چیست؟
- آنان دقیقاً آگاهی به تاریخ ندارند. تحت هدایت دولت و رهبری روشن بینانه امپراتور میجی، ژاپن برای به دست آوردن اندیشه ها و فناوری جدید به سراسر دنیا دست دراز کرد. در واقع ژاپن از اعماق انزوای کشاورزی حرکتهای صنعتی خود را در سه دهه آخر قرن نوزدهم آغاز کرد و در سال 1905 - تنها در طول یک نسل - توانایی اقتصادی و صنعتی ملت به چنان سطحی افزایش یافت که آن ژاپن کوچک با جمعیتی در حدود 30 میلیون نفر در آغاز جنگ جهانی اول، قدرت مهم نظامی و صنعتی آسیا به حساب آید. این حقیقت تاریخی است و من آن را به این دلیل خاطرنشان می سازم که معجزه اقتصادی ژاپن از سال 1945 باید در چشم انداز خود مشاهده شود. *علاوه بر نقش امپراتور میجی که اشاره نمودید، سهم تعاون ملی در تحول ژاپن چه بوده است؟
- تمام ژاپنی ها پس از پایان جنگ در بازسازی ملت و کارخانه های صنعتی آن به طور مشترک کوشش کردند و برای اولین بار در تاریخ ثمره تلاش خویش را به اشتراک کسب کردند به طوری که سطح زندگی ژاپنی ها در دنیا به بالاترین سطح رسید.
*تفاوت شیوه های ژاپنی و آمریکایی در چیست؟ شما به عنوان کسی که بیشترین آشنایی را با فـــرهنگ آمریکایی دارید و به عنوان شناخته شده ترین شخصیت ژاپنی در آمریکا عملاً چندین سال با خانواده خود در راه تاسیس شرکت سونی آمریکا و پیشبرد کسب و کار سونی در آمریکا زندگی کرده اید به صورت شایسته می توانید به این سوال پاسخ دهید.
- یک بار به یک دوست آمریکایی گله کردم که امروز دیگر مشکل بتوان چیزی پیدا کرد که عملاً ساخت آمریکا باشد. او پاسخ داد «چرا شما توجهی به وکلای ما ندارید. آنها کالای واقعاً ساخت آمریکا هستند». همیشه در ذهن من وکلا به عنوان نقطه ضعف در نظام آمریکا و مظهر و نماد مهمی که تفاوت میان شیوه های کسب و کــار و مدیریت نظام آمریکا را نشان می دهد تجسم یافته است. دخالت وکلا و روحیه حقوقی در همه اشکال دادوستد آمریکایی با فلسفه و شیوه مدیریت ژاپنی در تضاد است. وکلا و دعاوی قضایی به شدت مانع رونق تجارت می شوند. بیش از 50/000 وکیل دعاوی در آمریکا وجود دارد و هر سال بیش از 39/000 نفر در امتحانات وکالت قبول می شوند. در ژاپن حدود 17000 وکیل دعاوی وجود دارد و هر سال تنها 300 نفر به تعداد آنها افزوده می شود. در ژاپن شرکتهای عظیم حقوقی مشابه آمریکا که نام یک دوجین وکیل روی درودیوار شرکت را می پوشاند نداریم. در حالی که آمریکا در صدد تربیت وکیل بود ما در تدارک تربیت مهندس بودیم. ما دوبرابر آمریکا مهندس دانشگاهی داریم که با درنظرگرفتن جمعیت در کشور نسبت مهندسان ما چهار برابر آمریکاست. تنها در زمینه الکترونیک سالانه 24000 مهندس از دانشگاههای ژاپن فارغ التحصیل می شوند در حالی که در آمریکا این رقم حدود 1700 نفر است
شما معتقدید که وجود این همه وکیل تاثیر منفی اجتماعی هم دارد؟
- یک بار در یک سخنرانی در آمریکا گفتم اگر شما این همه وکیل دارید آنان باید کاری پیداکنند و گاهی مجبور می شوند آن کار را به وجـــــود آورند. گــاهی وکلا پیگرد قانونی بی مفهومی را به راه می اندازند. در آمریکا هرکس دیگری را تحت پیگـــرد قانونی قرار می دهد در این جو هیچ کس به دیگری اعتماد ندارد. اگر شما امروز به همقطار خود اعتماد کنید احتمالاً فردا تبدیل به رقیب شما می شود، چون مردم بارها از یک شرکت به شرکت دیگر منتقل می شوند. به تنها کسی که می توان در آمریکا اطمینان و اعتماد داشت وکیل خود شخص است.  
تفاوت دیدگاه دوملت نسبت به کار چیست؟
-موضع ژاپنی ها نسبت به کار کاملاً متفاوت از موضع آمریکایی هاست. مردم ژاپن دارای زمینه سازگاری بهتری با هر شغلی هستند و آن را شرافتمندانه تلقی می کنند. در سونی گاهی دانشمندان ما برای مدتی در فروش کالاها شرکت می کردند چون نمی خواستیم دانشمندان ما در برج عاج خود زندگی کنند.
به تفاوتهای اجتماعی و فرهنگی ژاپن و آمریکا اشاره کردید. به صورت مشخص شرکتهای ژاپنی در چه مواردی با شرکتهای آمریکایی تفاوت دارند؟
- تفاوت شرکتهای ژاپنی و آمریکایی از تفاوتهای فرهنگی فراتر می رود. در ژاپن کسب سود هرگز در رأس کارها قرار نمی گیرد. در حالی که در آمریکا بالاترین اولویت را به سود سالانه یا درآمد سرمایه گذاران می دهند. هیئت مدیره نماینده سرمایه گذاران است. در آمریکا رفتار مدیران نسبت به نیروی کار و حتی مدیران رده های پایین شدیدو مبتنی بر سلسله مراتب اداری است. در حالی که محیط مطبوع برای مدیران ژاپنی چندان اهمیت ندارد. تلاش برای به دست آوردن یک دفتر کار آراسته و دارای مبلمان و تزئین یافته و دیوارهای رنگ روغنی شده مرسوم نیست. ما اعتقادی به دفاتر خصوصی مجلل نداریم و به چنین چیزهایی اولویت نمی دهیم. ما علاقه مندیم توجه خود را به بهبود کیفیت کارخانه های خود معطوف سازیم و محیط راحت، ساده و دلپذیری ایجاد کنیم زیرا معتقدیم تاثیر مستقیم بر کیفیت تولید دارد. به نظر من یکی از امتیازات نظام ژاپنی نسبت به نظام آمریکایی یا اروپایی در مجموع احسـاس «فلسفه شرکت» است. در ژاپن، برنامه ریزی بلندمدت و نظام پیشنهادی مدیریت رده های میانی و پائین روابط میان مدیریت بالا وپایین را بسیار نزدیک به هم نگه می دارد. که سالها می توانند برنامه خاصی از فعالیتها را تنظیم کنند که فلسفه شرکت را پابرجا نگه دارند.
این تفاوتهایی که در جنبه های مختلف برشمردید واقعیتی است که وجود دارد. نقش جغرافیایی، طبیعی و تاریخی ژاپن در پدیدآمدن این روحیه در ژاپنی ها تا چه اندازه است؟
- زندگی هر روز ما در این جزیره آتشفشانی با تهدیدهایی نظیر زمین لرزه های عظیم، توفانهای سهمگین، امواج جزرومد، کولاکهای شدید و رودهای سیل آسا می گذرد. هرروز زمین زیر پاهای ما به لرزه در می آید. در جزایر ژاپن جز آب، تقریباً هیچگونه مواد معدنی وجود ندارد. 99/7 درصد از نفت مورد نیاز را با اتکاء به واردات تهیه می کنیم. همچنین آلومینیم، سنگ آهن و نیکل 100 درصد، مس بیش از 95 درصد و گاز طبیعی حدود 92 درصد از واردات تامین می شود. کمتر از یک چهارم سرزمین ما غیرقابل زندگی و کشت و زرع است. بنابراین، آنچه ما داریم برایمان ارزشمند است. به همین سبب یادگرفته ایم که به طبیعت احترام بگذاریم و آن را حفظ کنیم. ما در ژاپن احساس می کنیم که همه چیز در این دنیا موهبتی است از جانب خالق، بنابراین، ما باید شکرگذار آنها بوده و هیچ چیز را نباید بیهوده تلف کنیم. همه چیز به طور مقدس و متبرک فراهم آمده و به طور امانت در اختیار ما قرار گرفته و باید بهترین استفاده را از آنها بکنیم. تلف کردن چیزی گناه تلقی می شود. هنگامی که من اولین بار به آمریکا رفتم از مشاهده اینکه آمریکایی ها روزنامه های خود را به دور می اندازند متعجب شدم. میزان کاغذ مصرفی روزنامه ها در سال 190 میلیون تن است. ژاپن در جمع آوری روزنامه های باطله از بالاترین نرخ در دنیا برخوردار است. در سونی می کوشیم هریک از ساختمانهای خود را بیش از حد گرم یا سرد نکنیم. ایبوکا در مصرف برق کم بسیار تعصب داشت و این یکی از چیزهایی بود که او را به فکر استفاده از ترانزیستور انداخت.
نقش آموزش و فرهنگ در دستیابی به این روحیه تا چه حد است؟
- هنگامی که از همان کودکی به آدمی گفته شود که این وسیله فلزی که در دست داری از سنگ آهن معادن کشــــورهای دور به دست می آید و به بهای گزاف به ژاپن حمل می شده و در کـــــوره های ذوب آهن تولید شده، کوره هایی که از گاز و زغال سنگی که از جاهای دیگر آورده شده، بنابراین، چنین وسایلی باارزش به نظر می رسند. بحران نفتی 1973 که پدید آمد عملاً به نفع ما تمام شد چون ما یاد گرفتیم که صرفه جویی کنیم. از بحران بیرون آمدیم و یاد گرفتیم چگونه با مصرف نفت حتی کمتر از پیش به کار خود ادامه بدهیم.*این روحیه قانع بودن و صرفه جویی چه نقشی در عملکرد شرکت داشت؟
- ما به فعالیتهای کارخانه و به محصولات خود به دقت نگریستیم و هرجا که می توانستیم حتی مقدار بسیار اندکی از انرژی صرفه جویی کنیم طرح آن قسمت را تغییر می دادیم. در طول چندماه از آغاز تحریم نفت در سال 1973، ما طرح لامپ تصویری ترینیترون را با گرم کردن غیرمستقیم المنت کاتد به مستقیم تغییر دادیم تا 12 درصد از مصرف برق را کم کنیم. من به خاطر دارم که کونوسوکی ماتسوشیتا پدر صنعت الکترونیک ژاپن حتی در نودسالگی از پروازهای تجاری استفاده می کرد و از شهر اوزاکا که دفتر کارش در آنجا قرار داشت تا توکیو در کنار صدها تن از مردم عادی مسافرت می کرد.
با داشتن اینگونه روحیه، شما هیچگاه از خود راضی نخواهید بود؟
- همین طور است. امروز ما در آمریکا و اروپا دارای بازار مطمئن هستیم و من مرتب به مدیران خود می گویم که نباید در مورد موفقیتی که کسب کرده ایم از خود راضی باشیم چون همه چیز به سرعت تغییر می کند، نه تنها در زمینه فناوری بلکه حتی در برداشتها و نظرات، تفکرات، مد، سلیقه ها و علایق مردم.
پس می توانیم بگوییم داشتن همین روحیات نظیر صرفه جویی و احترام به طبیعت و حفظ موهبتهای الهی و شکرگذاری، پشتوانه شما در درست کارکردن و خوب تولیدکردن بوده است؟
- در آمریکا معمولاً محصولی مثلاً محور اتومبیلی که ساخته می شود بعداً مورد آزمایش قرار می گیرد، آنگاه آنهایی که مطلوب نباشند و مردود شناخته شوند دور انداخته می شوند. در ژاپن اقتصــــــاد ساده به ما چنین اجازه ای نمی دهد. فلسفه عمومی ما در صنایع ژاپن این است که هرکس خود یک بازرس است و کالاهایی که ساخته می شوند باید از همان اولین مرحله تولید درست ساخته شوند. این امر برای ما طبیعی است. از همان آغاز کار ایبوکا و من می دانستیم که به دنبال کیفیت خوب هستیم.
به نقش مدیریت در این زمینه بپردازیم و بویژه جایگاه آن در شرکتها و سازمانها. مهمترین ماموریت یک مدیر در سازمان به نظر شما چیست؟
- مهمترین ماموریت یک مدیر، توسعه روابط سالم با کارکنان خود و ایجاد این احساس است که کارکنان شرکت عضو یک خانواده اند و کارکنان و مدیران دارای سرنوشت مشابهی هستند. موفقترین شرکت آنهایی هستند که مدیرانشان کوشیده اند نوعی احساس مشترک درباره سرنوشت آنها در میان همه کارکنان و سهامداران ایجاد کنند. ما در ژاپن معتقدیم که اگر طالب کارایی بالاتر و بازده بیشتری هستیم باید رابطه صمیمی نزدیکی با کارکنان ایجاد کنیم. یکی از مسائل مهم در شرکت، روحیه و دلگرمی کارکنان است. اگر کارکنان حساسیت خود را نسبت به شرکت از دست بدهند بقای شرکت امکان پذیر نخواهد بود.
نیروی انسانی محور هر کاری است که ما انجام می دهیم. من همیشه متذکر شده ام که باید کارکنان خود را بشناسیم، از بخشهای متعدد شرکت بازدید به عمل آوریم و سعی کنیم تک تک کارکنان خود را ملاقات کرده و به دقت بشناسیم. با رشد شرکت این مساله دشوارتر می شود. باوجود این من سعی خود را می کنم. دوست دارم هرموقع که امکان داشته باشد در کارخانه یا در دفتر شعبه بگردم و با کارکنان به گفت وگو بپردازم. تمام مدیران شرکت را تشویق می کنم که همه را بشناسند و تمام روز را در دفتر پشت میز ننشینند.
نحوه روابط مدیریت و کارکنان در پیشبرد اهداف سازمان چه نقشی دارد؟
- ما اصرار داریم که اعضای مدیریت با کارکنان در یک سالـن بنشیننـد و از تـسهیلات موجود به طور مشترک استفاده کنند. در کارخانه، مسئولان هرروز صبح پیش از شروع کار با همکاران خود یک جلسه کوتاه دارند و به آنان می گویند که امروز چه کار باید انجام دهند. گزارشی از کار روز گذشتـه به آنان می دهند و به دقت در چهره تک تک اعضای گروه خود نگاه می کنند. اگر شخصی از آنان به نظر سرحال نیاید او سعی می کند علت آن را پیدا کند. مدیریت ارشد باید نسبت به اعضای خانواده شرکت احساس دلواپسی داشته باشد. ما با گوش دادن به حرفهای کارکنان خود چیزهای بسیاری یاد می گیریم چون به هرحال عقل منحصراً در اختیار مدیریت قرار ندارد. اگر تمام امور فکری و ابتکاری برعهده مدیریت گذاشته شود شرکت نمی تواند به جایی برسد. تمام کارکنان باید سهمی داشته باشند، حتی کارکنان سطوح پایین نباید تنها به کار یدی بپردازند. ما اصرار داریم که تمام کارکنان حتماً از نظر فکری نیز کمک کنند. یکی از قدرتهای ما در سونی این است که ساختار شرکت را چنان محکم پی ریزی نمی کنیم که سندروم «در اینجا اختراع نشده» دامنگیرمان شود. گرچه برخی از بهترین اندیشه های ما از موسفیدان رده های بالا نشأت گرفته اما نیروی حیات را همیشه در رده های پایین یافته ایم و آن را تشویق کرده و پاداش داده ایم.
برای اینکه یک مدیر درست تصمیم گیری کند چه کاری باید انجام دهد؟
- وظیفه اولیه مدیریت تصمیم گیری است که مستلزم داشتن دانش حرفه ای از فناوری و توانایی پیش بینی برای آینده است. من معتقدم که هر مدیر باید دارای اطلاعات عمومی وسیعی باشد که تمام زمینه های شغلی او را در برگیرد.
واقعیتهای شغلی و محیط آن را بشناسد و آمادگی قبول خطرات را براساس دانش و به اصطلاح حس ششم خود داشته باشد. مدیرانی که استعداد قضاوت از دیدگاه فنی را ندارند که آیا یک تولید عملی است یا نه بشدت نامطلوب هستند. *اهمیت گردش شغلی در کارکنان سازمان چیست شما چگونه از این امر در دادن انگیزه به کارکنان استفاده می کنید؟
- ما سعی می کنیم کارکنان خود را هردو سال یکبار به کار جدید یا کار مشابهی منتقل کنیم. امـــــا کارکنان پرکار و فعال در انتقال اجازه می یابند که حتی زودتر از آن فرصت انتقال داخلی داشته باشند تا کار مناسب خود را پیدا کنند. ما بااین تیر، دو نشان می زنیم. شخص معمـولاً می تواند شغل رضایت بخشی را پیدا کند و در عین حال بخش کارگزینی می تواند مشکلات و مسائل بالقوه مربوط به مدیرانی را مشخص و معین سازد که کارکنان تحت مدیریت آنان می خواهند از دست آنها رها شوند. جنبه مهم دیگر انتقال داخلی این است که مدیریت همیشه توانایی آن را ندارد که هرکس را به شغل مناسبی بگمارد، بلکه این کارکنان هستند که درصدد برمی آیند شغل مناسب خود را پیـــدا کنند. اگر شخص آنچه می خواهد انجام دهد انتخاب کند او تشویق می شود، چون او شغلی را به دست می آورد که مورد نظرش بوده و با پشتکار زیاد هم||ّ خود را وقف شغل جدید می کند. این تجربه ماست. ما شغلها و کارکنان بسیار داریم و دلیلی نداریم که نتوانیم شغلهای مزبور را با کمک خود آنان که می خواهند آن کارها را انجام دهند هماهنگ سازیم.
نسبت به نیروهای تازه استخدام شده در شرکت چه حساسیتی دارید؟
- من شخصاً هرسال برای فارغ التحصیلان دانشگاهی تازه وارد به شرکت سخنرانی ایراد می کنم. آنها را در دفتر مرکزی در توکیو گرد آورده و مراسم معارفه برگزار می کنیم. امسال نیز به رسم چنددهه گذشته آنان را گرد آورده و در چهره 700 جوان مشتاق نگاه کرده و خطابه خود را ایراد کردم.
معروف است که شما به تحصیلات و مدرک کارکنان اهمیت فراوان نمی دهید. چرا؟
- من کتابی تحت عنوان «تحصیلات دانشگاهی اهمیت ندارد» نوشته ام. من سیاست عدم توجه به مدارک دانشگاهی را در شرکت خود پیاده کردم که در استخدام کارکنان نباید براساس زمینه های دانشگاهی آنها قضاوت کرد بلکه باید به شایستگیها و فعالیتهای آنان و استعدادهای بالقوه آنان بیشتر توجه بشود. ما مرتب در جستجوی اشخاص مستعد و باکیفیت هستیم.
وقتی صحبت از استخدام در ژاپن می شود، سیستم استخدام مادام العمر مطرح می شود. چگونه ژاپن به این شیوه رسید؟
- فکر اینکه کارمندی همه دوران زندگـی شغلی اش را در یک شرکت بگذارند یک اختراع ژاپنی نیست زیرا این خصلت به وسیله قوانین کار مدون نیروهای اشتغال به ما تحمیل شده است. در ژاپن پس از جنگ تعدادی از شرکتهای عظیم مثل میتسوی، سومیتومو و میتسوبیشی که تحت عنوان زایباتسو(ZAIBATSU) شناخته می شوند و دارای قدرت سیاسی نیز بودند عملاً اقتصاد کشور را در کنترل داشتند. هنگامی که جنگ پایان یافت مسئولان اشتغال اعلام کردند تا زمانی که نظام زایباتسو شرکتها و صاحبان سهام عظیم در هم تنیده و مالکیتهای بزرگ زمین در این مملکت وجود دارد، روند دموکراتیزه کردن آن امکان پذیر نیست. هنگامی که مدیران و کارکنان ژاپنی متوجه شدند که منافع مشترک بسیـاری دارند و بایستـی به طور مشتـرک برنامه های بلندمدتی را طرح ریزی کنند، فلسفه و مفهوم استخدام مادام العمر مطرح و تکمیل شد.
مسئولیت شما در شرکت بسیار زیاد است. چگونه بین کار و تفریح توازن برقرار می کنید؟
- کارم را بسیار دوست دارم اما از بازی نیز لذت می برم. در 55 سالگی تنیس بازی می کردم و در 60 سالگی اسکی و در 64 سالگی به اسکی روی آب پرداختم. به مدت 40 سال گلف بازی کرده ام و هنوز هم از آن لذت می برم. هر مدیری باید بداند اینگونه تمرینهای سنگین مورد نیاز است، نه تنها برای سلامتی قلب بلکه برای تقویت ذهن و احساس و اعتمادی که به آدم می دهد. اعتماد به نفس اهمیت بسیاری دارد. گرچه همیشه سرگرم کار هستم اما هرموقع فرصت پیدا کنم مرخصی کوتاه مدت می گیرم.
شرکت سونی بیش از نیم قرن به شما متکی بوده است. فکر نمی کنید اگر شرکت را ترک کنید، سونی به راهی دیگر برود؟
- هنگامی که من شرکت را ترک کنم فلسفه سونی به وجود خود ادامه می دهد. در آمریکا به ندرت یک شرکت فلسفه خاص خود را دارد چون هرموقع که مدیریت بالا تغییر یابد شخص جدید نظرات خود را اعمال می کند.*شما بنیانگذار یک شرکت عظیم مبتنی بر فناوری برتر هستید. به نظر شما فناوری چگونه می تواند برای انسان مفید باشد؟
- ما به فناوری به مثابه ابزاری نگاه می کنیم که در ادامه بقا به ما کمک می کند. شاید بتوان فناوری مطلوبی را در اختیار داشت اما اگر نحوه استفاده صحیح و مناسب آن را ندانیم به چه درد می خورد. ولی می توان با داشتن فناوری ساده و نحوه صحیح استفاده از آن، زندگی انسانها را نجات داد. ما معتقدیم اهمیت استفاده از فناوری در این است که بتوانیم محصولاتی ایجاد کنیم که به درد مردم بخورد.
آینده بشریت را چگونه می بینید؟
- من معتقدم که آینده بسیار روشنی در انتظار انسانهاست و در چنین آینده ای پیشرفتهای مهیج فناوری وجود دارد که به زندگی ساکنان کره زمین غنا خواهد بخشید. تنها با گسترش بـــازرگانی بین المللی و انگیزش تولید بیشتر می توانیم از امکاناتی بهره مند شـویم که در دسترس است. برداشت من از آینده عبارت است از دنیای مهیج با کالاها و خدمات عالی تر. موفقیتها تنها به توانایی اراده ما بستگی دارد.

یکی از راه های رشد تفکر خلاقانه، خواندن سرگذشت زندگی انسان هایی است که تفکر خلاق داشته یا دارند و آن را توانسته اند به عرصه ی ظهور بیاورند.**

چند سال پیش یک کتابی دستم رسید به نام «ترقی ژاپن،تلاش آگاهانه، یا معجزه»(آکیو موریتا،مترجم:هاشم رجب زاده-انتشارات سروش – 1381). آن را مطالعه که کردم به آن علاقه مند شدم.

کتاب را مدیر عامل شرکت سونی درباره ی زندگی خودش و هم چنین داستان ترقی سونی نگاشته بود.(بر خلاف نام گذاری کتاب که درباره ی ژاپن است!) آن زمان وقتی برای تهیه ی یک نسخه از کتاب برای خودم رفتم، چاپ کتاب تمام شده بود و ناشر هم –طبق گفته ی فروشنده- در آن زمان قصد تجدید چاپ آن را نداشت. اگر آن را گیر آوردید، برای مطالعه بد نیست.

***

آن چه در ذیل می آید خلاصه ای از متن کتاب است که هنگام گشت زدن در سایت تبیان آن را یافتم.+یک مصاحبه از آکیو موریتا(مؤسس سونی).

شاید بگویید که به ما چه ربطی دارد که آکیو با ترانزیستورها چه کرد و یا این که چه شد که تلوزیون رنگی ساخت و یا...

 اما بدانید آنچه که در مطالعه به روی آکیو و امثال او مهم است مطالعه بر روی طرز تفکر آن هاست. این که: «آن ها چگونه می اندیشند.»

***

زندگی نامه

«آکیو موریتا»(AKIO MORITA) در سال 1921 در شهرناگویای ژاپن از خانواده ای مقتدر و متمول زاده شد. با آنکه پدرش انتظار داشت او به عنوان فرزند بزرگ خانواده پای در راه او گذارد و تجارتخانه او را در حرفه صنایع نوشیدنی اداره کند اما «آکیو» از همان کودکی به وسایل الکتریکی و صوتی علاقه مند بــــود و می خواست بداند اشیاء چگونه کار می کنند. رویای او ساخت یک گرامافون الکتریکی بود. به همین دلیل رشته فیزیک را در دانشگاه اوزاکا برگزید. پس از فراغت از تحصیل و در بحبوحه جنگ جهانی دوم که ژاپن درگیر جنگ بود به عنوان افسر نیروی دریایی در دفتر فناوری، کار بـــرروی تکمیل دستگاهها و سلاحهای حرارت یاب و ادوات هدف گیر شبانه را آغاز کرد. در همان جا بود که با مهندس تیزهوشی به نام ماسارو ایبوکا (MASARU IBUKA) آشنا شد. ایبوکا نابغه اختراع بود و در همان زمان شرکتی را به نــام «ابزار دقیق ژاپن» تاسیس کرده و آمپلی فایر نیرومندی ساخته بود که می توانست آشفتگی جریان مغناطیسی در عماق آب را برای زیردریائیها اندازه گیری کند.

پس از بمباران اتمی ژاپن در سال 1945 و پایان یافتن جنگ، موریتا به شهر خود ناگویا برگشت و ایبوکا نیز با هفت کارمند خود که از شرکت قبلی به همراه آورده بود در ساختمانی کهنه و خالی و نیمه ویرانه در توکیو شرکت جدیدی را تاسیس کرد. موریتا پس از مدت کوتاهی برای تدریس به توکیو آمد واطلاع یافت که دوست و همکار او ایبوکا سلسله مقالاتی را در زمینه دستگاههای الکتریکی در روزنامه معروف ژاپنی «آساهی» می نویسد و شرکتی را تاسیس کرده است. او به ملاقات دوستش شتافت و تصمیم گرفت به صورت نیمه وقت و پس از مدت کوتاهی تمام وقت به او بپیوندد و با همفکری یکدیگر شرکت جدید خود را تاسیس کند. ایبوکا 38 ساله و موریتا 25 ساله در سال 1946 شرکت را با نام «شرکت مهندسی مخابرات توکیو»(TOTSUKO) با 500 دلار سرمایه (190.000 ین) و 20 نفر تاسیس کردند. محل فعالیت شرکت طبقه سوم یک ساختمان نیمه مخروبه در منطقه منهدم شده ای قرار داشت که تمامی دیوارهای بتونی آن شکافهای عمیق برداشته بود. بدین ترتیب سنگ بنای شرکت عظیم سونی به همت دو انسان سخت کوش با فعالیت تعمیر رادیو گذاشته شد. 12 سال بعد و پس از دستیابی به موفقیتهای پی درپی در کار برروی محصولات الکتریکی و عرضه فرآورده های صوتی و تصویری نظیر پلوپز برقی، ولت متر، بالش برقی، ضبط صوت، رادیو، تلویزیون و ویدئو، شرکت به نام «سونی» تغییر نام داد. موریتا در سال 1953 اولین سفر خود را به آمریکا و اروپا انجام داد و کمی بعد با فکر گسترش صادرات و کسب و کار سونی به ماوراء مرزهای ژاپن و بویژه آمریکا، به همراه خانواده خود به نیویورک رفت و در سال 1960 شرکت سونی آمریکا را تاسیس کرد. اولین رادیوی ترانزیستوری جهان (TR-55) در سال1956 توسط شرکت ساخته شد و سال بعد کوچکترین رادیوی ترانزیستوری جیبی(TR-63) با ابعاد32 ×71×112 میلیمتر و قیمت 13800 ین عرضه گردید. البته این رادیو کمی بزرگتر از جیب معمولی پیراهن بود و لذا موریتا پیراهنی با جیب بزرگتر برای خود تهیه کرده بود که بتواند عنوان جیبی را برای آن اثبات کند قیمت صادراتی این رادیو39/95 دلار بود. اولین تلویزیون ترانزیستوری مدل 8 اینچی(TV8-301) در سال 1959 و کوچکترین و سبک ترین تلویزیون (TV5-303) در سال 1962 و بالاخره تلویزیونهای رنگی کروماترون در سال 1964 و ترنیترون در سال 1968 ساخته و عرضه گردید.

شمارش تعداد محصولاتی که این شرکت از آغاز تاسیس تاکنون ابداع و به بشریت عرضه داشته مشکل است و علاوه بر مواردی که برشمرده شد، ویدئو، دیسک فشرده، فلاپی دیسک، نوارهای ویدئوئی بتاماکس، واکمن، تلویزیون دستی کوچک، پخش استریو، دوربینهای فیلمبرداری 8 میلیمتری، دوربینهای عکاسی و دهها اختراع دیگر را شامل می شود.

در مدت همکاری این دو یار باوفا، ایبوکا انرژی خود را بر روی انجام تحقیقات فناوری و توسعه محصول متمرکز کرد و موریتا دست به گسترش سونی در مناطق مختلف دنیا، جهانی سازی شرکت و توجه به مسائل مالی، توسعه منابع انسانی و ورود به دنیای نرم افزار زد. موریتا پیشتاز طرح ایده جهانی شدن شرکتها بود و برای گسترش شرکت خود به بسیاری نقاط دنیا رفت وآمد می کرد. او شناخته شده ترین ژاپنی در آمریکاست که جوایز متعددی را دریافت کرده است.

توانایی او در مطالعه و شناخت دو فرهنگ شرقی و غربی و ترکیب جنبه های خوب آن با یکدیگر شگفت انگیز بود

موریتا در سال 1959 عنوان نایب رئیس سونی را داشت و در سال 1971 به ریاست سونی رسید و تا سال 1994 که به عنوان ریاست افتخاری سونی بازنشسته شد در سمتهای مختلف ریاست، مدیریت عامل و ریاست هیئت مدیره فعالیت کرد. ایبوکا دوست و همکار او در بنیانگذاری شرکت در سال 1997 درگذشت. چهارسال قبل از آن، موریتا به هنگام بازی تنیس دچار حمله قبلی شد و تا سال 1999 که در 78 سالگی جهان را وداع گفت صندلی چرخدار سوار می شد. موریتا مسیر زندگانی و نظرات و افکار خود را در زمینه کسب و کار صنعت الکترونیک و فناوری برتر در کتابی به نام «ساخت ژاپن» در معرض استفاده همگان قرار داده است. همت والای او و دوست و همکار و همراهش ایبوکا، از خاکسترهای ویرانه های جنگ جهانی دوم، شرکتی جهانی را پدید آورد که رهبری بلامنازع اختراعات پی درپی و عرضه محصولات و وسایل الکترونیکی صوتی و تصویری و فناوری اطلاعات را در اختیار خود گرفت و در سال 2003 با 161100 نفر کارمند، فروش 62 میلیارد دلاری را به دست آورد.****

متن مصاحبه با «آکیو موریتا»

*در چه خانواده ای متولد شدید؟

- هنگامی که به عنوان اولین فرزند خانواده در سال 1921 متولد شدم امور تجاری از رونق خوبی برخوردار بود. ما خانواده ثروتمندی بودیم و در خانه بسیار بزرگ و بی حصاری در یکی از بهترین محله های مسکونی شهر ناگویا زندگی می کردیم. خانواده من دیندار و پارسامنش بود و معمولاً در خانه مراسم مذهبی برگزار می کردیم و سنتها در خانواده ما اهمیت داشت.

*پدرتان چگونه آدمی بود و چه نقشی در تربیت شما ایفا کرد؟

- پدرم در تربیت من بسیار دست و دل باز بود. اما بااین همه من مسئولیتهای پسر ارشد خانواده را به عهده داشتم و او مصمم بود که به من امور بازرگانی را بیاموزد تا از همان آغاز زندگی شروع به کار کنم. پدرم همیشه علاقه مند به فناوری جدید و وارداتی و محصولات خارجی بود. او با واردکردن ماشین های فورد، سرویس تاکسیرانی را آغاز کرد. ما در خانه ماشین لباسشویی جنرال الکتریک و یخچال وستینگهاوس داشتیم. گرچه خانواده ما دارای برخی ویژگیهای غربی بودند، با وجود این نخستین تاثیر نیرومند روی زندگی من از طرف عمویم بود که پس از چهارسال زندگی در خارج از پاریس برگشته بود.

*چه درسهایی از زندگی خانوادگی آموختید که بعدها شما را در مدیریت شرکت یاری رساند؟

- پدرم عادت داشت بگوید که تمام ثروت جهان نمی تواند به شخص آموزش و فرهنگ بدهد مگر اینکه شخص خود تصمیم بگیرد که بنشیند و سخت مطالعه و تحصیل کند. سخت کوشی، داشتن پشتکار و خوشبینی از جمله صفاتی هستند که از اجدادم به من به ارث رسیده است. به من هشدار می دادند که در مورد تصمیم گیریهای خود و نیز درباره دستورهای خود به دیگران بسیار دقیق باش و مسئولیت تمام کارها را به عهده بگیر. به من آموختند که سرزنش زیردستان و تقصیر مشکلات را به گردن کسی انداختن و در واقع در صدد یافتن قربانی برآمدن بی فایده است. موضوع مناسب از دیدگاه اندیشه ژاپنی که در خانه آموخته بودم عبارت بود از استفاده از انگیزه های مشترک با مردم در انجام کارهایی که به سود هردو طرف است. متوجه شدم که در کار با کارمندان خود هر مدیری احتیاج دارد خصوصیاتی نظیر صبروحوصله و درک و فهم را ترویج دهد. نمی توان حرکتهای خودخواهانه ای انجام داد یا زیردستان را به دیده تحقیر نگریست. این مفاهیم بودند که در توسعه فلسفه مدیریت مرا یاری رساندند و من براساس آن توانستم چه در گذشته و چه در حال حاضر به شرکت خود خدمت کنم.

*با دنیای کسب و کار چگونه و از چه زمانی آشنا شدید؟

- هنگامی که در ده یازده سالگی بودم، پدرم برای اولین بار مرا به دفتر کارخانه خود برد و به من نشان داد که شرکت چگونه اداره می شود. مجبور بودم در تمام مدت دراز و خسته کننده جلسه هیئت مدیره در کنار پدرم بنشینم. در حالی که هنوز در مدرسه ابتدایی بودم با گفت و شنودهایی که درباره کارهای تجاری شرکت بود آشنا شده بودم. از آنجا که پدر من رئیس شرکت بود از مدیران دعوت می کرد که برای دادن گزارشهای لازم و برگزاری جلسات به خانه ما بیایند و اغلب اصرار داشت که من هم در جلسات حضور داشته باشم و به دقت به آنچـــــه گفته می شود گوش فرا دهم. اغلب می گفتند که تو از حالا رئیس شرکت هستی، پسر ارشد خانواده هستی، این را به خاطر داشته باش.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1392ساعت 10:32  توسط مرجان فرآورده  | 

ميانبري به دنياي سلامتي

سبک صحيح زندگي از جمله موضوعات قابل تأمل و بحث جامعه مدرن امروزي بشمار آمده که به عقيد بسياري از متخصصان پيروي از الگوهاي سالم زندگي را که باعث زندگي به بهترين سبک مي‌شود را در پيشگيري از پيري زودرس و ابتلا به بيماري‌هاي فکري و جسمي و افزايش ميانگين اميد به زندگي مهم مي‌دانند. با توجه به پيامدهاي دنياي صنعتي امروز که الگوهاي غلط غذايي، بي‌تحرکي و استرس را شامل مي‌شود، بهره‌مندي از تمرينات ورزشي جسمي و ذهني، نقش مهمي در کنترل استرس‌هاي محيطي و تأمين سلامت رواني و جسمي دارد. انجام تمرينات ورزشي يوگا يکي از سبک‌هاي صحيح زندگي بشمار مي‌رود. مطابق با تحقيقات انجام شده، افرادي که اين نوع از تمرينات ورزشي را بطور مستمر انجام مي‌دهند، از اندام متناسبي برخوردار بوده و جسم و روان سالمي دارند.
- تکنيک تنفس صحيح: آموزش شيوه صحيح تنفس هنگام انجام تمرينات ورزشي که با عملکرد ذهن بطور مستقيم در ارتباط است از مزاياي انجام اين تمرينات است. در روش تنفس معمولي بسياري از افراد از طريق دهان نفس کشيده يا از تکنيک‌هاي صحيح تنفس پيروي نمي‌کنند. در اين حالت پيغام‌هايي به مغز فرستاده مي‌شود که استرس را افزايش داده و کنترل شرايط استرس‌زا را دشوار مي‌کند. شيوه تنفس صحيح هنگام انجام تمرينات يوگا، روزي آرام و بدون تنش عصبي و استرس را براي افراد به دنبال خواهد داشت.
- اختلالات حرکتي: شيوه صحيح تعادل برقرار کردن هنگام ايستادن و راه رفتن يکي ديگر از مزايا انجام تمرينات ذهني و جسمي است. افزايش اعتمادبه‌نفس هنگام راه رفتن و پياده‌روي و افزايش انعطاف‌پذيري در بيماران مبتلا به ديابت، ام‌اس و آرتريت روماتوئيد از فوايد انجام تمرينات ورزشي يوگا است.
- مشکلات تنفسي: مطابق با مطالعات انجام شده، پيروي از الگوهاي ورزشي جسمي و ذهني، نقش مهمي در بهبود بيماري‌هاي تنفسي از جمله تنگي نفس، خس‌خس و آلرژي دارد. آزمايشي که روي 300 فرد مبتلا به آسم انجام شد، نشان داد در افرادي که به مدت 40 روز از تمرينات يوگا پيروي مي‌کردند، علائم بيماري تا 74درصد تخفيف يافت. انجام اين تمرينات ذهني و جسمي، به مدت 90دقيقه هنگام صبح و يک ساعت هنگام بعدازظهر پس از 40 روز نتايج مثبتي را به دنبال داشت. از طرف ديگر بهبود علائم بيماري در مبتلايان به برونشيت مزمن و آمفيزم پس از انجام تمرينات آرام‌بخش و تکنيک‌هاي تنفس از ديگر نتايج تحقيقات است.
- مديريت درد: افزايش ترشح هورمون‌هاي ضدِاسترس و ناقل‌هاي شيميايي که براي کنترل درد توليد مي‌شوند، از مزاياي انجام تمرينات ذهني و جسمي بطور مستمر است. پژوهش‌ها نشان مي‌دهد انجام تمرينات يوگا بطور مستقيم بر عملکرد سيستم عصبي مرکزي تأثير گذاشته و مکانيسم کنترل درد را که در سيستم نخاعي انجام مي‌شود، بهبود مي‌بخشد. بعبارت ديگر انجام اينگونه تمرينات ورزشي به نوعي باعث آزادسازي مسکن‌هاي طبيعي در بدن مي‌شوند. ديگر تحقيقات حاکي از آن است تکنيک‌هاي تنفس صحيح، تمرينات مديتيشن و ريل؟يشن و تمرينات کششي که باعث افزايش انعطاف‌پذيري عضلات مي‌شود، استرس را کاهش داده و نه تنها از ايجاد کمردرد پيشگيري مي‌کند، بلکه دردهاي اين ناحيه را کاهش مي‌دهد.
- داروخانه طبيعي: پيشگيري از کاهش قدرت بينايي و شنوايي، افزايش تمرکز هنگام انجام کارهاي ذهني، کاهش وزن، افزايش قدرت ارتباط و توسعه مهارت اجتماعي، جلوگيري از ابتلا به پيري زودرس، کنترل بيماري در ديابتي‌ها، افزايش خودآگاهي، کنترل فشارِخون و پيشگيري از ابتلا به بيماري‌هاي قلبي و عروقي، بهبود بي‌خوابي و تخفيف علائم يائسگي در زنان از ديگر مزاياي انجام تمرينات آرامبخش ذهن همراه با حرکات فيزيکي بشمار مي‌آيد.

بچه ها را تنها نگذاريم

باز نگه داشتن پل ارتباطي ميان كودكان و والدين فوق العاده مهم است. ما از كودكانمان مي خواهيم تا افكار و احساساتشان را با ما در ميان بگذارند، تا بتوانيم آن ها را درك كنيم و در بحران هاي زندگي به ياري آنها برخيزيم. انتظار داريم به جاي آنكه واكنش منفي نشان دهند احساسات خود را به طور مناسبي بيان كنند، به حرف ما گوش كنند و كاري را كه از آنها مي خواهيم انجام بدهند.
بچه ها به طور غريزي نمي دانند كه افكار و احساساتشان را چگونه بايد بيان كنند. همچنين به طور خودكار آماده گوش دادن به دستورات و پيروي از آنها نيستند و براي انجام اين مسئوليت ها بايد آموزش ببينند. والدين در اغلب موارد مجبورند روش هاي ارتباطي خود را بهبود ببخشند. در اين باره به نكات زير توجه كنيد:
¤ با ملايمت حرف بزنيد و يك نتيجه حقيقي را دنبال كنيد. به خاطر داشته باشيد همه چيز در صحبت كردن نيست و همه مشكلات رفتاري را نمي توان با گفت وگو حل كرد. كودكان بايد محدوديت هاي رفتارشان را بدانند و معمولا فقط توضيح دادن به آنها كافي نيست.
¤ رويه خود را با سن و ميزان بلوغ كودك متناسب كنيد.
اشتباه بزرگي كه والدين مرتكب مي شوند اين است كه در مورد مشكل زياد صحبت مي كنند و روش هاي ارتباطي خود را زودتر از موعد (نسبت به سن كودك) به كار مي بندند و از كلماتي استفاده مي كنند كه كودك معني آنها را نمي فهمد.
كودكان و نوجوانان به روشهاي تدبيري بهتر پاسخ مي دهند تا جملات سنگين و بي انتها.
سعي كنيد با بالغ شدن فرزند خود بر عمق ارتباطات بيفزاييد و از واكنش هاي منفي بكاهيد.
والديني كه هميشه سعي كرده اند در تربيت فرزند خردسالشان از توضيح و دليل استفاده كنند اغلب به اين نتيجه مي رسند كه با بزرگ تر شدن كودك نه تنها مشكل حل نمي شود بلكه بدتر هم مي شود زيرا وقتي كودك به مرحله اي از رشد عقلي مي رسد كه بتواند همچون يك فرد بالغ عمل كند والدين مي كوشند تا واكنش هاي قوي به او آموزش دهند اما اين كودك بالغ كه فقط به توضيح و دليل عادت كرده است در برابر محدوديتهاي جديد حتي بيشتر از يك نوجوان عادي طغيان مي كند.
در نتيجه بهتر است در مورد كودكان كم سن و سال بيشتر از مديريت و در مورد كودكان بزرگتر از ارتباط استفاده شود.
چگونه به حرفهاي كودك گوش دهيم؟
1- به زبان رفتار گوش دهيد: كودكان پس از چيره شدن به زبان گفتار مي كوشند از طريق رفتار با آنها ارتباط برقرار كنند.
كودكان بزرگتر و نوجوانان به طور شفاهي ارتباط برقرار نمي كنند و در بيشتر موارد كه تحت فشار قرار مي گيرند، يا با آنها مخالفت مي شود احساسات خود را بروز مي دهند.
وقتي كودك رفتار جديدي را نشان مي دهد ممكن است مربوط به يك مرحله خاص سني نباشد و قصد گفتن چيزي را به شما داشته باشد.
براي چند لحظه خود را جاي كودك بگذاريد و سعي كنيد هدف او را از بروز چنين اعمالي كشف كنيد و سپس در مورد آن اهداف با او صحبت كنيد.
2- براحساسات برچسب بزنيد: روند آموزش تشخيص و بيان احساسات به يك كودك به تمرين و تكرارهاي زيادي نياز دارد. تشخيص دادن احساسات مهارتي است كه به ظرافت نياز دارد پس صبور باشيد.
3- تمام توجه تان را به او جلب كنيد: به بقيه افراد خانواده بگوييد كه مزاحم نشوند. به يك جاي خلوت و ساكت برويد و طوري رفتار كنيد كه انگار تا ابد مي خواهيد گوش كنيد. همان قدري كه براي دوستان خود كه براي م؟ نزد شما آمده اند وقت مي گذاريد براي كودكان خود نيز وقت بگذاريد.
4- سرصحبت را باز كنيد:
گاهي شروع صحبت براي كودكان مشكل است.
سر صحبت را با جملاتي مانند (خب چي شده؟، بگو از چي ناراحتي؟) باز كنيد. هرچه اين جملات اختصاصي تر باشد موثرترند. اگر كودك نمي خواهد در مورد موضوعي صحبت كند به او القا كنيد كه آزاد است و مي تواند در فرصت ديگري اين كار را انجام دهد.
5- به كودك اجازه صحبت كردن بدهيد: افراد بالغ معمولا تمايل دارند راه حل هايي پيشنهاد دهند و حتي براي كودكان نطق كنند، در برابر اين وسوسه ها مقاومت كنيد.
6- فقط گوش كنيد! سعي كنيد حرف هاي كودك را به خودش برگردانيد تا شما را با بخش بيشتري از احساساتش شريك كند. از شيوه گوش كردن فعال يعني تكرار يا تفسير آنچه كودك به شما گفته است را به كار گيريد. با پاسخ هاي كودك پيش برويد و بيشتر يك دوست دانا باشيد تا يك پليس كنجكاو. توجه داشته باشيد شما در حال مشاهده دنيا از ديد كودك هستيد نه لزوما واقعيتي كه اتفاق افتاده است. از هر روشي زياد استفاده نكنيد اگر همه جملات كودك را تكرار كنيد يا مطلب زيادي از او بپرسيد ممكن است خسته و آزرده خاطر شود.
7-بگذاريد كه كودك حس كند كه شما از درد دل كردن او خوشحاليد: وقتي در مورد مشكلات زندگي اش با شما صحبت مي كند بگذاريد حس كند كه شما احساس خوبي نسبت به اين كار داريد.
چگونه با كودك خود صحبت كنيم؟

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت 9:1  توسط مرجان فرآورده  | 

رُزالیا مِرا گویِنِچئا؛ ثروتمندترین زن خودساخته

رارُزالیا مِرا گویِنِچئا Rosalía Mera Goyenechea ، یکی از دو بنیانگذار زارا، بزرگترین فروشگاه زنجیره ای تولید و فروش پوشاک در جهان، روز 15 آگوست (پنجشنبه گذشته) در بیمارستانی در لاکرونیا، شهر زادگاهش درگذشت.

 رسانه های اسپانیا که بلافاصله خبر درگذشت ثروتمندترین زن کشورشان را مخابره کردند هیچ جزئیاتی از علت مرگ او گزارش نکرده اند اما گفته می شود مرای 69 ساله درحالی که داشت تعطیلاتش را در جزیره مینورکا در دریای مدیترانه می گذراند دچار حمله ای قلبی شده است.

مرا، که کارش را از خیاطی در خانه آغاز کرده بود و همسرش آمانسیو اُرتگائونا در سال 1975 نخستین فروشگاه خود را با نام زارا در لاکرونیای اسپانیا دایر کردند. فروشگاهی که با تلاش این زوج سرانجام به کسب و کاری چند میلیاردی دلاری در سراسر جهان تبدیل شد و نام این دو را به عنوان نخستین دومین نفر در فهرست ثروتمندترین های اسپانیا ثبت کرد.

زوج اسپانیایی که شوق راه انداختن کسب و کاری نو و سودای تبدیل کردن آن به تجارتی پر رونق و پول ساز را در سر می پروراندند، ابتدا می خواستند نام فروشگاهشان را به یاد فیلم مورد علاقه شان «زوربای یونانی» زوربا بگذارند اما اتز آنجا که باری در آن نزدیکی به این نام وجود داشت نام آن را به زارا تغییر دادند.

ویژگی و تخصص فروشگاه آنها تولید لباس هایی مشابه لباس های محبوب و گران با قیمتی ارزانتر بود و فرمول کسب و کار آنها آنچنان موفق از آب درآمد که به سرعت فروشگاه های دیگری در سراسر اسپانیا دایر کردند و خیلی زود پا به عرصه کسب و کار بین المللی پوشاک گذاشتند.

10 سال پس از افتتاح نخستین فروشگاه زارا در لاکرونیا مِرا و همسرش شرکت سرمایه گذاری ایندیتِکس را دایر کردند که کارش مدیریت کسب و کار این زوج بود. ایندیتکس در حال حاضر چندین شرکت مد و پوشاک را زیر مجموعه خود دارد، که زارا پرچم دار آنهاست. فروشگاه های زنجیره ای پوشاک مشهوری چون بِرشکا، ماسیمودوتی، اویشو، پول اند بیر، استرادیواریوس، اوتِرک و زاراهوم هم متعلق به این شرکت به این شرکت هستند.

ایندیتکس که شرکتی بین المللی با سرمایه ای چند میلیارد دلاری است، در حال حاضر بیش از 6 هزار فروشگاه در 86 کشور جهان را اداره می کند و بیش از 120 هزار نفر در زیرمجموعه های این شرکت مشغول به کار هستند.

مرا، با اینکه در سال 1986 از همسرش طلاق گرفت، هنوز 6.99 درصد از سهام شرکت ایندیتکس را در اختیار دارد و علاوه بر آن در شرکت های مختلف دیگری در حوزه های دیگر کسب و کار، از تولید کیت های تشخیص اثر انگشت نوزدان گرفته تا تحقیق درباره راه های مبارزه با سرطان، سهامدار است. مرا همچنین یکی از سرمایه گذاران اصلی هتل بولگاری لندن است؛ هتلی لوکس و مجلل که در سال 2012 افتتاح شد.

پس از عرضه اولیه سهام عمومی ایندیتکس در بازار بورس در سال 2001، مرا و دخترش، ساندرا، به دومین سهامدار عمده در شرکت سرمایه گذاری خانوادگی شان، با نام روسپ کورونا، که عمده سهام ایندیتکس را در اختیار دارد، تبدیل شدند. به نوشته بلومبرگ مرا علاوه بر 7 درصد سهامش در ایندیتکس، 5 درصد از سهام شرکت بیوتکنولوژی زلتیا اس اِی، و نیز سرمایه گذاری های کلانی در صنعت تولید فیلم و تلویزیون و املاک و ساختمانی را هم در اختیار دارد.

طبق فهرست ثروتمندترین های جهان که بنیاد فوربز همه ساله آن را منتشر می کند، مرا در لیست سال 2013 عنوان ثروتمندترین زن خودساخته جهان را از آن خود کرده است. ارزش دارایی های مرا که تمام ثروتش را با تلاش خود اندوخته و پیشینه ای از میراث خانوادگی ندارد، در حال حاضر بیش از 6 میلیارد دلار تخمین زده می شود.

او همچنین پس از شوهر سابقش، در جایگاه دوم ثروتمندترین های اسپانیا قرار دارد. اگرچه شاخص میلیاردرهای بلومبرگ ثروت مرا را کمتر تخمین زده است اما در ارزیابی این بنیاد هم او ثروتمندترین زن اسپانیا و ثروتمندترین زن خودساخته جهان لقب گرفته. اُرتگا، شوهر سابق مرا، که حالا 77 سال سن دارد با در اختیار داشتن 59.3 درصد از سهام شرکت ایندیتکس و ثروت خالصی که در حدود 56.9 میلیارد دلار تخمین زده می شود چهارمین نفر در فهرست ثروتمندترین های جهان است.

مرا، به رغم ثروت بی حسابش، تمام عمرش را در زادگاه خود و در نزدیک خانه قدیمی شان گذراند و در کافه ها و رستوران های معمولی دیده می شد. او بارها در دفاع از مخالفان دولت و معترضان به سیاست های دولت اسپانیا، در مواردی همچون کاستن از مخارج عمومی و خدمات رفاهی و سختگیری بیشتر در زمینه سقط جنین، سخن گفته بود و حمایت خود را از خواسته های مردم نشان داده بود.

فرانسیسکو سالوادور، استراتژیست و مشاور شرکتی در والورِس اسپانیا می گوید: «با وجود اینکه او دیگر در فعالیت ها و تصمیم گیری های شرکت نقشی نداشت، همراه با شوهر سابقش نقش مهمی در ایجاد و تاسیس این کسب و کار چند میلیارد دلاری ایفا کرده بود. سرمایه گذاری های او هنوز تاثیر چندانی در دنیای کسب و کار و جهان شرکت های بزرگ جهان بر جای نگذاشته است اما تاثیرِ او تا ابد از طریق فعالیت های خیرخواهانه و اجتماعیِ بنیادش بر جای خواهد ماند.»

رُزالیا مِرا گویِنِچئا در 28 ژانویه 1944 در محله ای در لاکرونیا، در استان گالیچیا در شمال غربی اسپانیا متولد شد. او تحصیلات خود را از همین محله کارگرنشین و فقیر آغاز کرد و در سن 11 سالگی مدرسه را رها کرد تا در یک فروشگاه پوشاک به عنوان دستیار فروشنده مشغول به کار شود و در سال 1966 با اُرتگا آشنا شد و این آشنایی به ازدواج انجامید.

نخستین گام زارا برای ورود به عرصه جهانی تولید و فروش پوشاک، پس از گذشت 10 سال از تأسیس نخستین فروشگاه این برند و گسترشِ سریع آن در مناطق مختلف سراسر اسپانیا، از پرتغال آغاز شد و در سال 1988 نخستین فروشگاه برون مرزی مرا و اُرتگا در آن کشور افتتاح شد. یک سال پس از آن فروشگاه زارا به نیویورک راه یافت و کمی بعد هم در آغاز سال 1990 پاریس نخستین فروشگاه زارا را به خود دید.

چند سال بعد اولین فروشگاه زارا به بریتانیا راه یافت و در آن کشور با استقبال بی سابقه ای روبرو شد؛ به مدد خیل عظیم جوانانی که به دنبال لباس های ارزان اما مد روز و مطابق با بهترین مدهای پوشاک جهان بودند، پس از گذشت تنها 15 سال از افتتاح نخستین فروشگاه زارا در بریتانیا، شرکت ایندیتکس حالا به غولی بزرگ در دنیای پوشاک تبدیل شده که حدود 65 میلیارد یورو سرمایه و دارایی دارد و ارزش سهامش از 60 یورو در سال 2007 به 103 یورو افزایش یافته است.

یکی از ویژگی های مهم برند زارا، که آن را از بسیاری از تولیدکنندگان پوشاک جهان متمایز می کند، وفاداری این شرکت به ریشه های اسپانیایی خود بوده است. زارا برخلاف بسیاری از برندهای دیگر تولید پوشاکش را به چینی ها نسپرده است و بیش از نیمی از تولید خود را در پایگاه تولید خود در شهر بندری لاکرونیا انجام می دهد. بدین ترتیب زارا توانسته است به راحتی با تولیدکنندگان و پیمان کاران چینی رقابت کند.

اما در زمینه ویژگی های تولید و مشخصه های لباس هایی که زارا تولید می کند، رمز موفقیت این برند در چیزی است که «مدِ بلافاصله» خوانده می شود. زارا توانسته است مدهای جدید پوشاک را به سرعت و در کمتر از دو هفته از نمایش های مد جهان به فروشگاه های خود و مشتریانی که بی صبرانه منتظر پوشیدنِ مد جدید هستند برساند. بسیاری از برندهای دیگر شاید در طراحی و تولید نسبت به زارا برتری داشته باشند، اما طرح های جدیدشان را با وقفه هایی طولانی که تا چند ماه می رسد به دست مشتریان می رسانند.

سه موضوعی که در مصاحبه کاری نباید گفت

 مسایل مالی و چک و چونه زدن در مورد حقوق یکی از بهترین قسمت های مصاحبه های کاری است. شاید از شما پرسیده شود حقوق درخواستیتان چقدر است. یا شاید شغل دلخواه خود را پیدا کنید اما حقوق آن به هیچ وجه خوب نباشد.

همه ما برای کسب درآمد کار می کنیم و مسلما تعیین حقوق از همان ابتدا یکی از واجبات به نظر می رسد. اما باید در مصاحبه کاری به  سه مورد حتما توجه داشته باشید تا موجب خرابکاری نشود و بتوانید حقوقی که تصور می کنید شایسته آن هستید را دریافت کنید.

«اصولابرای این موقعیت کاری چه حقوقی پرداخت می کنید؟»

اگر این سوال را در پاسخ به سوال «حقوق موردنظر شما چقدر است؟» بگویید، مطمئن باشید آنها از میزان پول پرداختی موردنظرشان کم خواهند کرد. در ضمن، حالا که موقعیتی برای بیان خواسته شما پیش آمده است با بیان این سوال مسخره، آن را از بین می برید و آنها هم از فرصت استفاده می کنند و مبلغ موردنظر خود را به شما تحمیل می کنند. بعلاوه، این مساله باعث می شود آنها تصور کنند شما در مورد شغل دلخواه و حقوق آن هیچ اطلاعاتی ندارید و بدون تحقیق و مطالعه برای استخدام اقدام کرده اید.
بهتر است از دوستان، آشنایان یا وب سایت های اینترنتی نُرم حقوق شغل خود را بیابید و اطلاعات کامل برای مصاحبه بروید.

«بله! خوب به نظر می رسد.»

این را بدانید کارفرما در مصاحبه کاری در مورد حقوق، پایین ترین مبلغ را پیشنهاد می دهد. وقتی آنها مبلغی را پیشنهاد می کنند اول به توانایی ها و مدرک خود فکر کنید و ببینید آیا واقعا منصفانه است؟ به این توجه داشته باشید آنها شما را می خواهند و اکنون بهترین فرصت است برای خواسته های خود بجنگید. می گویند جنگ اول به از صلح آخر. مبلغ موردنظرتان را بگویید و دلایل آن را نیز بیان کنید.

«خیلی برای من فرقی ندارد»

در مرحله دوم مصاحبه که موضوع بحث، حقوق است، به هیچ وجه این جمله را بیان نکنید. لازم نیست به کارفرما بگویید اگر بودجه شما کم است پس من هم از حقوق خود صرف نظر می کنم و همان مبلغ پایین پیشنهادی شما را قبول می کنم. این نوعی ترفند شرکت ها است که با کمترین حقوق بهترین کارمندان را جذب کنند. اتفاقا نباید انعطاف پذیر باشید. تحقیق کنید و مبلغ درست و شایسته شغل خود را پیدا کنید و برای به دست آوردن آن هم اصرار داشته باشید.
+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1392ساعت 20:35  توسط مرجان فرآورده  |